تخت جمشيد نام محلی پایتخت داریوش بزرگ است؛ که از لحاظ وسعت، عظمت و شکوه، مهمترین مجموعه باستانی هخامنشی در ایران است. این مجموعه بی نظیر در دامنه کوه رحمت (کوه مهر)، در مقابل جلگه مرودشت و...
مجموعه باستانی هخامنشی تخت جمشید (تخت جمشيد، پرسپولیس، پرسه پولیس، پارسه)
تخت جمشید (Ttakht -e- Jamshid) نام محلی پایتخت داریوش بزرگ است؛ که از لحاظ وسعت، عظمت و شکوه، مهمترین مجموعه باستانی هخامنشی در ایران است. این مجموعه بی نظیر در دامنه کوه رحمت (کوه مهر)، در مقابل جلگه مرودشت و 55 کیلومتری شمال شرقی شیراز قرار دارد. یونانیان و به تبع آنها اروپائیان، گاهی آنرا "پرسه پلیس"، "پرسَپُلیس" (با کسر "پ" اول، فتح "سین" اول و ضم "پ" دوم) یا "پرسپولیس" (persepolis) می خوانند؛ اما نام تاریخی آن که در کتیبه های کاخ ها ثبت شده پارسَه (parsa) به معنای شهر مردمان پارسی است.
آثار تاریخی به جای مانده در آن، از باشكوه ترین مجموعه های تاریخ ایران و جهان است. این بنا در زمان داریوش اول از پادشاهان هخامنشی در سال 518 قبل از میلاد به قصد ایجاد پایتختی آئینی در جلگه مرودشت، بر دامنه كوه مقدس رحمت (كوه مهر) بنیان نهاده شد و ساخت آن جمعا حدود120 سال به طول انجامید.
مجموعه تخت جمشید به وسعتی حدود 135000 متر مربع و تماما از سنگ ساخته شده است. در میان سنگها از هیچ گونه ملاتی استفاده نشده اما در بعضی نقاط، سنگها را با بست های آهنی به نام دم چلچله ای به هم اتصال داده اند و از چفت هایی سربی استفاده کرده اند.
مجموعه تخت جمشید شامل هفت كاخ (تالار)، نقوش برجسته، پلكانها، ستونها، و دو آرامگاه سنگی است. جمعا بیش از سه هزار نقش برجسته در ساختمان ها و مقبره های تخت جمشید وجود دارد كه به طرز خارق العاده ای هماهنگ می باشند.
در قسمت بالای تخت جمشید، در دامنه كوه رحمت؛ دو آرامگاه وجود دارد كه آرامگاه اردشیر دوم و اردشیر سوم می باشد. تخت جمشید حدود دویست سال محل سكونت شاهان هخامنشی بوده تا اینکه در 330 پ.م. اسكندر مقدونی (که ایرانیان او را گجسته، بنفرین، پلید و دیو خو نامیده اند) آنرا سوزاند. تاریخ نگاران در مورد علت این آتش سوزی اتفاق رای ندارند. عده ای آنرا ناشی از یک حادثه غیر عمدی می دانند، عده ای دلیلش را جلب خوشنودی و ارضای بوالهوسی های "طائیس" روسپی مشهور آتنی توسط اسکندر دیو خو؛ و برخی این اقدام اسکندر را تلافی ویرانی شهر آتن (و معبد آرتیمیس در آن) بدست خشایارشا می دانند. البته آنوبانینی نظرات دیگری در این باره شنیده است؛ به طور مثال برخی بر این باورند که نابودی تخت جمشید به دست اسکندر مقدونی روی نداده و حتی بر این باورند که پای اسکندر مقدونی هیچگاه به این منطقه نرسیده است.
از میان کاخ های تخت جمشید کاخ آپادانا از همه قدیمی تر و باشکوهتر بوده است. ساختن این کاخ به دستور داریوش (521-485 پ.م.) در حدود سال 515 پ.م. آغاز شده و سی سال به طول انجامیده است. این کاخ 3660 متر مربع مساحت دارد. تالار اصلی 36 ستونی (6*6) و در شرق و غرب و شمال دارای ایوانهای 12 ستونی (2*6) است؛ مهمترین نقوش تخت جمشید در پله های ایوان شرقی که گویا در ابتدا ورودی اصلی کاخ بوده حکاکی شده اند. ارتفاع ستون های آپادانا تقریبا بیست متر و بسیار مستحکم بوده؛ به نحوی که تا زمان قاجار هنوز 13 ستون از ستونهايش بر افراشته باقي مانده بود. کاخ دیگری که همزمان با آپادانا ساخته شده کاخ داریوش (تَچَر) است که به دلیل آنکه با سنگهای خاص بسیار صیقلی ساخته شده است معاصران آنرا تالار آیینه نامیده اند. این کاخ دارای 12 ستون (3*4) و ایوانی در جنوب با 8 ستون (2*4) است؛ و به عنوان سکونتگاه شاه مورد استفاده قرار میگرفته است.
کاخ مهم دیگر کاخ صد ستون است که ساختن آن توسط خشایار شاه (486-465 پ.م.) در حدود سال 470 پ.م. آغاز شده و بیست سال به طول انجامیده. این کاخ با 4700 متر مربع مساحت وسیعترین کاخ تخت جمشید است؛ که ایوانی 16 ستونی (2*8) درشمال دارد. ارتفاع ستونهای کاخ 14 متر بوده و ساخت آن در زمان اردشیر اول (465-424پ.م.)پايان يافته است. پلکان ورودی اصلی تخت جمشید که در شمال غربی واقع است، توسط خشایار شاه ساخته شده و جمعا 111 پله در هر سمت دارد. طول هر پله 6.90 متر، به عرض 38 سانتیمتر و ارتفاع هر پله 10 سانتیمتر است؛ که برای حرکت آسان و محترمانه افراد بسیار مناسب بوده است.
در بالای پلکان اصلی "دروازه ملل" قرار دارد که کتیبه ای به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی (هر یک 20 سطر) در سر در آن نگاشته شده است که در آن خشایار شاه پس از ستایش اهورمزدا و معرفی خود آورده است: گوید، خشایار شا: این بارگاه همه ی ملل (دروازه ی ملل) را من به توفیق اهورمزدا ساختم...
کاخ خشایار شاه، کاخ مرکزی (تالار شورا) کاخ اندرونی و حرم سرا و کاخ خزانه از دیگر بناهای مهم تخت جمشید است.
