خوش آمديد!
19:10 سه شنبه 17 شهريور ماه ، 1389
پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 
لینکدونی سایت

بیابان های ایران

یک عدد دانشجوی جهانگردی

جهانگردی 88 تبریز

موزه رضا عباسی

باغ های ایرانی

علم گردشگری

سایت استادم:دکتر محمد رضا اورمزدی

دختر کوروش(نازیلا محمد پور)

علی اصغر رضی کاظمی(رامسر -عکس)

بسیار سفر باید...

سایت هتلداری ایران

سایت دکتر روشن بابایی(استاد جهانگردی دانشگاه لنگرود)

سایت سفر و گردشگری ایران

نخبگان توریسم(مهران)

عاشق سفر(جمشید و محمد)

فرهنگ و هنر ایرانی(احسان)

سفر به دور ایران(خشایار)

نسیم طبیعت ایران

بیا تا برویم(سمیرا منفرد)

سایت آرش نور آقایی

راهنمایان گردشگری

انجمن بین المللی سفر

میراث آریا

اصفهان

محوطه تاریخی بیستون

روستای ماسوله

سایت جامع گردشگری

سفر در طبیعت ایران

ایران سرزمین من

لاویج

آتر(رزگار)

یاداشت های یک دختر عاشق جهانگردی(سپیده)

سفر ایرانی(محمد رضا عباس پور)

ایران را بگردیم(محمد گایینی)

ایران چرخی(مهشید)

گروه آنادانا

کانون گردشگران جوان ایران

کمیته ملی طبیعت گردی

سفرنامه دور دنیا با دوچرخه

پاتوق علمی گردشگری

آینده توریسم ما

بوی کوچ(الهام حسینی)

گروه جهانگردی یزد

گردشگر(نسترن)

 

کوه گنو کوه گنو با ۲۳۴۷ متر ارتفاع در ۲۹ کیلومتری شمال غربی بندرعباس غربی بین دهستانهای فین ، سیاهو و ایسین واقع شده‌است . این کوه در مقایسه با آب و هوای گرم بندرعباس ، آب و هوایی نسبتاً معتدل دارد و به همین مناسبت نیز از اهمیت زیست محیطی و تفریحگاهی برخوردار است.


می دانید چرا در بندر عباس هوا خیلی شرجی است ؟ به علت وجود کوه گنو ! . ارتفاعات کوه گنو در فاصله حدودا بیست کیلومتری بندر شروع شده و سر به فلک می کشد .... و همین ارتفاع زیاد کوه باعث شده که رطوبتی که از بخار آب دریا ایجاد می شود بالای سر بندر عباس محبوس بماند و هوا را شرجی نماید.


ارتفاع زیاد کوه گنو باعث می شود هنگام بالا رفتن با هوای نسبتا سردی در زمستان و هوای مطبوعی در تابستان در ارتفاعات این کوه مواجه شویم .... البته تا بالای این ارتفاعات جاده آسفالت وجود دارد ولی باشیب تند و پیچ خم بسیار .... این منطقه کلا توسط حفاظت محیط زیست محفاظت می شود و جزو زیستگاه های نادر طبیعی توسط یونسکو به ثبت رسیده و بودجه خاصی برای حفاظت از آن در نظر گرفته شده است ... گونه های گیاهی نادری در این منطقه وجود دارد که در دنیا بی نظیر است...


در فضای باز ارتفاعات تفریحگاهای زیبایی ساخته اند که با آلاچیق های چوبی و سایه بان ها محیط خوبی را برای استراحت فراهم شده است ... بر دیوار یک آلاچیق تابلوی کوچکی دیدم که بر روی آن این جمله زیبا از ارد بزرگ نوشته شده است : گام نهادن بر نوک کوه وجود ، بسیار سخت تر از هر کار دیگریست.


اطلاعات دقیق تر در مورد گردشگاه گنو:


کوهستان گنو یکی از جالبترین نمونه های معرف رشته کوههای زاگرس بشمار می آید. این کوهستان در جنوب شرقی رشته زاگرس واقع شده است. کوه گنو پس از کوههای هماگ 3267 متر، کوه سیرو  2972 متر، کوه شب 2731 متر، کوه نیان 2642 متر، کوه باز 2437 متر، ششمین کوه مرتفع استان هرمزگان می باشد. گنو از نظر مکانی در شمال غربی شهر بندرعباس قرار گرفته است و جاده اصلی بندرعباس به سیرجان از شرق و جاده بندرعباس به بندر لنگه از جنوب آن می گذرد.


کوهستان گنو با ابعادی معادل 34 کیلومتر طول و 5 تا 15 کیلومتر عرض، مساحتی بالغ بر 350 کیلومتر مربع را در بر می گیرد.


کانونهای زیستی پیرامون و داخل منطقه حفاظت شده گنو:


دامنه جنوبی : روستاهای ایسین، هرمودرایسین، پاتل ایسین، دربهو، درگیر، تازیان بالا، تازیان پایین بنوبند پاسنگ، پاتل بنوبند، پس ریغ، بنوبند، پشته مولا ، پاکم، در سوزنگ، چاهنو، مغ کمال، درمغ، قلات بالا، قلات پایین، کنارو، لاور میشو، پابند، رمر، پرکوه، پهنه گلکو، هوبیر، چاهو ...                                                                                                                                                                           
دامنه غربی : روستاهای تیکوه، سلکوه


دامنه شرقی : روستاهای تهلو، دزک ، گنو (آبگرم)، انارون


دامنه شمالی : روستاهای فین ، سیاهو ، سرزه ، رضوان ، تنگ باغ ، کهنوج ، گشتکاران ، پشتنگ ، بندرآگاه  جونگان ، گرد گنو ، کلمو ، هومرغ ، هرمودرگنو                                                                           

