خوش آمديد!
19:13 سه شنبه 17 شهريور ماه ، 1389
پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 
لینکدونی سایت

بیابان های ایران

یک عدد دانشجوی جهانگردی

جهانگردی 88 تبریز

موزه رضا عباسی

باغ های ایرانی

علم گردشگری

سایت استادم:دکتر محمد رضا اورمزدی

دختر کوروش(نازیلا محمد پور)

علی اصغر رضی کاظمی(رامسر -عکس)

بسیار سفر باید...

سایت هتلداری ایران

سایت دکتر روشن بابایی(استاد جهانگردی دانشگاه لنگرود)

سایت سفر و گردشگری ایران

نخبگان توریسم(مهران)

عاشق سفر(جمشید و محمد)

فرهنگ و هنر ایرانی(احسان)

سفر به دور ایران(خشایار)

نسیم طبیعت ایران

بیا تا برویم(سمیرا منفرد)

سایت آرش نور آقایی

راهنمایان گردشگری

انجمن بین المللی سفر

میراث آریا

اصفهان

محوطه تاریخی بیستون

روستای ماسوله

سایت جامع گردشگری

سفر در طبیعت ایران

ایران سرزمین من

لاویج

آتر(رزگار)

یاداشت های یک دختر عاشق جهانگردی(سپیده)

سفر ایرانی(محمد رضا عباس پور)

ایران را بگردیم(محمد گایینی)

ایران چرخی(مهشید)

گروه آنادانا

کانون گردشگران جوان ایران

کمیته ملی طبیعت گردی

سفرنامه دور دنیا با دوچرخه

پاتوق علمی گردشگری

آینده توریسم ما

بوی کوچ(الهام حسینی)

گروه جهانگردی یزد

گردشگر(نسترن)

 

در قلمرو کوهستانی لاداخ راهی زیگزاکی قدیمی وجود دارد که به منظره‌ای ناهموار منتهی می‌شود. خانواده‌های عشایر به آرامی از این منطقه جغرافیای شگفت‌انگیز می‌گذرند و به منطقه‌ای با فرهنگ کاملاً تبتی وارد می‌شوند. هر ساله، این شیفتگان برای دیدن خدایان درونی و روح بودایی تبتی با ماسک‌هایی روشن و رقص به گومپا یا صومعه وارد می‌شوند.
اگر چه این جشن با شکوه نیست، ولی مانند جشن “همیس” از شهرت بالایی برخوردار است. لاماس‌های (افراد داخل صومعه‌ها) صومعه گلوکپا به پیروی از بودیسم تبتی، که دالایی لاما از عضوهای آن است، کلاه‌هایی ویژه در طول جشن بر سر می‌گذارند و جشن را برپا می‌کنند. مجسمه الهه کالی نیز سالی یک بار در معرض نمایش عمـــوم قرار می‌گیرد. در پایین مسیر پلکانی که با چراغ‌های روغن‌سوز مزین شده است، تماشای عبادتگاه خدای واجرا بهایراو و الهه تارا که ۲۳ جلوه از آن استادانه ساخته شده است، نیز خالی از لطف بازدید نیست. این معبد برای بازدید عموم آزاد است، ولی کمتر بازدید کننده‌ای از کشورهای غربی از این جشن زمستانی دیدن می‌کنند.

زمان: اوایل تا اواسط ژانویه
مکان: اسپیتوک، بخش اندوسف خارج از له، در جاده کارجیل در منطقه لاداخ، استان جامو و کشمیر
حمل‌و‌نقل: از دهلی، جامو و کاندیگار و سرینگر، برای این منطقه پروازهایی وجود دارد. علاوه بر آن، اتوبوس از سرینگر و مانالی نیز مسافران را جابه‌جا می‌کنند. باید توجه داشته باشید که راه جاده‌ای فقط در تابستان باز است
اسکان: در اسپیتوک هتلی وجود ندارد. ولی در له می‌توان هتل‌های بسیار ساده اما راحت و مهمانپذیرهایی یافت. ولی توجه داشته باشید که بسیاری از آن‌ها در زمستان بسته هستند. برق و آب (فقط آب سرد) در این مکان‌ها به ندرت وجود دارد

   
چهارشنبه، 15 مهر ماه ، 1388
بازديد:96 بار

شاید تاکنون نام بزرگترین شهر کلوخی دنیا را نشنیده باشید. شهری در بیابان لوت که ساختمان های بلندش در ۴۰کیلومتری شمال شرقی شهداد و در مساحت ۱۱ هزار کیلومترمربع (به عرض متوسط ۸۰ کیلومتر و طول متوسط ۱۴۵ کیلومتر) خویش را در قاب چشمانت میخکوب می کنند. کلوت را پایتخت کویر لوت می دانند. شاهکاری است از باد، خاک و آب.