پس از معرفی اجمالی بناهای تخت جمشید باید گفت هیچگاه هخامنشیان عادت باستانی كوچ كردن را فراموش نكردند و معمولا همه ی سال را در یك جا به سر نمیبردند، بلكه بر حسب اقتضای آبوهوا، هر فصلی را در یكی از پایتختهای خود سر میكردند. در فصل سرما، در بابل و شوش اقامت داشتند و در فصول گرم به همدان میرفتند كه هوای لطیف و خنك داشت. این شهرها پایتخت به معنی اداری، سیاسی و اقتصادی بودند. اما دو شهر دیگر هم بودند كه پایتخت آیینی هخامنشیان به شمار میرفتند. یكی پاسارگاد كه در آنجا آیین و تشریفات تاجگذاری شاهان هخامنشی برگزار میشد و دیگری "پارسه" (تخت جمشید) كه برای پارهای تشریفات از جمله برگزاری جشنها و به ویژه جشن نوروز و تبریک سال نو (توسط فرستادگان ملل مختلف امپراتوری ایران به پادشاه) به كار میآمد و به طور کلی مکانی مقدس و خجسته شمرده میشد. این دو شهر "زادگاه" و "پرورشگاه" و به اصطلاح؛ "گهواره" پارسیان به شمار میرفت که گور بزرگان و نامآوران خود را در آنها قرار می دادند. البته از این دو؛ تخت جمشید یا همان پارسه بیشتر اهمیت داشته، به همین دلیل؛ اسكندر مقدونی آن را آتش زد تا گهواره و تكیهگاه دولت هخامنشی را از میان ببرد و به ایرانیان بفهماند كه دیگر دوره فرمانروایی ایرانیان و دوران شکست های پی درپی رومیها به سر آمده است.
نام اصلی این شهر پارْسَهْ بوده كه از نام قوم پارسی آمده است. پارسه به همین صورت، در سنگ نوشته خشیارشاه بر درگاه "دروازه ملل" نوشته شده و در لوحههای عیلامی مكشوفه از خزانه و باروی تخت جمشید هم آمده است. یونانیان از این شهر آگاهی کمی داشتهاند، به دلیل این كه پایتخت اداری نبوده و در جریانهای سیاسی، كه مورد نظر یونانیان بوده، قرار نمیگرفته است. علاوه بر این؛ احتمال دارد كه به خاطر احترام ملی و آئینی شهر پارسه، خارجیان مجاز نبودهاند به این مكانها رفت و آمد كنند و همین عامل باعث گردیده در باب آن آگاهیهای زیادی به دست نیاورند؛ آنچنانكه تا پایان دوره قاجار، سیاحان اروپایی كمتر میتوانستند در باب امامزادههای ایرانی تحقیق كنند.
نام مشهور تخت جمشید، یعنی پِرْسِهْ پُلیس (Perse Polis) ریشه غربی دارد. در زبان یونانی، پْرسهْپُلیس و یا صورت شاعرانه آن پِرْسِپْتوُلیس Persep tolis لقبی است برای آتنه، الهه خرد و صنعت و جنگ، و "ویرانكننده شهرها" معنی می دهد. این لقب را آشیل، شاعر یونانی سده پنجم پ.م. در چكامه مربوطه به پارسیان، به حالت تجنیس و بازی با الفاظ، در مورد "شهر پارسیان" به كار برده است (سوكنامه پارسیان، بیت 65). این ترجمه نادرست، به صورت ساده ترش، یعنی پرسه پلیس، در كتب غربی رایج گشته و از آنجا به مردم امروزی رسیده است. خود ایرانیان نام "پارسه" را چند قرن پس از برافتادنش فراموش كردند؛ چون كتیبهها را دیگر نمیتوانستند بخوانند. درکتیبه های دوره ساسانی آنرا "صدستون" نامیده اند. البته مقصود از این نام، تنها كاخ صدستون نبوده، بلكه همه بناهای روی صفه را بدان اسم میشناختهاند. در دورههای بعد؛ در خاطره مردم فارس، "صدستون" به "چهلستون" و "چهلمنار" تبدیل شد؛ و حتی در یکی از اسناد قرن چهارم هزارستون نامیده شده است. اما مهمترین نامی که بعد از اسلام این اثر بدان نام باز شناخته میشده مسجد (مزگت) سلیمان بوده است.
دست کم از اواخر قرن سوم تا اواسط قرن نهم "پارسه" را مسجدی می شناخته اند که توسط سلیمان پیامبر ساخته شده است. پیامبری که جنیان و دیوان را تحت تسلط داشته و احتمالا با کمک آنان ساخته شده است. و در بعضی اسناد سلیمان را با جمشید پادشاه اسطوره ای ایران یکی دانسته اند؛ و احتمالا این هم یکی از عواملی است که به تدریج نام این محل از مسجد سلیمان به تخت (قصر) جمشید تغییر پیدا کند.
پس از برافتادن هخامنشیان، خط و زبان آنها نیز بتدریج نامفهوم شد و تاریخ آنان از یاد ایرانیان برفت. خاطره شان با یاد پادشاهان افسانهای پیشدادی و نیمه تاریخی كیانی درهم آمیخت و بنای شكوهمند پارسه را كار جمشید دانستند و كمكم این نام افسانهای را بر آن بنا نهادند. جمشید پادشاه اسطوره ای ایران است که در شاهنامه فردوسی، ساختن کاخهای باشکوه به او نسبت داده شده است.
كارهای ساختمانی تخت جمشید به فرمان داریوش بزرگ در حدود 518 پ.م. آغاز شد. بخش بزرگی از یك دامنه نامنظم سنگی را مطابق نقشه معماران، تا ارتفاع معینی كه مورد نظرشان بود، تراشیدند و كوتاه و صاف كردند و گودی ها را با خاك و تختهسنگهای گران انباشتند. قسمتی از نمای صفه را از صخره طبیعی تراشیدند و بخشی دیگر را با تختهسنگهای كثیرالاضلاع كوه پیكری كه بدون ملاط بر هم گذاشتند برآوردند و برای آنكه این سنگهای بزرگ بر هم استوار بمانند آنها را با بستهای دم چلچلهای آهنی به هم پیوستند و روی بستها را با سرب پوشانیدند. این تخته سنگها یا از سنگ آهكی خاكستری رنگی است كه از كوه و تپههای اطراف صفه استخراج میشده و یا سنگهای آهكی سیاهی شبیه به مرمر است كه از كانهای مجدآباد در 40 كیلومتری غرب تختجمشید میآوردهاند. خرده سنگها و سنگهای بیمصرف حاصل از تراش و تسطیح صخره را نیز به درون گودها ریختند. شاید در همین زمان بوده است كه آب انبار بزرگ چاه مانندی در سنگ صخره و در دامنه كوه مهر به عمق 24 متر كندند.