 

پوشش گیاهی و رستنیها :


فلور کوه گنو متجاوز از 360 گونه از گیاهان آوندی که معدودی از آنها سرخس ها و بازدانگان  و قسمت عمده آنراگیاهان گلدار تشکیل می دهند. همانگونه که معمول مناطق خشک و بیابانی است دو گروه بوته های چوبی و درختچه ها و گیاهان کوتاه عمر یکساله از بیشترین تنوع برخوردارند. بعلت موقعیت بینابینی کوه گنو در بین دو پهنه اصلی ( رویشی صحار سندی و ایرانو تورانی ) و بدلیل تغییرات ارتفاعی سریع از سطح دریا که بیش از 2300 متر می رسد و ایجاد میکروکلیماهای متفاوت در جهات جغرافیایی دره ها و شیب ها، این منطقه از نظر جغرافیای گیاهی ، با ویژگیها و تنوع چشمگیری مواجه شده است.


رستنیهای گنو : پرسیاوش ، سرخس معطر، گون گاوی ، زیره ، آویشن  بومادران ، پونه، استبرق ، اورس ،کنار، مسواک ، پرخ ، آکاسیا ، ناترک ، بنه ، بادام کوهی ، رزوک و


گیاهان انحصاری ایران که در گنو یافت می شوند : بادام وندلبو ، پامچال صخره ای ، مهرخوش...

 

چشمه‌های آب گنو :


آبگرم گنو-انارون- تنگ باغ- کهنوج- پشتنگ- چاهو- هوبیر- پشت بنگرو- رمر- سرچربه- پرکوه- مردو- تنگ سیاه- هو تلخ- خرگو- سلکوه  و ...

 
چهارشنبه، 15 مهر ماه ، 1388
بازديد:119 بار

شهر زیرزمینی کاریز قنات کیش بیش از 2500 سال قدمت دارد و از آب شیرین قابل شرب ساکنان جزیره را تامین می کرده ولی اکنون به یک شهر زیر زمینی شگفت انگیز بدل شده که بیش از 10000 متر مربع وسعت دارد. کارگزاران با تجربه آن زحمت تمام طراحی های آن را کشیده و می کوشند تا در پروژه بازسازی قنات کیش که اکنون کاریز کیش خوانده می شود ضمن حفظ بافت تاریخی آن کاربری های جدیدی از این شهر زیر زمینی بدست آورند . شهر زیر زمینی کاریز در فاز یک خود به قسمتهای زیر تقسیم و قابل بهره برداری خواهد بود. غرفه های صنایع دستی ایران و جهان ، رستوران سنتی و جدید ، موزه سالن آمفی تئاتر سالن کنفرانس ، گالری های هنری . شهر کاریز در عمق 16 متری زیر زمین قرار دارد. سقف آن هشت متر ارتفاع و بیشتر سقف آن مملو از سنگواره ، صدف و مرجانهایی است که با نظر کارشناسی 270 تا 570 میلیون سال قدمت دارد و تک تک آن شناسایی و دارای شناسنامه رسمی است. کارگزاران شهر زیر زمینی بر این باورند که دو ویژگی کاریز را در فهرست ابنیه جهانی در خواهد آورد. اول اینکه کاریز در دل تنها جزیره مرجانی دنیا واقع است. دوم آنکه تنها بنایی است که سقف مملو از صدفها و مرجانهای طبیعی است. صدفها و مرجانهایی که برای بازدید آنها دو راه وجود داشته ، بازدید از موزه های طبیعی یا غواصی در آبهای آزاد و اکنون کاریز فصلی جدید و استثنایی در پیش روی تمامی دوستداران طبیعت گشوده که بی واسطه خواهند توانست از بزرگترین مجموعه مرجانی بازدید کنند. در خاتمه گفتنی است که خاکهای برداشت شده از کاریز دارای خواص درمانی زیادی است که در " گل درمانی " استفاده های فراوان خواهد داشت. این امر همراه با خدمات گوناگونی همچون تاسیس مراکز اقامتی ، تجاری و تفریحی در زمینی معادل 60000متر مربع در روی زمین کاریز احداث خواهد گردید. زمین سطحی کاریز به پارک وسیعی بدل خواهد شد که دارای دو تپه مرتفع خواهد بود. این په ها از خاکهای برداشت شده زیر زمین ساخته شده و به چم انداز بی نظیر جزیره کیش دل خواهد شد.

بزودی در تالارهای کاریز مجموعه ای شامل موزه-آمفی تاتر-بازارچه های صنایع دستی-رستوران و چایخانه های سنتی ایجاد میشود.بر روی کاریز هم مجموعه تفریحی بزرگی شامل:سینما-آمفی تاتر-پارکینگ و پاویون ودو قلعه شبیه قلعه های باستانی با بخشهایی مانند رستوران-فروشگاه-سایت بازی کودکان و سوییتهای اقامتی ساخته خواهد شد.

چهارشنبه، 15 مهر ماه ، 1388
بازديد:118 بار

غار بورنیک در استان تهران و در 120 كيلومتري شرق شهر تهران و 12 كيلومتري جنوب غربي شهر فيروزكوه و 6 كيلومتري حاشیه جنوبی "روستاي هرانده" واقع شده است .