بدون هیچ تصوری خویش را در جاده ای می یابی که عظمت ساختمان هایش تو را به سکوت وا می دارد. چیزی به شب نمانده است و راننده تمام تلاشش را به کار می گیرد تا تو غروب خورشید را در کلوت ها و روی بزرگترین برج های این شهر به تماشا بنشینی. کلوت های ایران بزرگترین عارضه دنیاست و چنان مسحور خویشت می کند که ناخداگاه هیچ پایی برای برگشتن نداری. آنجا هیچ گیاهی نمی روید و اساسا هیچ موجود زنده ای وجود ندارد. در شهر کلوت ها حتی باکتری ها حق حیات ندارند. شهری که پر است از ساختمان های کوتاه و بلند. کلوت ها در اثر فرسایش آبی و بادی طی هزاران سال شکل گرفته اند.


شاید وارد سیاره ای دیگر شده ام. این حسی است که تک تک همراهانت حس می کنند. در شهر کسی را نمی یابیم ، نه که ساکنانش نباشند نه ، شاید خیابان ها و کوچه ها را خلوت کردند تا تو دمی را به دور از هیاهوی این شهر بزرگ به آرامش بنشینی. هرچه هست حس شهری مرده را به تو نمی دهد. سراسرش سکوت است و آرامش. رازی ناشناخته که تو را به سوی خویش می کشاند. راز می شوی. رمز می شوی. یگانه می شوی. آخرش هم بدون جواب می مانی. کلوت ساختاری است از حرکت باد در دل نرم خاک کویر که در طول سالیان سال شکل گرفته. نم باران اگر بر تن خشک کویر باریده ، خاک های تل شده بر گرد سنگی را بر هم استوار کرده و سازه ای را به وجود آورده که گویی بنایی خشتی از تمدنی متعلق به ماقبل تاریخ پیش رویت بارو زده است.
می گویند هر بارانی که بر کویر لوت می بارد، صورتی تازه برای کلوت می سازد و شاید گردشگری که در سفر نخستین کلوتی را چون ستاره ای به نام خود زده ، در سفر بعدی ستاره خویش را نیابد. در معماری زیبای کلوت ها عامل دیگری هم دست داشته است.


رودی به نام شور. رودی که در اعماق خشک ترین مناطق ایران جاری است. شاید که رود نیست ، اشک دل نرم کوهستان هاست که تن شور لوت را می شوید و پیش می رود. برای سیراب کردن لوت کافی نیست ، تنها آبی به لب خشک و ترک خورده اش می زند و می گذرد و به جایی می رسد که یک پارچه نمک می شود. همین رود است که بر مرطوب کردن دیواره کلوت ها اثر کافی گذاشته و فرسایش آنها را تسهیل کرده است.
رود شور، تنها رود دائمی است که در اعماق کویر لوت جریان دارد و در طول سال پرآب است. این رود از کوه های شمال غرب بیرجند سرچشمه می گیرد و ۲۰۰ کیلومتر مسیر پرپیچ و خم را در کویر لوت می پیماید و سرانجام به کوه نمک سریا و معدن نمک شهداد ختم می شود. آب این رودخانه بسیار شور است و هر چه به چاله مرکزی لوت نزدیک تر می شود بر اثر گذشتن از بسترهای شور و نیز تبخیر شدن آب غلظت املاح در آن به حدی زیاد می شود که در کناره های قسمت پایینی تا کیلومترها اثری از گل و گیاه دیده نمی شود و پیش از رسیدن به معدن نمک به علت بالا رفتن غلظت نمک مثل ماست می شود، با وجود خشکسالی های اخیر جریان آب در رود شور متوقف نشده است.


شهر افسانه ای کلوت گذرگاه تاریخ نیز بوده است. جاده ادویه از هند شروع می شده و پس از گذشتن از کلوت ها سر به سوی شمال خراسان می نهاده است.


برای رفتن به بزرگترین شهر کلوخی دنیا هم مجوز می خواهی ، هم راه بلد. آنقدر این شهر بزرگ است و ساختمان هایش شبیه هم که گمشدنت حتمی است. علاوه بر این که اگر بدون مجوز وارد این شهر شوی ، مجرم محسوب می شوی.


بیا بریم ستاره چینی! جاده کویری را می شکافی و ۲۰۰ کیلومتر از شهر افسانه ای دور می شوی.
تا شبی را در میان منظومه ای از ستاره های کویری به صبح برسانی.


کمپ کویری شهداد از ۳۶ آلاچیق مدور گنبدی شکل بسیار زیبا تشکیل شده است که در مرکز آنها یک سالن اجتماع بزرگ از برگ های درختان و نخل ساخته شده است.


کمپ به صورت شمالی ، جنوبی ساخته شده و در بین چندین کلوت قرار گرفته تا از گزند باد و طوفان های شن در امان باشد. زیبایی کمپ در شب دوچندان است محوطه کمپ با چراغ هایی تزیین شده است که روشنایی این چراغ ها زیبایی خاصی به آلاچیق ها بخشیده است.


