e-visa در سطوح متفاوتی در جهان ارائه میشود و استانداردهایی که سطح سرویسی خاصی را مشخص کنند وجود ندارد. برخی کشورها، e-visa را درحد ارائه اطلاعات اخذ ویزا از طریق اینترنت میدانند و برخی دیگر کل عملیات لازم برای اخذ ویزا را به صورت الکترونیکی و از طریق اینترنت انجام میدهند. درحال حاضر ظاهراً تنها سه کشور روسیه، کانادا و استرالیا خدمات صدور visa به صورت کاملاً الکترونیکی را عرضه میکنند اما سایر کشورها نیز برای ارائه این سرویسها در تلاش هستند.
صدور e-visa به صورت کامل یکی از سرویسهای مورد نیاز برای e-tourism است. هنگامی که یک گردشگر سفر خود را از طریق اینترنت برنامه ریزی میکند، باید امکان اقدام برای اخذ ویزا را نیز از طریق اینترنت داشته باشد.
بحث صدور ویزا چندان مشکل نیست چرا که به سادگی میتوان اطلاعات مورد نیاز را به صورت فرمهای الکترونیکی
از طریق اینترنت دریافت کرد و مقدمات لازم برای صدور ویزا را مهیا کرد، هزینهها را نیز میتوان از طریق کارتهای اعتباری و پرداختهای اینترنتی دریافت کرد. تنها تفاوتی که میان ویزای معمولی و ویزای الکترونیکی وجود دارد عدم امکان تطابق متقاضی ویزا با پاسپورت و سایر روشهای تشخیص هویت است لذا در مورد e-visa صحت ادعاها به عهده متقاضی ویزا است و ویزای صادر شده باید در مبدأ ورودی به گردشگر تحویل گردد. برای این منظور بایستی زیر ساختارهای لازم در مبادی ورودی نظیر فرودگاهها ایجاد شود تا دارنده ویزای الکترونیکی با ارائه یک کد یا شماره ویزا و ارائه گذرنامه ویزای خود را در ترمینال ورودی دریافت کند.
در نهایت با الکترونیکی کردن گردشگری میتوان یک کارت هوشمند را به توریست در ابتدای ورود تحویل داد تا در آن کلیه اطلاعات لازم از جمله ویزای الکترونیکی گردشگر وجود داشته باشد تا کلیه مراحل کاغذی حذف و گردشگر تمام عملیات مورد نیاز خود را از طریق همان کارت هوشمند به انجام رساند. به این ترتیب
تعامل فیزیکی گردشگر با بخشهای سرویسدهنده به حداقل رسیده و تمام فرآیند ورود گردشگر الکترونیکی خواهد شد
فستیوال دُز (Douz) یکی از قدیمیترین جشنهای کشور تونس است. ده روز موسیقی فانتزی و جالب، اسب سواری و شتر سواری، سکوت این واحه بیابانی را درهم میشکند و بیش از ۵۰ هزار روستایی، چادرنشین، و جهانگرد را مجذوب خود میکند.
ده روز موسیقی فانتزی و جالب، اسب سواری و شتر سواری، سکوت این واحه بیابانی را درهم میشکند و بیش از ۵۰ هزار روستایی، چادرنشین، و جهانگرد را مجذوب خود میکند. این رویداد هم از جنبه برنامهریزی و هم از جنبه بازارهای مورد نظر که سوداگران از آن سوی دریا با لباسهایی منگولهدار را در میدانی بسیار زیبا دور هم جمع میکند، حائز اهمیت است.
موسیقی فانتزی (fantasia) بیشترین تماشاچی را دارد. این نمایش (آرایش) نظامی با ۱۲ مرد سواره نظام با نظم و دقت بسیار انجام میشود. ۹ نفر از آنها سوار بر اسبهایشان به سوی سنگی میتازند، فریاد میکشند، و رو به آسمان شلیک میکنند، تفنگ بر دست به سوار کاری ادامه داده و تا وقتی که با ایجاد گرد و غبار بسیار متوقف میشوند، به شلیک کردن ادامه میدهند.
علاوه بر این، مسابقههای شتر سواری، اسب سواری و سگ تازی، و همچنین شعر سرایی، موسیقی و مراسم عروسی سنتی نیز برگزار میشود.