غار بورنیک در استان تهران و در 120 كيلومتري شرق شهر تهران و 12 كيلومتري جنوب غربي شهر فيروزكوه و 6 كيلومتري حاشیه جنوبی "روستاي هرانده" واقع شده است . 
غار بورنيك در انتهاي يكي از دره هاي منشعب از دره طولاني و وسيع هرانده قرار دارد ، از ژرفاي دره رودخانه پرآب نمرود جريان دارد كه از شاخه هاي اصلي حبله رود است . آب نمرود از حوضه وسيع دامنه شمالي كوه قره داغ و دامنه هاي كوه ميشينه مرگ سرچشمه ميگيرد .

نام غار از دو كلمه "بور" و " نيك" تشكيل شده است . "بور" تغيير يافته كلمه "بار" جهت سهولت تلفظ در اضافه شدن به كلمه "نيك" است . "بار" به معناي ساحل ، كنار و جاي امن است . همانند كاربرد كلمه "بار"در لغت رودبار. لذا بورنيك يا بار نيك يعني "محل امن خوب" كه اسم پرمعنايي براي غار به علت موقعيت خاص قرارگيري آن است .
غار محل امني براي زندگي و پناه گرفتن بوده است . دهانه غار از ديد نهان و به رودخانه نزديك است . به همين خاطر غار محل امني براي سكونت در مواقع خطر و زندگي در دوره غار نشيني بوده است.
دهانه غار به ابعاد 10*15 متر و بلندي 6 متر در ارتفاع 1950 متري سطح دريا قرار دارد . غار از سه تالار عظيم تاقديسي تشكيل شده است كه در سقف هر كدام ، شكاف (گسل)اوليه مولد غار بخوبي نمايان است .
تالار نخست يا تالار بيروني محوطه بزرگي به ابعاد 40*50 متر و بلندي 8 متر است و با سنگچين كردن كف شيب دار در گذشته ، دو ايوان كه با يكديگر 2 متر اختلاف ارتفاع دارند بوجود آمده است . اين تالار سكونتگاه اصلي غار بوده و وجود آثاري مانند سفالهاي شكسته از دوره هاي تاريخي مختلف در آن ، نشان دهنده آن است كه از مراكز اصلي زيست انسانهاي غارنشين به بعد بوده است . در گوشه راست تالار ديوار دروازه دار سنگچين شده اي جلو يك دهليز ساخته شده و احتمالا محل نگهداري احشام بوده است . در گوشه چپ تالار ، دهانه اي بعرض 8 متر و بلندي 10 متر ورودي تالار دوم يا تالار اصلي غار است .
تالار دوم يا تالار اصلي غار محوطه اي به ابعاد 30*60 متر و بلندي 15 تا 20 متر است و كف آن با شيب تندي به سمت پايين مي رود . اين تالار داراي يك دالان نسبتا طولاني در انتها و دالان ديگري بسوي تالار سوم است . در ابتدا و سمت چپ تالار نيز راهرويي رابط اين تالار و تالار سوم غار است . 
دالان انتها و سمت راست تالار دوم بطور متوسط 5 متر عرض و 6 متر بلندي دارد و طول دهانه آنها 40 متر است و در انتهاي آن يك چاه به عمق 5 متر و يك دهليز بطول 6 متر وجود دارد . ديواره هاي دالان ياد شده از چكنده هاي گل كلمي و نخودي سفيد و صورتي رنگ پوشيده شده است . 
دالان رابط تالارهاي دوم و سوم غار كه در انتهاي دو تالار ياد شده قرار دارد حدود 30 متر طول دارد .
دالان ديگري كه ابتداي تالارهاي دوم و سوم غار را بهم متصل ميكند 10 متر پهنا و 4 متر بلندي دارد . تالار سوم غار 12 متر بلندي و 55*20 متر طول و عرض دارد و از ابتدا تا انتها شيب تند سنگلاخي و لغزنده اي دارد . انتهاي آن دهليزي دارد كه پس از 8 متر به تالاري پر از پرتگاه ختم مي شود . عمق بعضي پرتگاه ها 20 متر است و اين بخش غار از سنگهاي ستوني و چكنده هاي مخروطي و كف آن از چكيده ها پوشيده شده است . در گوشه ديگري از اين تالار دالاني بطول 20 متر و عرض 5 متر قرار دارد . كف آن سطح صافي دارد كه احتمالا محل اختفاي ساكنان غار در مواقع خطر بوده است .
عميق ترين سطح غار در تالار سوم و مقابل دهليز رابط پاييني بين دو تالار ، حدود 60 متر پايين تر از سطح دهانه غار واقع است . طول شعبه اصلي غار حدود 500 متر است .
دشت بورنیک ,مزارع منطقه و رودخانه نمرود نیز از دیگر دیدنی های روستاي هرانده مي باشند . 
كتيبه اي منقوش به خط كوفي و نقاشي هاي ديواري متعلق به دوره ايلخاني بدنبال لايه برداري سطوح سيماني ديوارهاي امامزاده يحيي روستاي هرانده فيروزكوه كشف شد .
باستان شناسان با اجراي طرح ساماندهي و مرمت بناي امامزاده 900 ساله فيروزكوه ، به نقاشي هاي ديواري و كتيبه اي منقش در سطوح زيرين لايه سيماني ديواره داخلي دست يافته اند كه بر اساس گمانه زني هاي انجام شده قدمت اين اثر به دوره ايلخاني باز ميگردد .
"
عبدالرضا برق دهنده " باستان شناس در مورد كتيبه كشف شده مي گويد : " در بخشي از كتيبه كه از زير لايه سيماني خارج شده ، "قال رسول الله " به خط كوفي و به رنگ آبي لاجوردي نوشته شده است ".
به گفته وي نقاشي هاي ديواري امامزاده يحيي نيز به ارتفاع 2 متر از سطح زمين و دور تا دور بقعه امتداد دارد و به نظر مي رسد نقاشي ها با مضمون مذهبي و آراسته به نقوش اسليمي است .
در همين حال "قدير افروند" معاون حفاظت فني سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران كشف كتيبه ايلخاني را حين عمليات سامان دهي و احياي بناي امامزاده يحيي فيروزكوه عنوان كرد و گفت " به دليل تخريبهاي صورت گرفته در بخشي از بنا و مرمت غير اصولي آن از سوي اهالي منطقه ، طرح احياي بناي امامزاده يحيي آغاز شد كه در اين ميان با برداشته شدن بخشي از سيمان ديوار داخلي ، باستان شناسان به كتيبه اي با قدمت 700 سال دست يافتند . "
به گفته وي در سالهاي اخير نماي بيروني بناي اين امامزاده با سيمان سياه و سفيد اندود شده كه اين لايه ضخيم بار سنگيني را روي بنا بوجود آورده است.
افروند فاز نخست اقدامات صورت گرفته را شامل لايه برداري ديوار سيماني عنوان كرد و افزود :" سنگيني لايه هاي سيماني به همراه گودبرداري صورت گرفته در چند سال اخير سبب تخريب تدريجي اين بناي تاريخي شده و بر اين اساس در فاز نخست اين طرح ، لايه هاي سيماني و گچي از داخل و خارج بناي امامزاده ، زدوده مي شود .
در همين حال برق دهنده باستان شناس با بيان اينكه كتيبه و نقاشي هاي ديواري در سطح زيرين گچ ها قرار داشته و امكان هوازدگي آنها در صورت برداشته شدن پوشش گچي وجود دارد ، اجراي اين پروژه را در يك دوره زماني و متناسب با شرايط آب و هوا عنوان ميكند .
بر اساس بخش ديگري از كاوش هاي صورت گرفته ، گنبد اصلي امامزاده يحيي به شكل طبقه اي و دايره وار بوده و گنبد سيماني كنوني در سالهاي بعد ساخته و روي گنبد اصلي قرار گرفته است .
در اجراي طرح ساماندهي بناي اين امامزاده ، گنبد اصلي بر اساس مستندات موجود بازسازي مي شود . 
معماري بناي امامزاده يحيي به قرن 7 هجري برميگردد و بنظر ميرسد ادامه يافتن كاوش هاي كنوني ، منجر به بازيابي نمادهايي از هنر معماري ايلخاني در اين بقعه تاريخي شود .
نقاشي هاي ديواري اين بقعه به رنگ لاجوردي بوده و به گفته باستان شناسان اين پروژه ، نقاشي كنوني كشف شده طرحي از يك محراب مزين به نقوش اسليمي است . 
بقعه امامزاده يحيي در بخش جنوبي روستاي هرانده فيروزكوه به صورت برج سنگي با گنبد رك ( مخروطي )قرار گرفته است . 
مصالح بكار رفته در بناي بقعه سنگ لاشه ، ملات گچ و ساروج است كه در سالهاي اخير با سيمان سياه و سفيد پوشيده شده است .