آلاچیق هایی با سطح سیمانی و دیواره ها و سقف چوبی دارد و به امکاناتی چون برق و سرویس بهداشتی مجهز است. این کمپ با ۴۰ نفر ظرفیت در حاشیه غربی کویر لوت در موقعیت جغرافیایی ۳۰.۳۴ شمالی و ۵۷.۵۱ شرقی قرار دارد.


ستاره ها آنقدر نزدیکت شده اند که صدای نبض شان را می شونی. میان گویی شیشه ای از ستاره قرار گرفته ای. آویز گوش هایت شده اند. در محوطه باز کمپ نیمکت هایی گذاشتند در زیر ستاره ها نه در کنار ستاره ها که با نخ های نامریی به زمین رسیده اند. چند خانواده دیگر هم میهمان کویری اند. همه ایرانی نیستند. چند خانواده اروپایی هم دل به سکوت کویر داده اند. کویر میزبان ناشناخته مهربانی است. اگر قصد سفر به لوت را دارید، به یاد داشته باشید که بهترین زمان برای بازدید از لوت در اواخر فصل پاییز است.


هوای دیدن لوت و شهداد و کلوت ها اگر به سرتان زد یا با تورهای طبیعت گردی همراه شوید، یا سراغ سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کرمان بروید و راهنمایی بگیرید. روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کرمان با یک تماس تلفنی (۷ - ۲۸۱۶۵۰۴ - ۰۳۴۱) نقشه و اطلاعات مربوط به کویرهای کرمان را در اختیار شما قرار می دهد.


سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مسیری را برای بازدید توریست و جهانگردان آماده کرده است تا سکوت کویری را در این شهر به تماشا بنشینی که به خیال بیش نمی نماید.


برای کسب اطلاعات بیشتر کافی است با روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی وگردشگری کرمان تماس بگیرید.


کویر لوت با ۸۰ هزار کیلومتر مربع وسعت در جنوب شرق ایران واقع است ، کلوت از واژه های کویر و لوت تشکیل شده است و معنی خاصی ندارد این عوارض طبیعی در نوع خود در دنیا بی نظیرند. در منطقه گندم بریان ، گرمای هوا در تابستان به حدی می رسد که سبب برشته شدن گندم می شود. این محل از گرم ترین نقاط کره زمین است.
مصالح مورد مصرف در شهر لوت ها فقط و فقط خاک ، باد و آب است. هیچ بنایی حق ندارد برای همیشه به یک شکل بماند. اینجا راکد بودن و مرداب واری زندگی معنا ندارد. این قانون باد و آب است که دراین شهر وضع کرده اند و به مرور چهره شهر را تغییر می دهند. لوت مرکزی مشخص ترین واحد جغرافیایی است که در آن نمونه های کامل انواع مختلف عوارض بیابانی از قبیل نمک زار، تپه های شنی ، ریگزارها و از همه مهمتر کلوت ها دیده می شوند.
پست ترین نقطه داخلی ایران در مشرق معدن نمک با ارتفاع ۸۶ متر از سطح دریا در کویر لوت واقع شده که گرم ترین نقطه ایران نیز در همین منطقه محسوب می شود و به گفته برخی کارشناسان ، گرم ترین نقطه کره زمین نیز محسوب می شود و از دره مرگ امریکا، بیابان لیبی و ربع الخالی عربستان گرم تر است.
پیش می روی. همرنگ کویر می شوی. هیچ صدایی شنیده نمی شود. همراهانت هم مثل تو سکوت کردند. لبریز رمز و راز کویر شده اند. تنها صدایی که می آید آهنگ های انتخابی رادیو پیام است ، اما اینجا آوازه خوان ها هم سکوت می کنند. برای لحظه ای امواج رادیویی قطع می شود. امواج های عصر ارتباطات در این شهر که می رود تا شهره جهانی یابد کم می آورند، سکوت است و سکوت. لبریز حسی ناشناخته می شود. دوست داری تا ابدیت همراهیت کند.


غروب شده و سوسوی ستاره ها آسمان کویری را آذین بسته است.

همان آسمان سحرانگیزی که امروز در بسیاری از شهرها خیالی بیش نیست. هوا کم کم تاریک می شود و ساختمان های شهر شولای سیاه شب را به تن می کند اما نه وهم انگیز. شاخه های پیچ در پیچ ستاره ها سر به زمین می سایند و تو می توانی به راحتی زیباترین الماس های شب را بچینی و به سوغات ببری. همین که از شهر بیرون می آیی ، حس کسی را داری که صدایی و مزاحمی یک خواب خوش را از تو گرفته است. تمام تلاشت را می کنی تا تصاویری از این شهر و احساسش را در ذهنت حک کنی اما تو را از خواب بیدار کرده اند.

 

برگرفته از : جام جم

چهارشنبه، 15 مهر ماه ، 1388
بازديد:108 بار

اينجا رامسر است. شهرى بسيار زيبا و ديدنى كه از يك سو روبه دريا دارد و از آن سوى ديگر به تپه هاى پر از درخت و درختچه مى نگرد... 