از آنجایی که این رویداد در پی پایان یافتن برداشت محصول صورت میگیرد، خرمای تازه و “لگمی” (شیره مخمر درخت خرما، lagmi) نیز در بازار به فروش میرسد. صنایع دستی مسی تزیین شده، قفسهای پرندگان، انواع بخورها، آبنوسها، شترها و گلهای صحرایی نیز به فروش میرسند.
دُز آخرین مکان بسیار مهم در جاده سنگفرش شده به سوی صحرای “گرند اِرگ اُریینتال” است که در طول سال، سهشنبه بازار در آنجا برگزار میشود. وقتی وارد شهر میشوید، انبوهی از خانههای بادی سنگی رنگارنگی به چشم میخورند که در کوچههای باریک در راستای ردیف درختان سر به فلک کشیدهی خرما قرار دارند و گاریها به آرامی در خیابانها در حرکتند. از آنجایی که شهر کاملاً محصور بیابان است، هر روز در کشمکش با بادهای شن بوده و اگر این گاریها نمیبودند، دُز در بستری از شن دفن میشد. از دُز یا کبیلی میتوانید گشتها و بازدیدهای عمیقتری به سوی صحرا تا دهکدههای آباد زفرآن، نوئل، تولبا، یا اِل فائوئر انجام دهید.
زمان: ده روز در اواسط ماه دسامبر. زمان جشن بسته به زمان برداشت محصول متغیر است.
مکان: دُز، ۳۲ کیلومتر(۲۰ مایل) جنوب کبیلی
حملونقل: هر روزه اتوبوسهایی مجهز به سیستم تهویه از تونس و غبزه و همچنین وسایل حمل ونقل محلی از کبیلی به مقصد دُز حرکت میکنند.
اسکان: هتلهای بسیاری در شهر وجود دارد، ولی بیشتر آنها توسط گروههای مسافرتی رزرو میشوند. بهتر است که از قبل مکان اقامت خود را رزرو نمایید یا در کبیلی بمانید.
کشتى گردشگر دريا ها که ميتوان آن را يک هتل بسيار لوکس شناور به با تمام امکانات تفريحى به حساب آورد يکى از کشتى بسيار لوکس شناور در درياهای کاراييب است.
کشتى گردشگر دريا ها که ميتوان آن را يک هتل بسيار لوکس شناور به با تمام امکانات تفريحى به حساب آورد يکى از کشتى بسيار لوکس شناور در درياهای کاراييب است.
اين کشتى ۱۳۷۰۰۰تنى که در سال ۲۰۰۰ به آب انداخته شده داراى ۱۴ عرشه ،گنجايش ۳۱۱۴ نفر مسافر و ۱۱۸۰ خدمه ميباشد.اين کشتى داراى ۹۳۹اتاق رو به دريا بوده که ۷۶۵عدد آن داراى بالکن ميباشد.همچنين ۶۱۳ اتاق فاقد پنجره رو به دريا که ۱۳۸ اتاق آن داراى منظره فضاهاى داخلى کشتى است . بعلاوه ۲۶ اتاق نيز براى افرادى که ويلچير استفاده ميکنند طراحى شده . اتاقهاى اين کشتى داراى دکوراسيونى زيبا ، ساخته شده از چوب و داراى امکانات رفاهى نظير تلفن ٫ تلويزيون ٫ ماهواره ٫ مينى بار و سيستم تهويهمطبوع مجزا ميباشد.گردشگر دريا ها داراى چندين رستوران است که بزرگترين آنها داراى سه طبقه بالکن مانند بوده و با غذاهايى متنوع از سراسر دنيا پذيراى ميهمانان است و سرويس ۲۴ساعت نيز پاسخ گوى نيازهاى شبانه روزى مسافرين اين هتل شناور ميباشد.
فضاى داخلى کشتى با دکوراسيونى بسيار زيبا و چشم نواز شامل مجوموعه اى هنرى به ارزش ۱۱ميليون دلار است ٫ از فضاهاى داخلى کشتى ميتوان به خيابانى در ميان کشتى به طول يک زمين فوتبال اشاره کرد که سر تا سر در دوطرف آن کافى شاپ ها پيتزا فروشيها ٫ کتاب فروشى ها ٫ لوازم ورزشى و بوتيک هايى ماننده ورساچه ٬ بولگارى و ديگر مارکهاى مشهور جهان و آکواريومى به ظرفيت ۵۰ تن آب به همراه ماهى هاى رنگا رنگ نقاط مختلف قرار دارد.