چهارشنبه، 15 مهر ماه ، 1388
بازديد:115 بار

درهنگام انتخاب چادر مسافرتي بايد به اين موضوع توجه داشته باشيد که به چه مناطقي و با چه وسيله اي سفر مي کنيد... 

 

1- اگر اهل سفرهاي تک يا دو نفره هستيد، بهتر است چادري سبک و کوچک انتخاب کنيد که حداکثر 400 گرم وزن داشته باشد و در داخل کوله پشتي شما جا شود اما اگر بااهل خانه به شهرهاي مختلف شمالي و جنوبي سفر مي کنيد، بهتر است چادرهاي بزرگ 8 تا 10 نفره انتخاب کنيد. توجه داشته باشيد که درچادرهاي 8 نفره 8 نفر ايستاده يا نشسته جا مي شوند و اين چادرها مناسب خواب 8 نفر نيست پس اگر4 نفر هستيد، چادر 8 نفره بخريد.

2- از پخت و پز داخل چادرو روشن کردن پيکنيکي يا شمع خود داري کنيد.چادرهاي مسافرتي اغلب از جنس پارچه هاي پلاستيکي هستند که به سرعت آتش مي گيرند.

3-به نحوه جمع شدن يک چادرتوجه کنيد.برخي چادرها فنري هستند و بازو بسته کردن آنها آسان تر است. برخي ديگر ميله اي هستند و بازو جمع کردن آنها کمي وقت مي برد. پس هنگام خريد يک چادر حوصله خود را در نظر بگيريد و صرفاً به زيبايي يک چادر توجه نکنيد.برخي از چادرها دولايه هستند، يعني به غيراز خود چادر،لايه اي نيز مجدداً روي آن از بالا کشيده مي شود. اين نوع چادرها به ويژه براي مناطقي با آب و هواي بد مناسب تر است.

4-پيش ازهر بار مسافرت چادرخود را ابتدا در خانه يک مرتبه باز کرده و تمامي تجهيزات آن شامل ميله ها و پارچه رويي و کف آن را چک کنيد.

5-شب هنگام خواب حتماً يکي از پنجره هاي چادر را بازکنيد يا اگر هوا خنک است و احساس سردي مي کنيد حداقل زيپ رويي پنجره ها را بکشيد تا هوا وارد چادر شود. توجه داشته باشيد که پشه بندها بسته باشند و تنها لايه رويي را جمع کنيد.