پس از چند سال، صاف كردن صخره طبیعی و پر كردن گودیها به پایان رسید و تخت هموار گشت. آنگاه شروع به برآوردن شالوده بناها كردند. در دامنه آن قسمت از كوه رحمت كه مشرف بر تخت است؛ آبراهههایی كندند و سر این آبراههها را در یك خندق بزرگ و پهن، كه در پشت دیوار شرقی تخت كنده بودند، گذاشتند تا آب باران كوهستان از راه آن خندق به جویبارهایی در جنوب و شمال صفه راه یابد و وارد محوطه نشود. بدین گونه خطر ویرانی بناهای روی تخت، به دلیل سیلاب جاری از كوهستان از میان رفت. اما بعدها كه این خندق پر شد، آب باران قسمت اعظم برج و باروی شرقی را كند و به درون محوطه كاخها ریخت. در هفتاد سال گذشته؛ باستانشناسان این خاكها را بیرون ریختند و چهره بناها را دوباره روشن ساختند.
در اواخر سال 1312 شمسی، بر اثر خاکبرداری در گوشه شمال غربی تخت جمشید، حدود چهل هزار لوحه گلی به شکل و قطع مهرهای نماز بدست آمد. بر روی این الواح کلماتی به خط عیلامی نوشته شده بود. پس از خواندن معلوم شد که این الواح عیلامی اسناد خرج ساختمان قصرهای تخت جمشید می باشد. از میان الواح بعضی به با زبان پارسي باستان و خط عيلامي است. استفاده از کتیبه های باستانی کشف شده در تخت جمشید مشخص شد که چهار زبان مهم بابلی (اکدی)، عیلامی، پارسی باستان و آرامی تقریبا به طور همزمان، کمابیش، در آن دوره مورد استفاده قرار میگرفته که در بین آنها پارسی باستان با 36 نشانه برای واج ها و دو نشانه برای جداکردن واژه ها از یکدیگر (میخ کج و علامت >) آسانترین خط بود که مانند دیگر زبانهای مرسوم در آن زمان از چپ به راست نوشته میشد ولی تنها در استفاده از نماد میخی با آن زبانها شباهت داشت. از 36 نشانه پارسی باستان 3 نشانه برای مصوت ها ( a وi و u) و بقیه برای نشان دادن یک هجا (یک صامت + یک مصوت) به کار میرفتند. در ضمن 8 نماد نیز در این زبان استفاده میشد که برای اورمزد (اهورامزدا) 3 نشانه، برای کشور (دهیو) 2 نشانه و برای خدا، شاه و میهن (بوم) هر کدام یک نشانه به کار رفته است.
توضیح دیگر در مورد زبان کتیبه ها آنکه اکثر کتیبه ها روایت عیلامی نیز دارد اما یکی از کتیبه های تخت جمشید تنها به عیلامی نوشته شده و روایت پارسی باستان ندارد. خط میخی عیلامی که از پارسی باستان کهن تر است دارای 300 نشانه بوده و با هیچ کدام از زبان های هند و اروپایی و سامی شباهت ندارد. مشخص شده که حسابداران هخامنشی از آن برای نگاشتن استفاده می کرده اند. در مورد بابلی که گویا قدیمیترین و مشکلترین خطوط بوده نیز باید گفت که به زبان مادی بسیار نزدیک بوده و اکثر کتیبه ها روایت بابلی نیز دارند. ( حتی بعضی از پژوهشگران بزرگ با توجه به اینکه هنوز هیچ کتیبه ای که زبان و خط مادها را به درستی مشخص کند یافت نشده است اين زبان را زبان مادي مي دانند.) زبان آرامی نیز که زبانی سامی است توسط دبیران کوروش کبیر مورد استفاده بوده و کتیبه ای در نقش رستم به این زبان یافت شده است.
با کشف الواح گلی تخت جمشید شهرت نابجایی را که می گفتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگاری گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت. زیرا این اسناد حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصرها، اعم از عمله، بنا، نجار، سنگتراش، معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح، سند هزینه یک یا چند نفر است. کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند؛ از ملتهای مختلف، چون ایرانی، بابلی، مصری، یونانی، عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همه آنان رعیت دولت شاهنشاهی ایران به شمار می رفتند. گذشته از مردان، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند. مزدی که به کارگران می دادند غالبا جنسی بود نه نقدی، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام "شکــل" سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند. اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شد عبارت بود از: گندم و گوشت.
کتیبه های کشف شده در تخت جمشید؛ جدا از لوح ها گلی و سکه ها؛ در مجموع بیست و پنج عدد است که از آن میان 9 کتیبه از داریوش (521-485 پ.م.) ؛ 12 کتیبه از خشایارشاه(486-465 پ.م.) و دو کتیبه از اردشیر اول (465- 424 پ.م.)؛ یک کتیبه از اردشیر دوم (404-359 پ.م.) و یک کتیبه از اردشیر سوم (359-338 پ.م.) است.
از آنچه امروز از تخت جمشید بر جای مانده؛ تنها می توان تصویر مبهمی از شکوه و عظمت کاخها در ذهن مجسم کرد. با این همه می توان به مدد یک نقشه تاریخی که جزئیات معماری ساختمان کاخها در آن آمده باشد و اندکی بهره گیری از قوه تخیل، به اهمیت و بزرگی این کاخها پی برد. نکته ای که سخت غیر قابل باور می نماید این واقعیت است که بخش هایی از این مجموعه عظیم و ارزشمند هزاران سال زیر خاک مدفون بوده تا اینکه در حدود 70 سال قبل کشف شد.
برگرفته از : سايت آنو با ني ني
"ژئوپارک" منطقهاى است که در آن ميراث زمينشناسى به خوبى و بصورت پايدار حفظ و مديريت مىشود. ژئوپارک سرزمينى است که يک يا چندجايگاه مهم از نظر علمى را در خود جاي داده و ژئو پارك قشم از بهترين نمونههاي اين نوع پارك در ايران است...