سالن کنسرت مجلل و لوکس اين کشتى با ۱۳۵۰ صندلى به سبک تاتر برادوى امکان برگذارى کنسرتها و نمايشهاى مجلل راحتى با امکان نمايش ريزش برف و ايجادفضاهاى سرد داراست ٫ سالن دوم اجراى برنامه ها داراى دکوراسيونى به سبکهندى داراى مجسمه هاى بزرگى از فيلها در ورودى است.
ديگر امکانات اين کشتى شامل:
مرکز اينترنت ۲۴ ساعته
سالن عروسى
زمين گلف
فضاى ورزش و بدن سازى به وسعت ۱۳۰۰ متر مربع داراى امکانات متعدد مانند ايروبيک تردميل و لوازم ورزشي ٫ استخرهاى سر پوشيده ٫ سلاريم به وسعت ۱۰۰۰ متر مربع ٫سالن ريلکسيشن ٫ پيست دو ٫ زمين بسکتبال ٫ واليبال ٫ صخره نوردى ٫ سالن پاتيناژ ٫پيست اسکيت و کليه لوازم بدن سازى فضاى نگهدارى کودکان به وسعت ۱۴۰۰متر مربع در چهار گروه سنى به همراه برنامه متنوع ٫ اتاقهاى بازى ٫ کلوپهاى متنوع ٫ نمايش فيلم ٫ تجربيات علمى ٫کارناوال شبانه ٫ غذا و منو مخصوص کودکان , شايان ذكر است كه نحوه رزرواسيون اين هتل شناور از طريق اينترنت بوده و هزينه اقامت در آن در تورهاى ۵ تا ۱۰ روزه به طور متوسط براى هر نفر هر شب 100 دلار است.
شهر «مل مو» در كشور سوئد از جمله شهرهايي است كه برنامه هاي توسعه بسيار دقيقي در آن اجرا شده است...
ه طوري كه پس از بررسي هاي فراوان و دقيقي كه به وسيله معماران و شهرسازان اروپايي صورت گرفت، برج «Turning Torso» (دومين برج بلند قاره اروپا) توسط «سانتياگو كالاتروا» معمار برجسته اسپانيايي طراحي شد و ساخت آن پس از سه سال در اواخر سال ۲۰۰۵ ميلادي به پايان رسيد. با آغاز پروژه ساخت برج ۵۵ طبقه Turning Torso، سوئدي ها به ويژه مردم شهر مل مو بي صبرانه منتظر افتتاح و آغاز به كار اين برج ۱۹۵ متري بودند. اين برج بلندترين ساختمان مسكوني كشور سوئد است كه در راستاي طرح«West Harbour» سوئد ساخته شد. اين برج با الهام از حركات طبيعي بدن انسان توسط كالاتروا، ابتدا در قالب يك مجسمه سنگي و سپس در قالب يك معماري hi-tech (تكنولوژي سطح بالا) طراحي شد و اكنون نيز همخواني كاملي با بافت جديد اطراف خود دارد.
سانتياگو كالاتروا نقاش، مجسمه ساز و مهندس معمار زبردستي در طراحي ساختمان است كه دورانديشي او در پيش بيني سيستم سازه برج ها، مهمترين عامل موفقيت او است.
اين برج از ۹ مكعب ۵ طبقه تشكيل شد كه اين ۹ مكعب با نود درجه چرخش، نماي منحصر به فردي را ايجاد كرده است. مكعب اول و دوم مخصوص دفاتر اداري- تجاري و بقيه مكعب ها مخصوص واحدهاي مسكوني است كه البته سالن هاي ورزشي، استخر، جكوزي و تالارهاي پذيرايي هم جزء آنها است. طرح استثنايي اين برج تاكنون دو جايزه ويژه بهترين طرح معماري برج هاي مسكوني و يك جايزه بهترين طرح سازه بتني را تصاحب كرده است. از آنجايي كه اين برج يكي از ساختمان هاي معروف جهان است، مي بايست امكانات رفاهي مناسبي را هم در اختيار ساكنان خود قرار دهد؛ چرا كه اجاره ۵ هزار يورو به ازاي هر متر مربع يك واحد مسكوني يا تجاري اين برج امكانات خاصي را هم مي طلبد.