 

چهارشنبه، 15 مهر ماه ، 1388
بازديد:119 بار

بازي تيم ملي ايران با کره شمالي يک فرصت استثنايي براي خبرنگاراني بود که مي توانستند يکي از عجيب ترين کشورهاي روي زمين را از نزديک ببينند...

 

پيونگ يانگ بي شک«شهر ممنوعه» است و کمتر کسي مي تواند در طول زندگي اش آنجا را ببيند؛ بنابراين براي يک خبرنگار که اين فرصت طلايي را به دست آورده، استفاده از وقت و زمان و بازديد هرچه بيشتر از محيط و فرهنگ اين کشور انزوا طلب کاملاً واجب است. در اين گزارش مي توانيد مشاهدات يک خبرنگار را در مدت کوتاه 12 ساعت حضور در پيونگ يانگ با چشم دلتان ملاحظه فرماييد.
همه چيز از تاريکي شروع مي شود؛ يک جور ظلمات غير منتظره و آزار دهنده. از اينکه مقصد اين قدر هولناک به نظر مي رسد تنت يخ مي کند؛ اما چاره اي نيست. اتومبيل در دل تاريکي پيش مي رود و تو دائم تلاش مي کني که موقعيت جغرافيايي خودت را پيدا کني؛ جنوب، شرق يا غرب؟ اما نه، اينجا همه چيز «شمالي »است. از فرودگاه کوچک و محقرپيونگ يانگ گرفته تا خيابان هاي پايتخت سوت و کور کره شمالي، همه چيز يک شکل و يک فرم دارد. انگار همه يک جورفکر کرده و يک شکل عمل مي کنند. فصل اول قصه را ماموران امنيتي فرودگاه مي سازند؛موجوداتي سخت و غيرقابل انعطاف که فقط قرار است تمام وجود آدم را وارسي کنند. هيچ استثنايي وجود ندارد و همه بايد بازديد شوند؛ آن هم به شديدترين وجه ممکن. اين خوان اول ورود به کره شمالي است. فرودگاه پيونگ يانگ تنها راه ورودي به کره شمالي است و هواپيما هم فقط مي تواند از پکن بيايد. براي ورود به کره شمالي تنها کريدورپکن مجاز است و لاغير. فرودگاه پيونگ يانگ هم فقط هفته اي 2پروازرفت و برگشت به پکن دارد و مبدأ و مقصد ديگري نمي شناسد. در واقع کارکنان فرودگاه عموماً 2روز در هفته کار دارند.
شب است و قلندر از تاريکي اطراف کمي خوف کرده. از همان فرودگاه مي شود فهميد که وارد يک جاي غير عادي شده اي؛ پيونگ يانگ مثل آخر دنياست؛ همان جايي که در قصه ها شنيده اي و حتي چيزي فراتر از آن معدود خبرنگاران ايراني اي که با هواپيماي رياست جمهوري به پيونگ يانگ رسيده اند توي ماشين دارند به تجربه هاي يک گزارشگر که يک بار ديگر در اين شهر حضور داشته گوش مي دهند. خاطره ها خيالي و غير واقعي به نظر مي رسد اما ظاهراً اين حقايق وجود دارند. نگاه کردن از پنجره به بيرون هم فايده اي ندارد؛ هيچ منظره اي جز تاريکي وجود ندارد.
گزارشگر با تجربه مي گويد:«بچه ها يادتان باشد! پيونگ يانگ مثل يک پادگان است؛ يک پادگان بزرگ...» ماشين در جاده تشويش جلو مي رود.

فوتبال دروازه را مي گشايد

بايد به فوتبال احترام ويژه اي بگذاريم. اين بازي شگفت انگيز دنياي مدرن شاه کليدي است که هر قفلي را باز مي کند؛ حتي قفل بزرگي که به دروازه هاي کره شمالي زده شده است.کره شمالي اگر چه تمايلي به ارتباط با ديگر نقاط جهان ندارد و علي الاصول رفت و آمد به آن در حد غير ممکن است اما مجبور شده در مرحله مقدماتي جام جهاني 2010و به خاطر فوتبال، ميزبان بعضي ازتيم ها از جمله ايران باشد و حالا اين فرصتي است براي خبرنگاران ايراني که مثل کريستف کلمب گوشه اي ناديده از اين دنيا را کشف کنند. حالا ديگر آفتاب بر تاريکي ها غلبه کرده ووقت مکاشفه فرا رسيده است. اولين پرسش اما در مورد همان تاريکي است؛ ريشه اش در مصرف بهينه انرژي بوق توسط شهروندان است. در پيونگ يانگ حد نهايت روشنايي 50 وات است؛ يعني در سراسر اين شهر چيزي به نام لامپ 100وات وجود ندارد؛ فقط 50وات. حالا اگر خيلي زرنگ باشي و مغزت کار کند مي تواني 2 لامپ 50 وات را کنارهم بگذاري که البته اين ايده فقط به ذهن مشعشع ما رسيد؛ و گرنه کره اي ها همان 50 تا برايشان بس است!جالب تر اينکه اساساً کمتر کسي از 9 شب به بعد به خيابان مي رود که از تاريکي گلايه اي داشته باشد. در پيونگ يانگ رفت و آمد مردم پس از ساعت 10 شب قدغن است و البته شهر آن قدر در تاريکي خوفناک است که خود مردم از 9 شب به بعد بيرون نمي زنند.

حق با مشتري نيست!