 

مى گويند نام رامسر در گذشته سخت سر بوده است چون مردم اين سرزمين در برابر حكام و جباران سرسختانه مقاومت مى كردندو سخت سر خوانده شد . يكى ديگر از دلايل اين نامگذارى، وجود صخره هاى آهكى و زمين هاى سخت بوده است.

عده اى ديگر معناى سخت سر را به معناى مكان و اوضاع طبيعى رام نشده و اينكه زندگى كردن در آنجا مشكل بوده است، مى دانند.

يك روايت ديگر نيز حاكى از آن است كه با توجه به اينكه معناى سير در گويش اين منطقه به معناى جا و مكان است، رامسر به معناى مكانى آرام و رام مى باشد. در عين حال هم به گفته مردم، سبب اين نامگذارى اين بوده كه در گذشته هاى دور، رامسر هرگز به ياد ندارد كه مردمش در برابر زورگويان دوره خود تسليم شده باشند و با سرسختى تمام مبارزه مى كردند.

رامسر، سرزمين آبهاى معدنى است.

نيدشت از جمله آبهاى معدنى است كه در دوازده كيلومترى جنوب رامسر در كنار رودخانه صفارود كه آب آن براى گرفتگى مفاصل و عضلات و دفع سنگ كليه نافع است، انجيره بن، نارزان و در منطقه سادات محله از جمله ديگر اين مكان هاست.

رامسر آب گرم هاى معروفى هم دارد كه عبارتند از: محمود گرما، اشكر گرما، كش گرما و ...
از سال
۱۳۰۰ شمسى با ساخت بناهاى مجلل و مهمانخانه هاى نو و نيز به دليل وجود چشمه هاى آب معدنى گرم به همراه چشم اندازهاى طبيعى بسيار جذاب به رامسر توجه بيشترى شد.

نمى دانم تا بحال به جواهرده رفته ايد يا نه. اما اگر سفرى به رامسر داشتيد حتما از جاده باريك، پرپيچ و خم، پردست انداز بادرختان سر به فلك كشيده و زيبا به جواهر ده برويد.

ييلاق جواهرده ، بهشت گمشده ايران، در ۲۵ كيلومترى رامسر و در ارتفاع ۲ هزارمترى از سطح دريا قرارگرفته است ييلاقى در وسط ابرها.

مردم ييلاق جواهرده اصالتا رامسرى هستند. ۴ ماه از سال را اينجا مى آيند و آبان ماه ييلاق را ترك كرده و به رامسر برمى گردند. شغل مردم بيشتر كارگرى و فروشندگى است.

زنها چادر شب مى بافند. بعضى چند دام(گاو) هم در خانه دارند.

پرورش زنبورعسل و ماهى نيز در اينجا رواج دارد.

واژه جواهرده به خاطر زيبايى توصيف ناپذير اين ييلاق به كار رفته است.

مسجد آدينه جواهرده از جمله ميراث كهن ايران است كه پيشينه اى ۸۰۰ ساله دارد. چند سال قبل ساختمان قديمى مسجد براثر صاعقه به كلى ويران شد و سوخت.

از لحاظ موقعيت جغرافيايى و جاذبه هاى طبيعى رامسر، گردشگاه ها و نقاط طبيعى ديدنى بسيارى در اين شهر و اطراف آن وجود دارد پارك جنگلى صفارود كه در۹كيلومترى رامسر و در نزديكى جاده جواهرده كه چشمه هاى آب سرد معدنى در آن واقع شده است،از جمله جاذبه هاست .

   

چهارشنبه، 15 مهر ماه ، 1388
بازديد:105 بار

چشمه عشاق یا همان Fontana di Trevi چشمه معروفی است در قلب شهر رم(Rome) که کمتر توریستی است که از آن دیدن نکرده باشد. 

   

چشمه عشاق یا همان Fontana di Trevi چشمه معروفی است در قلب شهر رم(Rome) که کمتر توریستی است که از آن دیدن نکرده باشد. معماری برجسته این بنا اثر یک آرشیتکت ایتالیایی به نام Salvi است که در سال ۱۷۳۵صورت گرفته است. براساس یک باور قدیمی، انداختن سکه در چشمه عشاق به معنای برآورده شدن آرزوهای شماست. انداختن یک سکه در این چشمه به معنای این است که به شهر رم دوباره بازمی گردید.البته عده ای بر این باورند که انداختن دوسکه دیگر به معنای ازدواج زودهنگام است و انداختن سه سکه به معنای طلاق است! طریقه انداختن سکه ها از پشت سر(مطابق عکس بالا) به صورتی است که باید سکه ها را با دست راست از روی شانه چپ خودتان به داخل چشمه پرتاب کنید. بطور متوسط روزانه حدود ۳۰۰۰ یورو به داخل این چشمه سکه روانه می شود که در شب همان روز جمع آوری شده و صرف امور خیریه می شود.در مقابل این چشمه معروف ایتالیایی هم رستورانهای ایتالیایی منتظر شما هستند تا یک پاستای واقعی را در رستورانهای آنها تجربه کنید

 

 

 

چهارشنبه، 15 مهر ماه ، 1388
بازديد:118 بار

تروا نام محوطه‌اي باستاني با قدمت بيش از 4 هزار سال در ناحيه آسياي صغير واقع در تركيه امروزي است كه در حماسه جاودان هومر، ايلياد، از آن ياد شده است... 