ژئوپارک(Geopark)، مخفف پارک زمينشناسى(Geology Park) مىباشد و به سرزمينهايى که پديدههاى زمينشناسى بىهمتا و تاريخچه تکامل زمينشناسى مشخصي دارند، گفته مىشود.
در واقع "ژئوپارک" منطقهاى است که در آن ميراث زمينشناسى به خوبى و بصورت پايدار حفظ ومديريت مىشود. به عبارت ديگر ژئوپارک سرزمينى است که يک يا چندجايگاه مهم ازنظر علمى(نه تنها زمين شناختى، بلکه باستانشناسى، اکولوژيکى يافرهنگى) را در خود جاى داده است.
معرفى يک ژئوپارک براساس مواردى همچون تکامل کره زمين، شکل زمين، چشمانداز زمين(Natural landscape)، تشکيلات زمينشناسى، خاکشناسى، کانىشناسى، سنگشناسى، فسيلشناسى، باستانشناسى، ميراث فرهنگى، زيست محيطى و مناطق با ارزش ازنظر گونههاى جانورى و گياهى است.
اين مناطق جزئى از يک شبکه جهانى است که بهترين تجارب را بااحترام به حفظ ميراث زمين به اشتراک گذاشته و معيار اصلى آنها، استراتژى توسعه پايدار است.
ژئوپارک ميراث به جاى مانده از فعاليتهاى طبيعى و بشرى در کره زمين است. در اين ميان هر کشورى که از تاريخ کهن و پيچيدگىهاى زمين شناختى بيشترى برخوردار باشد، پتانسيل مناسبى را در توسعه اين صنعت به همراه خواهد داشت.
هدف اصلى از ايجاد ژئوپارکها، حراست وحفاظت از ميراث زمين است که درمعرض صدمات ناشى از فعاليتهاى انسانى قرار دارد.
در پاسخ به نياز روزافزون به يک نهاد بينالمللى براى شناخت سرزمينهايى که از نظر زمينشناختى و علوم زمين جالب توجه هستند، يونسکو طرحى به نام برنامه "شبکه بينالمللى ژئوپارک" ايجاد نمود. اين شبکه بسترى براى تشريک مساعى متخصصين و دستاندرکاران ميراث زمين خواهد بود.
درحال حاضر 25 ژئوپارک در اين شبکه قرار دارند كه از اين تعداد، 8 ژئوپارک در چين و 17 محدوده در اروپا قرار دارد. اين ژئوپارکها در خصوصيات کلى مشترک هستند؛ اما هرکدام درمورد يا موارد خاصى نادر يا منحصربفردند که باعث تمايز آن ها از ديگر مناطق مىگردد.
يکى ديگر از نتايج اين طرح، گسترش ژئوتوريسم مىباشد. ژئوتوريسم در همراهى با اکوتوريسم، پديدههاى زمينشناسى و زيستمحيطى را به خدمت آرامش روحى انسانهاى کنجکاو در مىآورد و آنان را در سفرى جذاب، لذتبخش و پرخاطره به کشف ناشناختههاى جهان هستى و نزديکى با طبيعت و غوطهور شدن در جاذبههاى طبيعى آفرينش فرامىخواند.
از زمانى که يونسکو طرح شبکه بين المللى ژئوپارک را به اجرا درآورد، شاهد آن هستيم که تعداد زيادى از مکان ها در سراسر دنيا شناسايى و به عنوان ژئوپارک معرفى شدهاند تا مورد حمايت و حفاظت قرار گيرند.
ايران ازجمله سرزمينهايى است که به دليل تاريخ کهن وتنوع محيط زمينشناسى پتانسيلهاى فراوانى براى معرفى ژئوپارک را دارد و بايد موردتوجه قرار گيرد.
از نظر توپولوژى و مورفولوژى سرزمين ايران فلات نسبتاً مرتفعى است که در بخش ميانى کمربند چينخورده آلپ_هيماليا قرار دارد.
حدود 90 درصد از خاک کشور در محدوده فلات ايران واقع شده است. ايران در ابتدا جزئى از ابرقاره گندوانا محسوب مىشد ولي باتوجه به سرنوشتى که اين ابرقاره از بدو تشکيل تا امروز داشته است، قطعاتى از آن به تدريج جدا شده، برخى به جنوب اورازيا متصل شده و سرانجام قاره آسيا به شکل فعلى خوددرآمده است.
با اين توضيحات، کشور ما در طول دورانهاى زمينشناسى حوادث بىشمارى را پشت سر گذاشته است که مطالعه آنها، زمينشناسى ايران را تشکيل مىدهد.
از پروتروزوئيک تاکنون تمامي مراحل زمينساختى مربوط به چرخه ويلسون در ايران رخ داده است و هم اکنون نيز غالب اين مراحل در حال تکوين مىباشند؛ از ريفتهاى درون قارهاى(نظير گسل ده شير) تا منطقه فرو رانش(فرو رانش بقاياى نئوتتيس به زير مکران) و مناطق برخوردقاره- قاره (برخورد ورقه عربستان با ورقه ايران زمين در امتداد گسل اصلى زاگرس).
درهر کدام از اين مراحل زمين ساختى محيط هاى ساختارى، ماگمايى، دگرگونى و رسوبى خاصى بوجود آمدهاند و در هر کدام از اين محيط ها کانسارهاى خاصى تشکيل گرديدهاند.
موزه علوم و ژئوپارک قشم
موزه ژئوپارک قشم در سال 1384 به طور رسمى گشايش يافت. اين موزه با کمک گرفتن از دارايى موزه حيات وحش قشم و در محل آن موزه برپا شد.
موزه حيات وحش قشم از سال 1377 در محل زير زمين بازار بزرگ ستاره قشم تاسيس شده و به تدريج نمونه هاى جانورى بسيارى از جزيره قشم را جمع آورى و به صورت تاکسيدرمى آماده نمايش کرده بود و با وجود اينکه از ويترين هاى مناسب و تجهيزات موزهاى کافى بىبهره بود، بازديد کننده قابل توجهى به ويژه در ميان دانش آموزان، دانشجويان و گردشگران داشت.
با اين وجود فعاليت اين موزه براى مدتى متوقف ماند و نمونه هاى جانورى آن به دليل رطوبت موجود در هوا و عدم تهويه، در حال پوسيدن بودند که خوشبختانه مسئولان سازمان منطقه آزاد قشم با دعوت از کارشناسان و عقد قرارداد با پيمانکار، موزه حيات وحش قشم را به صورتى جديد و مدرن طراحى و با هزينه کافى بازسازى کردند. ميزهاى پلاستيکى و غير همشکل که در سراسر موزه از آنها براى چيدن نمونهها استفاده مى شد جمع آورى شد و به جاى آنها ويترين هاى بسيار زيبا گذاشته شد.