و دوباره کمي فوتبال: تيم ملي ايران در هتل «کوريو» مستقر است؛ يک هتل غول آساي 35 طبقه که با ديوارهاي شيب دار و پنجره هاي يک شکل به يک لانه زنبور شيک و مرتب مي ماند. بازيکنان و کادر فني در طبقه هاي مياني هستند چون حضور در ارتفاع بالا براي آنها پيش از مسابقه خوب نيست. اما خبرنگاران در طبقه 33 هستند و انگار از هواپيما به سطح شهر نگاه مي کنند. پيونگ يانگ از ارتفاع بالا حالت عجيبي دارد. از ازدحام و شلوغي بيش از حد خيابان هاي تهران خبري نيست وعده پياده ها از سواره ها خيلي بيشتر است. بازيکنان تيم ملي که حوصله شان از حضور در اتاق ها سررفته در فاصله 50 - 40 متري هتل قدم مي زنند. دورترهاهم هيچ خبري نيست؛ نه مغازه اي هست که اجناس رنگارنگ و الوان داشته باشد و نه اساس ماموران امنيتي اجازه تردد به بازيکنان مي دهند. اينجا حق با مشتري نيست؛ حق با «امنيت» است.
بازيکنان تيم ملي در اتاق هايشان تلويزيوني دارند که يکي از کانال هاي آن، شبکه ملي کره شمالي است. برنامه تلويزيوني ساعت 5 عصر شروع مي شود و 10 شب به پايان مي سد. بيشتر برنامه ها هم مربوط است به جنگ و تا دلتان بخواهد تصوير نظامي ها نشان داده مي شود. حتي کارتون وبرنامه کودک هم عموماً پويانمايي سربازها و ژنرال هاست. بچه ها کارتون جنگي را بيش از هر چيز دوست دارند و ظاهراً آليس هنوز نتوانسته به اين سرزمين عجيب قدم بگذارد!
جالب است که بيرون از هتل ها هم مردم چندان دل خوشي از عکاسي و فيلم برداري ندارند. اگر دنبال گرفتن تصوير يا عکس يادگاري هستي مواظب باش! در پيونگ يانگ کسي دوست ندارد جلوي دوربين ژست بگيرد و لبخند بزند. اگر دوربين شما هم بيش از 5دقيقه روي هوا بچرخد ناگهان از آسمان يک مامور امنيتي سر مي رسد و يقه شما را مي چسبد؛ مثل همان اتفاقي که براي گروه مستند سازسيما رخ داد. آنها به خيالشان مي توانستند با نشان دادن کارت خبرنگاري ماموران را منصرف کنند. ماجرا وقتي بيخ پيدا کرد که ماموران به تصويربردار گفتند که هرچي فيلم گرفته اند بايد پاک کند. بنابراين در پيونگ يانگ بهتر است از حافظه خود براي ضبط تصاوير بهره بگيريد؛ بيش از آن، خطر دارد!

موبايل ديگه چيه؟

در پيونگ يانک مشترک مورد نظر هيچ وقت در دسترس نيست. اساساً موبايلي وجود ندارد که مشترک آن هم دم دست شما باشد. هنگام ورود به پيونگ يانگ بايد دم در، گوشي موبايل را تحويل مأموران بدهيد و وارد سرزمين «بي آنتن» شويد. تلفن همراه فقط مخصوص امراي ارتش و ژنرال هاست. مردم عادي هم براي يک احوالپرسي ساده بايد ملاقات حضوري داشته باشند. اگر شما هم در پيونگ يانگ بوديد و بازيکنان عموماً موبايل باز تيم ملي را مي ديديد، دلتان به حال آنها مي سوخت. براي آنهايي که از 24 ساعت 48 ساعته مشغول مکالمه با تلفن همراه هستند، دوري از اين نديم پر کار کلافه کننده بود. در عوض موبايل ها براي 2 روز استراحت جانانه اي کردند در کنج خاموشي... .
اما بهترين جا براي لاغر شدن در دنيا کره شمالي است؛ کافي است يک بار سر سفره صبحانه يا نهار کره اي ها برويد. در پيونگ يانگ چيزهايي مي خورند که فکر کردن به آنها هم تهوع آور است. با سوپ پوست گربه چطوريد؟ يا با شير سگ با طعم طالبي؟
پشه، سوسک، جيرجيرک سوخاري و ستاره دريايي هم هست. مي توانيد يک نظر تماشا کنيد. بعدش هم ممکن است يک اتفاقاتي بيفتد.
خواست خدا بود که خبرنگاران ايراني کلا 2 وعده بيشتر در پيونگ يانگ نبودند و توانستند با سيب زميني سرخ کرده جشن بگيرند و از اين غذاهاي نامتعارف فرار کنند؛ البته هويج پخته هم براي خودش نعمتي بود.
مي توانيد تصور کنيد که در اين کشور در دامداري ها، سگ هاي شيرده را پرورش مي دهند و گربه هاي پوست کلفت هم چقدر خواستني به نظر مي آيند. بياييد بيش از اين درباره غذا حرف نزنيم، قبول؟!