تروا نام محوطه‌اي باستاني با قدمت بيش از 4 هزار سال در ناحيه آسياي صغير واقع در تركيه امروزي است كه در حماسه جاودان هومر، ايلياد، از آن ياد شده است. اين محوطه باستاني به خاطر ارزش تاريخي و فرهنگي خود، از سال 1998 در فهرست ميراث جهاني يونسكو به ثبت رسيده است.

محوطه باستاني تروا، در دهه 1870 و در پي حفاري‌هاي هاينريش شليمان، باستان‌شناس آلماني در اين ناحيه كشف شد. حفاري‌هاي بعدي نشان داد كه در اين محوطه، در طول تاريخ شهرهاي مختلفي ساخته شده است كه يكي از نخستين آن‌ها كه با نام تروا 7A شناخته مي‌شود، به عنوان همان ترواي مورد اشاره هومر شناخته مي‌شود.

تروا در شمال غربي تركيه و در نزديكي شهر امروزي كاناخال واقع است، و سهل‌الوصول‌ترين نقطه در ميان آسيا و اروپا را اشغال كرده است. در عهد باستان، اين محوطه ناظر بر وروديِ داردانل يا هِلس‌پونت بود، تنگه باريكي كه درياي اژه را به درياي مرمره، استانبول، و درياي سياه متصل مي‌كرد.

هر چند شواهد جغرافيايي و تاريخي زيادي در دست است كه نشان مي‌دهد محوطه باستاني تروا در تركيه همان ترواي مورد اشاره هومر است، اما اين بدان معنا نيست كه تمام آن چه در حماسه ايلياد درباره تروا آمده است، واقعيت تاريخي دارد. در واقع اثر هومر، تركيبي از افسانه و واقعيت است.

موقعيت جغرافيايي و استراتژيك تروا باعث شد كه در طول تاريخش همواره هدف حملات رقباي خود باشد. در واقع از هزاره سوم پيش از ميلاد تا سال 1915 كه نبرد گاليپولي در آن سوي تنگه اتفاق افتاد، جنگ‌هاي بسياري در اين منطقه درگرفت. در آن زمان هر قدرتي حكومت تروا و گاليپولي را در دست داشت مي‌توانست ترافيك دريايي ميان دو درياي اژه و سياه را كنترل كند. به بيان ديگر، هدف از اين جنگ‌ها پول و قدرت بود، نه مطابق آن چه در افسانه هومر آمده است، زني به نام هلن.

در حال حاضر محوطه باستاني تروا تشكيل شده است از تپه‌اي به ابعاد تقريبي 200 در 150 متر با ده آبادي يا شهرك كه يكي بر روي ديگري ساخته شده و بيانگر يك دوره تقريباً 4500 ساله زندگي در اين منطقه‌اند. اولين آبادي در حدود سال 3 هزار پيش از ميلاد ساخته شده و آخرين آبادي به حدود 1400 پس از ميلاد يعني اواخر دوره بيزانس بازمي‌گردد. در طول اين سال‌ها تپه‌اي كه تروا بر آن واقع است حدود 10 متر از دشت‌هاي اطراف بالاتر قرار گرفت. در زماني كه اولين آبادي در اين ناحيه ساخته شد، آب داردانل تا بخش شمالي تپه جريان داشت، اما خط ساحل به تدريج عقب رانده شد تا آنجا كه در اواخر عصر مفرغ اين تنگه دست‌كم يك مايل از تروا فاصله داشت. ناحيه شمالي تپه به باتلاق تبديل شد و كشتي‌ها مجبور بودند در نزديكي شهر امروزي بِسيك‌تپ در درياي اژه لنگر بيندازند.

مطابق آن چه در ايلياد هومر و ديگر منابع باستاني آمده است، جنگ تروا دو طرف عمده داشت: شهرهاي متحد يونان عليه تروا و متحدانش (يعني آمازوني‌ها و ليسه‌اي‌ها). بنابراين جنگ ميان شرق و غرب بود و در اين ميان هر دو طرف مخاصمه زن‌هاي يكديگر را مي‌ربودند: تروايي‌ها هلن، زن منلاس از اسپارت را دزديدند، و يوناني‌ها بريسئيس و كريئيس از تروا را به عنوان معشوقه به اسارت گرفتند. پس از چندين نبرد كه مجموعاً ده سال طول كشيدند شهر ويران شد، و در اين ميان يوناني‌ها از اسبي چوبي براي ورود به شهر استفاده كردند. در منابع باستاني اين طور آمده كه اين جنگ‌ها در اواخر عصر مفرغ و در ربع اول قرن دوازده پيش از ميلاد رخ داده است.