اطلاعات علمى بسيار مفيدى گردآورى و به صورت قابل استفاده در قابهاى هم شکل و شکيل در کنار نمونههاى موجود در موزه نصب شد. با اين اقدام نقش آموزشى موزه نيز افزايش يافت.
نمونه هاى جديد جانورى همراه با نقشه هاى متنوع، همچنين عکسهاى ماهوارهاى جزيره قشم، تنوع زيستى و پديده هاى زمين شناسى توانست به شکل بهتر و کاملترى جزيره را به مردم و بازديد کنندگان معرفى کند.
مجموعه کم نظير عکسهاى " عبدالخالق طاهرى "که از چهره مردم، شيوه زندگى، صنايع دستى، منظره هاى گوناگون و پديده هاى اعجاب انگيز زمين شناسى قشم تهيه و در اندازه نمايشگاهى با قابهايى زيبا فراهم شدهاند، نقش بسيار مؤثرى در تقويت جلوه هاى تصويري و معرفى ويژگى هاى گوناگون قشم ايفا مى کنند و مورد توجه بسياري از گردشگران و بازديد کنندگان هستند.
به اين ترتيب، با اقدامات به عمل آمده، عده بازديد کنندگان افزايش يافته و از 100 تا 120 نفر، به بيش از هزار نفر در روز تبديل شده است.
در تعطيلات نوروز تعداد بازديد کنندگان گاهى از 1800 نفر هم گذشته و با نظر سنجى هاى به عمل آمده معلوم شده است که نمايش گونههاى جانورى، پرندگان، پستانداران، خزندگان و صدف هاى گوناگون همراه با ارائه اطلاعات علمى به صورت خلاصه و مفيد جذابيت فراوانى براى بازديد کنندگان در بر دارد.
مدارس شهر قشم و روستاهاى جزيره به تدريج و طبق برنامه از موزه بازديد مى کنند و با ثروت طبيعى بيکران جزيره آشنا مى شوند.
موزه ژئوپارک قشم با وسعتي معادل هزار متر مربع در ضلع شمالي بازار بين المللي ستاره قشم قرار گرفته و داراي بخشهاي زير است:
<!--[if !supportLists]-->_ <!--[endif]-->مجموعه تاکسيدرمى شامل پرندگان، خزندگان، پستانداران، ماهى ها حشرات و ... به همراه يك کارگاه تاکسيدرمى
<!--[if !supportLists]-->_ سنگواره ها كه شامل فسيل هاى مربوط به دو کفه ايها و مرجان ها است
<!--[if !supportLists]-->_ <!--[endif]-->بخش مردم شناسى شامل صنايع دستى بومى مانند لباسها، گليمها، وسايل موسيقى و ...
<!--[if !supportLists]-->_ <!--[endif]-->بخش انتشارات موزه ژئوپارک قشم كه به ارايه نقشه و کتاب زمين شناسى قشم ، اطلس پرندگان قشم و پراکنش آنها، اطلس ژئوتوريسم قشم، کتابچه جامعه گياهى حرا، کتاب و نقشه پوشش گياهى جزيره قشم مي پردازد.
پر آب ترین چشمه معدنی شهر سرعین از لحاظ وسعت استخر آن می باشد که بر روی دره واقع شده است...
این آبمعدنی دارای استخری روباز به مساحت ۴۰۰ متر با عمق ۱۳۰ سانتی متر می باشد. این آبگرم دارای ۱۷ دوش آبگرم و سرد ، حوضچه کلر در مبادی ورودی به محوطه اصلی و همچنین مقابل سرویس بهداشتی می باشد. از امکانات دیگر آن بوفه لوازم بهداشتی و آرایشی و خوراکی و سرویس بهداشتی می باشد.
مقدار متوسط آبدهی آن ۸۵ لیتر در ثانیه می باشد. دمای آب ۴۶ درجه سانتی گراد و آب آن ترش مزه بیرنگ و کمی بودار است. آنیونهای آن کربنات ، بیکربنات ، کلروره ، سولفات و کاتیونهای آن کلسیم ، منیزیم ، سدیم و پتایسم می باشد . هدایت الکتریکی برای ۲۵ درجه حرارت ۱۳۰۰ و PH آن ۵۸/۶ ، باقیمانده مواد خشک شده از تبخیر آب آن ۶۸۷ میلیگرم در لیتر بوده و آب آن در ردیف آبهای کلروره ، بیکرنات سدیک و کلسیک گرم می باشد.
در خصوص نامگذاری آن در طی به گاومیش گلی بر اساس منابع و روایات سالخوردگان در طی سالیان قبل ، پیش از آنکه استفاده بهینه از آن بدین شکل صورت گیرد، گاومیش های اهالی سرعین در داخل استخر آن بعد از اینکه مقداری از حرارت آب کاسته شده و معتدل می شده است، می خوابیدند و بدین سبب اهالی سرعین و تبع آن دیگران از آن بنام آبگرم گاومیش گلی نام برده اند.