از بازي تا خداحافظي

استاديوم بازي تيم ملي در برابر کره شمالي يک ورزشگاه مجهزاما نه چندان تميز و مرتب بود. نام ورزشگاه «کاگ» استکه علي الظاهر از ژنرال هاي کشته شده درجنگ 2 کره در سال 1346 بوده است. اين ورزشگاه را چيني ها ساخته اند و همه استانداردها را دارد به جز استانداردهاي مربوط به کار رسانه اي.
به صورت عادي از جايگاه خبرنگاران و اينترنت خبري نيست اما کره شمالي به هر زحمتي که هست اين دو را به صورت غير حرفه اي فراهم کرده اند.
روي سکوها اما فرهنگ کره اي موج مي زند. هواداران تيم ملي کره شمالي همگي منظم و مرتب و بدون کوچک ترين انحراف، کارشان را انجام مي دهند و تيمشان را با اصواتي غريب تهييج مي کنند. هيچ اثري از نافرماني يا تکروي نيست. ورزشگاه بسيار پر سرو صداست و مي شود گفت ملي پوشان ايران شانس آورده اند که سابقه بازي در آزادي را دارند و گرنه تيم هاي معمولي اينجا کارشان تمام است. شدت تشويق حداکثري است و در طول 90 دقيقه خاموش نمي شود. تيم ملي اما در بعضي دقايق بهتر از کره شمالي است و روي دروازه سرخ ها فشار بيشتري مي آورد ولي براي تماشاچي ها تشويق کردن مهم تر از نتيجه است؛ درست بر خلاف جرياني که در سکوهاي ورزشگاه هاي ايران جريان دارد.
آخر بازي هم با اينکه همه چيز مساوي تمام مي شود؛ اما ظاهراً کره اي ها چندان دلخور نيستند و آرام ورزشگاه را ترک مي کنند. البته اگر ايران برنده بود شايد اتفاقات ديگري مي افتاد اما به هر حال هر چه بود به خير گذشت.
موقع برگشت است و دوباره بايد به تاريکي زد. همه عجله دارند که زودتر به فرودگاه برسند. البته پرواز با هواپيماي رياست جمهوري دست خودمان است و ساعت مشخص ندارد. اما مشکل اينجاست که فرودگاه مي بندد. همه با عجله دم و دستگاه را جمع مي کنند تا قبل از ساعت 8 شب در فرودگاه باشند و گرنه بايد تا 3 صبح فردا معطل بمانند تا ماموران محترم فرودگاه سر کارشان حاضر شوند. اينک پيونگ يانگ است و از غرش لحظه به لحظه موتور هواپيماها بر فراز شهر خبري نيست.
خلاصه قبل از 8 شب همه به فرودگاه مي رسند و با همان تشريفاتي که وارد شدند، بدرقه مي شوند. نمي دانم بايد درباره پذيرايي کره شمالي چه بگويم؛ اگر بگويم خونگرم وخوش استقبال بودند که اغراق کرده ام و اگر بگويم سرد و بي روح بودند که خدا را خوش نمي آيد. ظاهراً اهالي اين کشور يک چيز منحصر به فرد و غير عادي هستند؛ همين.
توي هواپيما هم کلي به اين موضوع فکر کردم اما بهتر از همين 2کلمه چيزي به ذهنم نرسيد، دلم براي تهران و شلوغي هايش تنگ شده. راستي با اولين بشقاب چلوکباب چه کار خواهم کرد؟

 

چهارشنبه، 15 مهر ماه ، 1388
بازديد:102 بار
Persia or Iran, a brief history

Present Iran was historically referred to as Persia until 1935 when Reza Shah Pahlavi formally asked the international community to call the country by its native name, Iran. But In 1959 due to controversial debates over the name, it was announced that both could be used

The First inhabitants of Iran were a race of people living in western Asia. When the Aryans arrived, they gradually started mingling with the old native Asians. Aryans were a branch of the people today known as the Indo-Europeans, and are believed to be the ancestors of the people of present India, Iran, and most of Western Europe

Recent discoveries indicate that, centuries before the rise of earliest civilizations in Mesopotamia, Iran was inhabited by human. But the written history of Iran dates back to 3200 BC. It begins with the early Achaemenids, The dynasty whose under the first Iranian world empire blossomed

Cyrus the Great was the founder of the empire and he is the first to establish the charter of human rights. In this period Iran stretched from the Aegean coast of Asia Minor to Afghanistan, as well as south to Egypt.The Achaeamenid Empire was overthrown by Alexander the Great in 330 BC and was followed by The Seleucid Greek Dynasty

After the Seleucids, we witness about dozen successive dynasties reigning over the country, Dynasties such as Parthian, Sassanid, Samanid, Ghaznavid, Safavid, Zand, Afsharid, Qajar and Pahlavi. In 641 Arabs conquered Iran and launched a new vicissitudinous era. Persians, who were the followers of Zoroaster, gradually turned to Islam and it was in Safavid period when Shiite Islam became the official religion of Iran

Since Qajar dynasty on, due to the inefficiency of the rulers, Iran intensely begins to decline and gets smaller and smaller. The growing corruption of the Qajar monarchy led to a constitutional revolution in 1905-1906. The Constitutional Revolution marked the end of the medieval period in Iran, but the constitution remained a dead letter.
During World Wars I and II the occupation of Iran by Russian, British, and Ottoman troops was a blow from which the government never effectively recovered.

In 1979, the nation, under the leadership of Ayatollah Khomeini, erupted into revolution and the current Islamic republic of Iran was founded
Throughout Iran's long history, in spite of different devastating invasions and occupations by Arabs, Turks, Mongols, British, Russians, and others, the country has always maintained its national identity and has developed as a distinct political and cultural entity

Persian Culture

With a long-standing and proud civilization, Persian culture is among the richest in the world. Two and a half millennia of inspiring literature, thousands of poets and writers, magnificent and impressive architecture, live customs dating back to Zoroastrians over 3000 years ago, and other unique characteristics of the nation are rivaled by only a few countries.

Throughout the history, this grand treasure of Persia was gradually transferred to eastern and western nations. Iran's significant contribution into the world civilization in many respects is indispensable. Many ceremonies of the ancient Persians are the basis of western celebrations.