با بررسي بقاياي تروا در اين دوره درمي‌يابيم كه دو تخريب و ويراني صورت گرفته است، يكي در اواخر قرن سيزدهم (آبادي ششم) و ديگري در آغاز قرن دوازدهم پيش از ميلاد (آبادي هفتم). آبادي ششم مستحكم‌ترين و بزرگ‌ترين آبادي عصر مفرغ در اين محوطه را شامل مي‌شده است (به طور كلي از 3 هزار تا هزار سال پيش از ميلاد عصر مفرغ قلمداد مي‌شود). تاريخ تقريبي اين آبادي را مي‌توان 1700 تا 1275 پيش از ميلاد در نظر گرفت، و مشخص است كه سيستم دفاعي آن دو جزءِ عمده داشته است: ديواري مستحكم كه قلعه را احاطه كرده بوده و يك خندق كه كل شهر را در احاطه خود داشته است.

اما سازندگان اين سيستم دفاعي چه كساني بودند؟‌ به رغم حفاري‌هاي گسترده‌اي كه در 130 سال گذشته در محوطه تروا انجام شده است، فقط يك اثر مكتوب متعلق به اواخر عصر مفرغ داريم كه مي‌تواند به ما در اين زمينه كمك كند. اين اثر مكتوب مهري برنزي است كه در سال 1995 كشف شد و فقط چند ميلي‌متر قطر دارد. بر اين مهر نوشته‌هايي به زبان لوويان نقش شده است، زباني كه در هزاره دوم پيش از ميلاد در پادشاهي هتيت در مركز تركيه مرسوم بوده است.

اما چرا تروا اين قدر براي مردم آن زمان اهميت داشته است؟ برخي از كارشناسان بر اين عقيده‌اند كه اهميت تروا در مكان استراتژيك آن بوده است. بنا بر اين نظريه، تروا از اين جهت هدف دلخواه ديگر حكمرانان بوده است كه فاتح جنگ فرصت پيدا مي‌كرده بر عبور و مرور كشتي‌هاي تجاري در درياي سياه نظارت و كنترل داشته باشد و از كشتي‌هايي كه از اين قسمت از دريا مي‌گذشته‌اند عوارض بگيرد. اين عوارض دريافتي احتمالاً شكل كالا و مواد خام را داشته است، چرا كه تا آنجا كه مي‌دانيم سكه تا قرن هفتم پيش از ميلاد اختراع نشد.

در مورد هلن هم هيچ شواهدي در دست نيست كه نشان دهد او بهانه جنگ تروا بوده است، گرچه اين را به يقين مي‌دانيم كه در اواخر هزاره دوم پيش از ميلاد زن‌ها كالا به شمار مي‌آمده‌اند. بهترين شواهد ما در اين زمينه از كاخ پيلوس در جنوب غربي يونان به دست آمده است. كارل بلگنِ باستان‌شناس در اين كاخ تعداد زيادي لوح گلي كشف كرده است كه به خط يوناني ابتدايي نوشته شده و بر يكي از اين الواح كه به قرن سيزدهم بازمي‌گردد از زناني سخن به ميان آمده است كه از خليج غربي تركيه به عنوان برده گرفته شده‌ و به پيلوس آورده مي‌شدند تا در صنعت نساجي آنجا مشغول به كار شوند.

از اين كه اسبي بزرگ و توخالي در جنگ تروا نقشي مهم بازي كرده است هيچ نشاني در دست نيست، اما ظاهراً ديوارهاي مستحكم پيرامون تروا با اهرم بزرگي تخريب شده‌اند. زره جنگجوياني هم كه به تروا حمله كردند از برنز ساخته شده بود. اما در يافته‌هاي ما از حفاري‌ها هويت مهاجمان مشخص نشده است، و چيزي كه اين قضيه را پيچيده‌تر مي‌كند اين است كه در حوالي سال 1200 قلاع بسياري در تركيه و يونان بر اثر جنگ تخريب شدند، از جمله تيرينز و پيلوس و هاتوسا. در مورد دلايل اين تخريب گسترده هنور اتفاق نظر وجود ندارد، اما فقط يك عامل در اين امر دخيل نبوده است: زلزله و جنگ و احتمالاً تغيير شديد آب و هوا از جمله دلايل اين رخداد بوده‌اند.

البته با اين جنگ زندگي در تروا خاتمه نيافت: بخش‌هايي از ديوارها و باروهاي آن تعمير شدند و خانه‌هاي جديدي هم ساخته شد و به اين ترتيب آبادي هفتم در اين محل شكل گرفت. كارشناسان بر اين عقيده‌اند كه در همين زمان عده زيادي از جنوب شرقي اروپا به اين منطقه كوچ كردند. زلزله ديگري احتمالاً در قرن دهم پيش از ميلاد رخ داد كه پس از آن ما هيچ مدركي حاكي از زندگي در اين محل در دست نداريم تا قرن هشتم پيش از ميلاد كه ايلياد هومر نوشته شده است.