در سالیان گذشته آب مازاد چشمه های معدنی به خصوص گاومیش گلی از سمت جنوب شرقی وارد نهری می شد و به فاصله یکصد و پنجاه متری آسیابی را می گردانیدند. این آسیاب در آن ایام از گرانبهاترین آسیابهای آذربایجان به حساب می آمده زیرا بر خلاف آسیابهای دیگر آب آن در زمستان یخ منی زده است ئ در تمام ۱۲ ماه سال کار می کرده است
|
شهرکرد: در منظقه کوهرنگ بختياري چهارمحال، گردشگران مي توانند از مناظر طبيعي دشت لاله هاي واژگون، تونل کوهرنگ، چشمه ديمه، چشمه کوهرنگ، فضاها و سکونت گاه هاي عشايري، ارتفاعات زردکوه بختياري، پيست اسکي چلگرد، غار يخي چما، آبشار شيخ علي خان، روستاي شگفت انگيز سرآقا سيد، جنگل هاي بازفت، ايلراه پلکاني و پل خدا آفرين ديدن کنند.به گزارش فارس از شهرکرد، استان چهارمحال و بختياري در قلمرو مرکزي رشته کوه هاي زاگرس قرار دارد و داراي هفت شهرستان مشتمل بر شهرکرد، بروجن، لردگان، فارسان، اردل، کيار و کوهرنگ است. چهارمحال و بختياري ديار دلاور مردمان اصيل و نجيب و سرزمين چشمه هاي پرآب، رودهاي خروشان و لاله هاي واژگون زيباي خفته در زاگرس است. اين منطقه به دليل تنوع آب و هوايي و نواحي هم جوار، وسعت ناهمواري ها و تغييرات بسيار شديد ارتفاع از شرايط اقليمي گوناگون و متنوعي برخوردار است که خود باعث شده تا اين استان را از جاذبه هاي طبيعي، تاريخي، اجتماعي و فرهنگي بسيار غني و مهمي برخوردار سازد. جنگل ها، مراتع، آبشارها، تالاب ها، چشمه ها و رودخانه هاي زيادي در سطح استان پراکنده هستند که هر يک از آنها مناظر بديع و دلپذيري را بوجود آورده اند، پيوند آب با مناظر طبيعي دره، سبزه زار و اقليم مناسب آبشارهاي زيبايي همچون آبشار شيخ علي خان، دره عشق، تنگ زندان، آتشگاه همراه با تنوع گونه هاي گياهي و جانوري به اين استان سرسبز جلوه و اهميت خاصي بخشيده است. چهارمحال و بختياري سرچشمه سه رود پرآب زاينده رود، کارون و دز با چشمه سارهاي پرآب و دشت ها و دامنه هاي سرسبز و خرم، داراي توانمندي هاي تاريخي، فرهنگي و گردشگري وافري است، در اينجا به معرفي يکي از جاذبه هاي گردشگري شهرستان کوهرنگ که فقط مي تواند در ارديبهشت ماه از علاقمندان به طبيعت پذيرايي کند، مي پردازيم: شهرستان کوهرنگ بختياري با مرکزيت شهر چلگرد به دليل داشتن جاذبه هاي طبيعي يک شهرستان توريستي، سياحتي، عشايري و ورزشي محسوب مي شود. در اين منطقه گردشگران مي توانند از مناظر طبيعي تونل کوهرنگ، چشمه ديمه، چشمه کوهرنگ، دشت لاله هاي واژگون، فضاها و سکونت گاه هاي عشايري، ارتفاعات زردکوه بختياري، پيست اسکي چلگرد، غار يخي چما، آبشار شيخ علي خان، روستاي شگفت انگيز سرآقا سيد، جنگل هاي بازفت، ايلراه پلکاني و پل خدا آفرين ديدن کنند. بي ترديد اگر در شهرستان توريستي کوهرنگ سرمايه گذاري مناسبي انجام گيرد، اين شهرستان مي تواند مکاني مناسب براي جذب توريست هايي از داخل و خارج باشد. زيرا داراي شرايط خاصي از نظر آب و هوايي است به طوريکه در فصول مختلف سال پذيراي گردشگران است. در فصل زمستان بارش برف در ارتفاعات زردکوه به بيش از 15 متر مي رسد که باعث بوجود آمدن يخچال هاي دائمي شده است. وجود اين مقدار برف در فصل زمستان باعث شده تا اشخاص زيادي از شهرهاي مختلف براي اسکي کردن به کوهرنگ سفر کنند، همچنين وجود دشت لاله هاي واژگون در اين منطقه باعث شده تا در ارديبهشت ماه هر سال هزاران نفر به کوهرنگ سفر کنند، اين دشت زير پوششي رنگارنگ از لاله هاي سرخ رنگ و زرد رنگ و واژگون، در دوازده کيلومتري چلگرد و در نزديکي روستاي بنواستکي کوهرنگ آرميده است. هواي لطيف، سبک و پاک دشت و پوشش گياهي بسيار غني و ارزشمند آن چشم و دل هر بيننده را مي نوازد. متاسفانه مسافراني که به ديدن اين لاله ها مي آيند، بدون توجه به اين همه زيبايي، لاله هاي نجيب و سر به پايين افکنده را از ريشه کنده و با خود به عنوان يادگاري مي برند که اگر اين کار ادامه پيدا کند و براي حفظ و نگهداري لاله ها اقدامي صورت نگيرد، تنها و تنها شاهد مرگ لاله ها خواهيم بود و هر ساله مي بينيم که از تعداد آنها و وسعت دشت کاسته مي شود. با اينکه محيط زيست براي حفظ و نگهداري دشت لاله هاي واژگون اجازه عبور به عشاير را به اين منطقه نمي دهند اما گردشگران بدون آگاهي آنها را از بين مي برند و هنوز در اين راستا هيچگونه فرهنگ سازي مناسبي انجام نشده است. اگر آژانس هايي که مسافران را از نقاط مختلف کشور به دشت لاله هاي واژگون و يا نقاط ديدني ديگر مي برند در مورد هر جاذبه آگاهي هاي لازم را بدهند و آنها را تشويق کنند که به جاي از ريشه درآوردن لاله ها و از بين بردن، آنها را تماشا کنند و لذت ببرند، بي شک اين دشت تا سال هاي سال، پذيراي همگان خواهد بود و پايدار با شکوه مي ماند تا نسل هاي آينده نيز از مناظر فريبنده آن لذت ببرند. وقتي که بهار، قامت عروس طبيعت را به ديبايي از سبزه، شقايق و لاله هاي واژگون پوشاند و شميم آويشن، کرفس و انگبين بر آن فشاند، بياييد تا دوشادوش آنان، کوله بار صفا و سادگي را بر دوش کشيده و به راه بيافتيم، از خروش و تلاش کارون و زاينده رود ايمان به هدف بالندگي و زايندگي را بياموزيم و بگذازيم دشت لاله هاي سرخ و زردرنگ و واژگون براي آينده فرزندانمان باقي بماند. امکانات و تسهيلاتي نظير راه دسترسي آسفالت، آب آشاميدني، سرويس بهداشتي، فضاي سبز، سکوي نشيمن، دسترسي به هتل کوهرنگ و هتل زردکوه و پارکينگ در اين منطقه مهيا و پذيراي مهمان عزيز سراسر کشور است. |
قش برجسته و كتيبه داريوش يكي از مهمترين آثار مجموعه جهاني بيستون است. اين نقش برجسته كه يكي از زيباترين يادگارهاي ادبي و تاريخي ايران است، در 30 كيلومتري شمال شرقي شهر كرمانشاه بر روي صخره معروف به بيستون حجاري شده است.