Among the ceremonies still being held are Norouz, Charshanbeh Suri, Sizdah Bedar, Yalda Night and Haft Sin. Sitting around Haft Sin and reciting Hafez, visiting family and friends during Norouz celebration, night of Charshanbeh Suri and jumping over the bonfire in the hope of getting rid of all illnesses and misfortunes, spending Sizdah Bedar, the 13th day of the New Year, in nature, are old interesting traditions coming from the Achaemenid Empire.

Another eminent feature of Persian culture is art. In fact culture and art are two closely interwoven concepts forming the soul of human civilizations. Persian exquisite carpets, subtle soulful classic music, outstanding tile work of unique blue mosques, old influential architectural style and countless brilliant literary works are famous in the world.

Persian or Farsi, is one of the world's oldest languages still in use today, and is known to have one of the most powerful literary traditions and potentials. Persian poetry with masterpieces of Saadi, Hafiz, Rumi and Omar Khayyam is well known around the world.
As all Persians are quick to point out, Farsi is not related to Arabic, it is a member of the Indo-European family of languages.

One more art intertwined with Persian culture, worth mentioning, is the art of cooking. Persian foods, accompanied by herbs and spices are product of the creativity, skill and patience of many generations of cooks.

Once you try a Persian food such as, Chelow Kabab, Ghormeh Sabzi, Gheimeh or Abgusht it will be hard for you to do without Persian food.

Undoubtedly, in this melting pot of civilization everybody will be overwhelmed by the beauties of the country and the depth of nation's colorful and lively culture.

Nature of Iran

Location
Iran is a country in southwestern Asia, located on the eastern side of the Persian Gulf. It lies at the easternmost edge of the geographic and cultural region known as the Middle East.

More than half of Iran's international border of 4,430 km is coastline, including 740 km along the Caspian Sea in the north and 1,700 km along the Persian Gulf and Oman Sea in the south. Bandar-e-Abbas is the largest harbor in the south of Iran located on the Strait of Hormoz, the narrow passage separating the Persian Gulf and Oman Sea through which tens of oil tankers are heading for various destinations in different corners of the world everyday.

Seasons
Iran is one of the few countries that have all four distinguished seasons. And at any time of the year, in each section of the country, one of the four seasons is visible. Iran's variety in terms of temperature, humidity and rainfall differs from place to place and season to season. Length of the seasons differs in different regions.

Natural Regions
One of the world's most mountainous countries, Iran contains two major ranges of mountains, the Alborz with the highest peak in Asia west of the Himalayas, Damavand (5671 m above sea level) and the Zagros that cuts across the country for more than 1,600 km extending from north west to the south east of the country. The peaks exceeding 2,300 m in these two ranges capture a considerable amount of moisture coming either from the Caspian Sea southward or the Mediterranean eastward.

Deserts of Iran
Iran is situated in a high-altitude plateau surrounded by connected ranges of mountains. The well-known deserts of Iran are at two major regions: 1) Dasht-e-Kavir, and 2) Kavir-e-Lut. They are both some of the most arid and maybe hottest areas of their kinds in the world.

The desert Pits of Iran
Kavir-e-Lut is the largest pit inside the Iranian plateau and probably one of the largest ones in the world. Kavir-e-Lut is a pit formed by broken layers of the earth.

Mountains of Iran
The whole area of Iran can be divided in to four parts: 1/2 mountains as one part, and 1/4 deserts and 1/4 fertile plains as the other part. There are two major ranges of mountains called the Alborz and the Zagros.

- The Alborz have been extended all the way from Azerbaijan to Afghanistan passing through the southern part of the Caspian Sea.
- The Zagros have covered a region from Azerbaijan to the west and SE of the country.

The highest peak of Iran (Middle East) called "Damavand", 5671m ASL. It is a burned-out volcano with a crater of 400m width. At times, sulfur gas ascends to the top and covers the peak like clouds.

Rivers of Iran
There is a vastly extended network of rivers in Iran most of which seasonally are filled with water. Some permanent rivers run from the Alborz or the Zagros to the Caspian Sea, Persian Gulf and Oman Sea. Some temporary rivers either run into a body of water or get dried before reaching any watershed.

Sea, Gulf & Lakes of Iran
Persian Gulf is situated at the south of Iran. It is almost 900km long from the Strait of Hormoz to Arvand Rud, the border river between Iran and Iraq. The Persian Gulf is one of the warmest bodies of water in the entire Middle East.

Oman Sea, situated at the south of Iran, connects the Persian Gulf to the Indian Ocean. With an approximate area of 903,000 km?, the Oman Sea is surrounded by Iran and Pakistan at the north, Deccan peninsula at the east and Arabia peninsula at the west.
Iran has got small ports at its shorelines with the Oman Sea like Chabahar, Gavater and Jask.
Since antiquity, the Strait of Hormoz and the Oman Sea have always been strategic waterways. Today, tens of gigantic oil tankers carry oil everyday from the countries in the region through this route to different parts of the world.

With an area of approximately 371,000sq.km, Caspian Sea in the largest body of inland water all over the world, which is situated at the north of Iran. Its neighboring countries are Iran at the South, Turkmenistan at the SE, Kazakhstan at the NE and north, Russia at the NW and Azerbaijan at the SW.
The Iranian shorelines are approximately 992km from the East to the West. The average level of of the Caspian Sea is 28m below sea level. There are geographic areas born at the Iranian shorelines because of the changes in the level of the sea, like Miankaleh Peninsula, Ashuradeh IslandHossein Qolly Bay, Gorgan Bay and Anzaly Bay.

There are permanent and temporary lakes in Iran depending on the amount of water in them in different seasons. Such as Uromiyeh Lake, Zaribar Lake, Hamun Lake, Parishan Lake and Maharlu Lake.