در قرن هفتم معروف شد كه جنگ تروا در اين منطقه رخ داده است. در اين زمان هنوز بخش‌هايي از ديوارهاي قلعه متعلق به اواخر عصر مفرغ پا بر جا بود، و ظاهراً رسم «دوشيزگان لوكريايي» هم در همين زمان پا گرفت. آژاكس، قهرمان يوناني، در معبد آتن در تروا به كاساندرا، دختر پريام، تجاوز كرد، و بنا بر سنت به عنوان مجازات مقرر شد كه شهر لوكريس، زادگاه آژاكس، سالانه دو دوشيزه به تروا بفرستد تا در معبد آتن خدمت كنند و به اين ترتيب حريم اين الهه از لوث اين گناه پاك شود. اين سنت تا اوايل قرن اول پيش از ميلاد ادامه يافت، و شايد حضور همين دوشيزگان يوناني در تروا باعث اين تصور شد كه جنگ هومري در اين منطقه رخ داده است. در اين مدت افراد بزرگي هم از اين ناحيه عبور و ديدار كردند: كوروش، پادشاه ايران، هنگام جنگ با يونان، اسكندر كبير هنگام جنگ با ايراني‌ها، و بسياري از امپراتوران رومي كه اخلاف تروايي‌هاي عصر مفرغ به شمار مي‌رفتند.

چهارشنبه، 15 مهر ماه ، 1388
بازديد:104 بار
Persia or Iran, a brief history

Present Iran was historically referred to as Persia until 1935 when Reza Shah Pahlavi formally asked the international community to call the country by its native name, Iran. But In 1959 due to controversial debates over the name, it was announced that both could be used

The First inhabitants of Iran were a race of people living in western Asia. When the Aryans arrived, they gradually started mingling with the old native Asians. Aryans were a branch of the people today known as the Indo-Europeans, and are believed to be the ancestors of the people of present India, Iran, and most of Western Europe

Recent discoveries indicate that, centuries before the rise of earliest civilizations in Mesopotamia, Iran was inhabited by human. But the written history of Iran dates back to 3200 BC. It begins with the early Achaemenids, The dynasty whose under the first Iranian world empire blossomed

Cyrus the Great was the founder of the empire and he is the first to establish the charter of human rights. In this period Iran stretched from the Aegean coast of Asia Minor to Afghanistan, as well as south to Egypt.The Achaeamenid Empire was overthrown by Alexander the Great in 330 BC and was followed by The Seleucid Greek Dynasty

After the Seleucids, we witness about dozen successive dynasties reigning over the country, Dynasties such as Parthian, Sassanid, Samanid, Ghaznavid, Safavid, Zand, Afsharid, Qajar and Pahlavi. In 641 Arabs conquered Iran and launched a new vicissitudinous era. Persians, who were the followers of Zoroaster, gradually turned to Islam and it was in Safavid period when Shiite Islam became the official religion of Iran

Since Qajar dynasty on, due to the inefficiency of the rulers, Iran intensely begins to decline and gets smaller and smaller. The growing corruption of the Qajar monarchy led to a constitutional revolution in 1905-1906. The Constitutional Revolution marked the end of the medieval period in Iran, but the constitution remained a dead letter.
During World Wars I and II the occupation of Iran by Russian, British, and Ottoman troops was a blow from which the government never effectively recovered.

In 1979, the nation, under the leadership of Ayatollah Khomeini, erupted into revolution and the current Islamic republic of Iran was founded
Throughout Iran's long history, in spite of different devastating invasions and occupations by Arabs, Turks, Mongols, British, Russians, and others, the country has always maintained its national identity and has developed as a distinct political and cultural entity

Persian Culture

With a long-standing and proud civilization, Persian culture is among the richest in the world. Two and a half millennia of inspiring literature, thousands of poets and writers, magnificent and impressive architecture, live customs dating back to Zoroastrians over 3000 years ago, and other unique characteristics of the nation are rivaled by only a few countries.

Throughout the history, this grand treasure of Persia was gradually transferred to eastern and western nations. Iran's significant contribution into the world civilization in many respects is indispensable. Many ceremonies of the ancient Persians are the basis of western celebrations.

Among the ceremonies still being held are Norouz, Charshanbeh Suri, Sizdah Bedar, Yalda Night and Haft Sin. Sitting around Haft Sin and reciting Hafez, visiting family and friends during Norouz celebration, night of Charshanbeh Suri and jumping over the bonfire in the hope of getting rid of all illnesses and misfortunes, spending Sizdah Bedar, the 13th day of the New Year, in nature, are old interesting traditions coming from the Achaemenid Empire.

Another eminent feature of Persian culture is art. In fact culture and art are two closely interwoven concepts forming the soul of human civilizations. Persian exquisite carpets, subtle soulful classic music, outstanding tile work of unique blue mosques, old influential architectural style and countless brilliant literary works are famous in the world.