|
بيستون كوهي كه هميشه يادآور دليريها و افسانههاست، در ايام نوروز پذيراي گردشگران بسياري است كه از سراسر جهان به شوق تماشاي گرهخوردن هنر و شكوه در اين اثر جهاني به كرمانشاه آمدهاند. نقش برجسته و كتيبه داريوش يكي از مهمترين آثار مجموعه جهاني بيستون است. اين نقش برجسته كه يكي از زيباترين يادگارهاي ادبي و تاريخي ايران است، در 30 كيلومتري شمال شرقي شهر كرمانشاه بر روي صخره معروف به بيستون حجاري شده است. به گفته كارشناسان ميراث فرهنگي، كتيبه داريوش بزرگترين، پر اهميتترين و معتبرترين كتيبهاي است كه تاكنون در جهان شناسايي شده است. درسال 522 قبل ازميلاد داريوش شاه هخامنشي نقشي از خود، فروهر، دو تن از بزرگان پارسي، گئومات، مغ و 9 تن از شاهان مغلوب را بر ديواره كوه بيستون حك ميكند و علاوه بر اين نقش فرامين و اندرزهاي خود را به صورت كتيبهاي بر دل كوه بيستون حجاري ميكند. داريوش شاه در اين كتيبه شرح فتوحات خود را به خط ميخي و سه زبان پارسي باستان و عيلامي و بابلي بر دل سنگ نگاشته است. عظمت اين كتيبه به گونهاي است كه فقط زبان پارسي باستان آن داراي 414 سطر است. در سنگ نگاره داريوش كه شش متر طول و 20/3 مترعرض دارد، تصوير داريوش به ارتفاع 78/1 متر در سمت چپ صحنه حجاري شده است. وي تاج گنكره داري بر سر و پيراهن بلندي بر تن دارد، او دست راست را به علامت احترام بالا برده و در دست چپ كماني را گرفته است. در اين صحنه داريوش پاي چپش را بر روي سينه گئومات مغ نهادهاست. در پشت سر داريوش "وينده فرنه " كمان دار و " گئو بروه " نيزه دار ايستادهاند كه از جمله هفت تنانياند كه در براندازي گئومات شركت داشتند. در زير پاي چپ داريوش گئومات مغ برپشت خوابيده و بهعلامت التماس دستهايش را بالا برده است. پشت سر او صف اسيران با گردنها و دستهاي از پشت بسته ديده ميشود، در بالاي سر هر يك از اين اسيران و در زير تنه گئومات مغ و بر روي دامن اسير نام و نقش پادشاه شورشگر و جايي كه در آن شورش كرده ذكر شده است. در بالاي سر اسيران تصوير نماديني از اهورا مزدا در حال اهداي حلقه قدرت به داريوش حجاري شده و داريوش دست راستش را به نشانه نيايش اهورا مزدا بلند كرده است. در اين نقش داريوش به معرفي خود و خاندانش ميپردازد و در حقيقت بااين نوشته مشروعيت خود را اعلام ميكند، پس از آن شرح فتوحاتش را به خط ميخي عيلامي درسمت راست سنگ نگاره و در مرحله بعد با خط ميخي بابلي در سمت چپ سنگ نگاره حك ميكند. درمرحله نهايي در زير نقوش برجسته شرح فتوحاتش را به خط ميخي و به زبان فارسي باستان حك ميكند. سنگ تراشان هخامنشي در حال نوشتن خطوط بر سينه كوه بودند كه سكاها دوباره سر به شورش گذاشتند. داريوش در سال 519 قبل از ميلاد "سكونخا" شاه سكاها را شكست داد و اين رويداد را بيدرنگ به سنگ نبشته اضافه كرد. چون جايي براي اضافه كردن تصوير شاه سكايي باقي نمانده بود، داريوش دستور داد بخشي از متن عيلامي را پاك و آن را در سمت چپ قسمت پايين كنار متن فارسي باستان از نو حك كنند و به جاي متن عيلامي تصوير "سكونخا" را حجاري كنند. در اين سنگ نوشته داريوش ابتدا به معرفي خود و خاندانش ميپردازد و سپس واقعه قتل گئومات مغ را كه پس از مرگ كمبوجيه سلطنت را غصب كرده بود شرح ميدهد. پس از آن به شرح جنگهايي كه بر ضد بزرگان و امراي ياغي كرده بود مي پردازد و در خاتمه به هركس كه اين كتيبه بزرگ را محو نمايد، نفرين ميكند. |
||
Present Iran was historically referred to as Persia until 1935 when Reza Shah Pahlavi formally asked the international community to call the country by its native name, Iran. But In 1959 due to controversial debates over the name, it was announced that both could be used
The First inhabitants of Iran were a race of people living in western Asia. When the Aryans arrived, they gradually started mingling with the old native Asians. Aryans were a branch of the people today known as the Indo-Europeans, and are believed to be the ancestors of the people of present India, Iran, and most of Western Europe
Recent discoveries indicate that, centuries before the rise of earliest civilizations in Mesopotamia, Iran was inhabited by human. But the written history of Iran dates back to 3200 BC. It begins with the early Achaemenids, The dynasty whose under the first Iranian world empire blossomed
Cyrus the Great was the founder of the empire and he is the first to establish the charter of human rights. In this period Iran stretched from the Aegean coast of Asia Minor to Afghanistan, as well as south to Egypt.The Achaeamenid Empire was overthrown by Alexander the Great in 330 BC and was followed by The Seleucid Greek Dynasty
After the Seleucids, we witness about dozen successive dynasties reigning over the country, Dynasties such as Parthian, Sassanid, Samanid, Ghaznavid, Safavid, Zand, Afsharid, Qajar and Pahlavi. In 641 Arabs conquered Iran and launched a new vicissitudinous era. Persians, who were the followers of Zoroaster, gradually turned to Islam and it was in Safavid period when Shiite Islam became the official religion of Iran
Since Qajar dynasty on, due to the inefficiency of the rulers, Iran intensely begins to decline and gets smaller and smaller. The growing corruption of the Qajar monarchy led to a constitutional revolution in 1905-1906. The Constitutional Revolution marked the end of the medieval period in Iran, but the constitution remained a dead letter.
During World Wars I and II the occupation of Iran by Russian, British, and Ottoman troops was a blow from which the government never effectively recovered.