Persian or Farsi, is one of the world's oldest languages still in use today, and is known to have one of the most powerful literary traditions and potentials. Persian poetry with masterpieces of Saadi, Hafiz, Rumi and Omar Khayyam is well known around the world.
As all Persians are quick to point out, Farsi is not related to Arabic, it is a member of the Indo-European family of languages.

One more art intertwined with Persian culture, worth mentioning, is the art of cooking. Persian foods, accompanied by herbs and spices are product of the creativity, skill and patience of many generations of cooks.

Once you try a Persian food such as, Chelow Kabab, Ghormeh Sabzi, Gheimeh or Abgusht it will be hard for you to do without Persian food.

Undoubtedly, in this melting pot of civilization everybody will be overwhelmed by the beauties of the country and the depth of nation's colorful and lively culture.

Nature of Iran

Location
Iran is a country in southwestern Asia, located on the eastern side of the Persian Gulf. It lies at the easternmost edge of the geographic and cultural region known as the Middle East.

More than half of Iran's international border of 4,430 km is coastline, including 740 km along the Caspian Sea in the north and 1,700 km along the Persian Gulf and Oman Sea in the south. Bandar-e-Abbas is the largest harbor in the south of Iran located on the Strait of Hormoz, the narrow passage separating the Persian Gulf and Oman Sea through which tens of oil tankers are heading for various destinations in different corners of the world everyday.

Seasons
Iran is one of the few countries that have all four distinguished seasons. And at any time of the year, in each section of the country, one of the four seasons is visible. Iran's variety in terms of temperature, humidity and rainfall differs from place to place and season to season. Length of the seasons differs in different regions.

Natural Regions
One of the world's most mountainous countries, Iran contains two major ranges of mountains, the Alborz with the highest peak in Asia west of the Himalayas, Damavand (5671 m above sea level) and the Zagros that cuts across the country for more than 1,600 km extending from north west to the south east of the country. The peaks exceeding 2,300 m in these two ranges capture a considerable amount of moisture coming either from the Caspian Sea southward or the Mediterranean eastward.

Deserts of Iran
Iran is situated in a high-altitude plateau surrounded by connected ranges of mountains. The well-known deserts of Iran are at two major regions: 1) Dasht-e-Kavir, and 2) Kavir-e-Lut. They are both some of the most arid and maybe hottest areas of their kinds in the world.

The desert Pits of Iran
Kavir-e-Lut is the largest pit inside the Iranian plateau and probably one of the largest ones in the world. Kavir-e-Lut is a pit formed by broken layers of the earth.

Mountains of Iran
The whole area of Iran can be divided in to four parts: 1/2 mountains as one part, and 1/4 deserts and 1/4 fertile plains as the other part. There are two major ranges of mountains called the Alborz and the Zagros.

- The Alborz have been extended all the way from Azerbaijan to Afghanistan passing through the southern part of the Caspian Sea.
- The Zagros have covered a region from Azerbaijan to the west and SE of the country.

The highest peak of Iran (Middle East) called "Damavand", 5671m ASL. It is a burned-out volcano with a crater of 400m width. At times, sulfur gas ascends to the top and covers the peak like clouds.

Rivers of Iran
There is a vastly extended network of rivers in Iran most of which seasonally are filled with water. Some permanent rivers run from the Alborz or the Zagros to the Caspian Sea, Persian Gulf and Oman Sea. Some temporary rivers either run into a body of water or get dried before reaching any watershed.

Sea, Gulf & Lakes of Iran
Persian Gulf is situated at the south of Iran. It is almost 900km long from the Strait of Hormoz to Arvand Rud, the border river between Iran and Iraq. The Persian Gulf is one of the warmest bodies of water in the entire Middle East.

Oman Sea, situated at the south of Iran, connects the Persian Gulf to the Indian Ocean. With an approximate area of 903,000 km?, the Oman Sea is surrounded by Iran and Pakistan at the north, Deccan peninsula at the east and Arabia peninsula at the west.
Iran has got small ports at its shorelines with the Oman Sea like Chabahar, Gavater and Jask.
Since antiquity, the Strait of Hormoz and the Oman Sea have always been strategic waterways. Today, tens of gigantic oil tankers carry oil everyday from the countries in the region through this route to different parts of the world.

With an area of approximately 371,000sq.km, Caspian Sea in the largest body of inland water all over the world, which is situated at the north of Iran. Its neighboring countries are Iran at the South, Turkmenistan at the SE, Kazakhstan at the NE and north, Russia at the NW and Azerbaijan at the SW.
The Iranian shorelines are approximately 992km from the East to the West. The average level of of the Caspian Sea is 28m below sea level. There are geographic areas born at the Iranian shorelines because of the changes in the level of the sea, like Miankaleh Peninsula, Ashuradeh IslandHossein Qolly Bay, Gorgan Bay and Anzaly Bay.

There are permanent and temporary lakes in Iran depending on the amount of water in them in different seasons. Such as Uromiyeh Lake, Zaribar Lake, Hamun Lake, Parishan Lake and Maharlu Lake.