In 1979, the nation, under the leadership of Ayatollah Khomeini, erupted into revolution and the current Islamic republic of Iran was founded
Throughout Iran's long history, in spite of different devastating invasions and occupations by Arabs, Turks, Mongols, British, Russians, and others, the country has always maintained its national identity and has developed as a distinct political and cultural entity
With a long-standing and proud civilization, Persian culture is among the richest in the world. Two and a half millennia of inspiring literature, thousands of poets and writers, magnificent and impressive architecture, live customs dating back to Zoroastrians over 3000 years ago, and other unique characteristics of the nation are rivaled by only a few countries.
Throughout the history, this grand treasure of Persia was gradually transferred to eastern and western nations. Iran's significant contribution into the world civilization in many respects is indispensable. Many ceremonies of the ancient Persians are the basis of western celebrations.
Among the ceremonies still being held are Norouz, Charshanbeh Suri, Sizdah Bedar, Yalda Night and Haft Sin. Sitting around Haft Sin and reciting Hafez, visiting family and friends during Norouz celebration, night of Charshanbeh Suri and jumping over the bonfire in the hope of getting rid of all illnesses and misfortunes, spending Sizdah Bedar, the 13th day of the New Year, in nature, are old interesting traditions coming from the Achaemenid Empire.
Another eminent feature of Persian culture is art. In fact culture and art are two closely interwoven concepts forming the soul of human civilizations. Persian exquisite carpets, subtle soulful classic music, outstanding tile work of unique blue mosques, old influential architectural style and countless brilliant literary works are famous in the world.
Persian or Farsi, is one of the world's oldest languages still in use today, and is known to have one of the most powerful literary traditions and potentials. Persian poetry with masterpieces of Saadi, Hafiz, Rumi and Omar Khayyam is well known around the world.
As all Persians are quick to point out, Farsi is not related to Arabic, it is a member of the Indo-European family of languages.
One more art intertwined with Persian culture, worth mentioning, is the art of cooking. Persian foods, accompanied by herbs and spices are product of the creativity, skill and patience of many generations of cooks.
Once you try a Persian food such as, Chelow Kabab, Ghormeh Sabzi, Gheimeh or Abgusht it will be hard for you to do without Persian food.
Undoubtedly, in this melting pot of civilization everybody will be overwhelmed by the beauties of the country and the depth of nation's colorful and lively culture.
Location
Iran is a country in southwestern Asia, located on the eastern side of the Persian Gulf. It lies at the easternmost edge of the geographic and cultural region known as the Middle East.
More than half of Iran's international border of 4,430 km is coastline, including 740 km along the Caspian Sea in the north and 1,700 km along the Persian Gulf and Oman Sea in the south. Bandar-e-Abbas is the largest harbor in the south of Iran located on the Strait of Hormoz, the narrow passage separating the Persian Gulf and Oman Sea through which tens of oil tankers are heading for various destinations in different corners of the world everyday.
Seasons
Iran is one of the few countries that have all four distinguished seasons. And at any time of the year, in each section of the country, one of the four seasons is visible. Iran's variety in terms of temperature, humidity and rainfall differs from place to place and season to season. Length of the seasons differs in different regions.
Natural Regions
One of the world's most mountainous countries, Iran contains two major ranges of mountains, the Alborz with the highest peak in Asia west of the Himalayas, Damavand (5671 m above sea level) and the Zagros that cuts across the country for more than 1,600 km extending from north west to the south east of the country. The peaks exceeding 2,300 m in these two ranges capture a considerable amount of moisture coming either from the Caspian Sea southward or the Mediterranean eastward.
Deserts of Iran
Iran is situated in a high-altitude plateau surrounded by connected ranges of mountains. The well-known deserts of Iran are at two major regions: 1) Dasht-e-Kavir, and 2) Kavir-e-Lut. They are both some of the most arid and maybe hottest areas of their kinds in the world.
The desert Pits of Iran
Kavir-e-Lut is the largest pit inside the Iranian plateau and probably one of the largest ones in the world. Kavir-e-Lut is a pit formed by broken layers of the earth.
Mountains of Iran
The whole area of Iran can be divided in to four parts: 1/2 mountains as one part, and 1/4 deserts and 1/4 fertile plains as the other part. There are two major ranges of mountains called the Alborz and the Zagros.
- The Alborz have been extended all the way from Azerbaijan to Afghanistan passing through the southern part of the Caspian Sea.
- The Zagros have covered a region from Azerbaijan to the west and SE of the country.
The highest peak of Iran (Middle East) called "Damavand", 5671m ASL. It is a burned-out volcano with a crater of 400m width. At times, sulfur gas ascends to the top and covers the peak like clouds.
Rivers of Iran
There is a vastly extended network of rivers in Iran most of which seasonally are filled with water. Some permanent rivers run from the Alborz or the Zagros to the Caspian Sea, Persian Gulf and Oman Sea. Some temporary rivers either run into a body of water or get dried before reaching any watershed.
Sea, Gulf & Lakes of Iran
Persian Gulf is situated at the south of Iran. It is almost 900km long from the Strait of Hormoz to Arvand Rud, the border river between Iran and Iraq. The Persian Gulf is one of the warmest bodies of water in the entire Middle East.
Oman Sea, situated at the south of Iran, connects the Persian Gulf to the Indian Ocean. With an approximate area of 903,000 km?, the Oman Sea is surrounded by Iran and Pakistan at the north, Deccan peninsula at the east and Arabia peninsula at the west.
Iran has got small ports at its shorelines with the Oman Sea like Chabahar, Gavater and Jask.
Since antiquity, the Strait of Hormoz and the Oman Sea have always been strategic waterways. Today, tens of gigantic oil tankers carry oil everyday from the countries in the region through this route to different parts of the world.
With an area of approximately 371,000sq.km, Caspian Sea in the largest body of inland water all over the world, which is situated at the north of Iran. Its neighboring countries are Iran at the South, Turkmenistan at the SE, Kazakhstan at the NE and north, Russia at the NW and Azerbaijan at the SW.
The Iranian shorelines are approximately 992km from the East to the West. The average level of of the Caspian Sea is 28m below sea level. There are geographic areas born at the Iranian shorelines because of the changes in the level of the sea, like Miankaleh Peninsula, Ashuradeh IslandHossein Qolly Bay, Gorgan Bay and Anzaly Bay.
There are permanent and temporary lakes in Iran depending on the amount of water in them in different seasons. Such as Uromiyeh Lake, Zaribar Lake, Hamun Lake, Parishan Lake and Maharlu Lake.