تمامي واحدهاي اين آسمانخراش، تجهيز شده به لوكس ترين مبلمان و وسايل است. ضمن اينكه تجهيزات به كار رفته در واحدهاي اين برج ساخت شركت هاي معتبر بوش آلمان و فيليپس هلند است.
از جمله امكانات رفاهي قابل توجه اين برج اداري- مسكوني در اختيار داشتن شبكه كامپيوتري داخلي است كه ساكنان اين آسمانخراش به وسيله آن مي توانند به تمامي شبكه هاي كامپيوتري مركز تجاري، خدماتي، تفريحي و... در داخل اين برج دسترسي داشته و از امكانات آنها به عنوان عضوي از مجموعه Turning Torso با خدمات ويژه استفاده كنند. در ضمن يك شبكه اينترنت پرسرعت (دو گيگابايتي) و همچنين انشعاب تلويزيون كابلي ويژه اين برج هم از امكانات ارتباطي قابل ذكري است كه در اختيار ساكنان Torso است.
جالب اينكه در اين آسمانخراش، ساكنان هر واحد مي توانند در هر لحظه كه بخواهند به وسيله سيستم مانيتورينگ اختصاصي شان از ميزان مصرف آب، برق و ساير انرژي هاي مورد استفاده مطلع شوند.
گرچه معمار اسپانيايي با همكاري مشاوران خود، يك سيستم منطقي و مقاوم براي طرح اين شاهكار معماري هاي تك در نظر گرفته بود ولي بدون شك اجراي سازه چنين برجي نيازمند تحقيقات و محاسبات علمي پيچيده يي است.
اساس طراحي و سيستم سازه اين آسمانخراش براساس نتايج به دست آمده از آزمايش هاي دشوار «تونل باد» انجام شده روي ماكت اين برج در دانشگاه وسترن شهر انتاريو كانادا تعيين و سپس به وسيله مهندسان ارشد سازه طراحي و محاسبه شده است.
طرح نخست، عبارت بود از يك فونداسيون حجيم بتني به طول ۳۰ متر و ضخامت ۷ متر كه به وسيله ستون هاي ويژه يي به ارتفاع ۱۸ متر بر پي اصلي اين برج قرار گرفته و به پايين ترين سطح آسمانخراش متصل شده است.
اين ستون ها به منظور مقاومت در برابر فشارهاي جانبي زمين توسط تيرهاي بتني به يكديگر متصل شده اند.
در مركز اين فونداسيون استثنايي، يك سازه بتني لوله يي شكل قرار دارد كه با قطر داخلي ۵/۱۱ متر به عنوان محور و هسته مركزي كل آسمانخراش به ارتفاع ۱۹۵ متر قرار گرفته است.
ضخامت ديواره اين سازه لوله يي شكل كه آسانسورها و راه پله اين برج را در خود جاي داده و تحمل بار اصلي برج برعهده آن است، روي فونداسيون ۴/۳ متر و در بالاترين نقطه برج ۶/۰ متر است.
كف تمامي طبقات برج كه ضخامت سازه يي كمتر از ۳۰ سانتي متر دارد، به صورت يك لوح بتني يكپارچه به هسته مركزي متصل است.
انتقال نيروي هاي جانبي وارد بر ساختمان نيز برعهده سازه فولادي ۸۲۰ تني است كه در گوشه برج قرار گرفته است.
اين سازه ساخت شركت هاي اسپانيايي است و به وسيله شركت دانماركي «Promecon» نصب شده است كه نيروهاي جانبي وارده را به واسطه ديوارهاي سازه يي طبقات به هسته مركزي منتقل مي كند.
در واقع در زير فونداسيون برج يك صخره سنگي قرار دارد كه بستر بسيار مناسبي براي احداث اين آسمانخراش بزرگ است و ستون هاي استفاده شده در فونداسيون اين برج به اندازه ۴ متر در اين صخره سنگي فرو رفته اند.
پس از اجراي شبكه ۶۰۰ تني فولادي فونداسيون، عمليات بتن ريزي پي برج به وسيله تجهيزات توليد شده در دو كارخانه نروژي و در مدت سه شبانه روز پياپي انجام شد و ۵۱۰۰ مترمكعب بتن در اين بخش برج استفاده شد.
نكته جالب در زمينه كنترل دماي اين حجم از بتن ها است؛ چرا كه بتن در مدت زمان رسيدن به مقاومت و گيرايش، در اثر فعل و انفعالات شيميايي، مقداري گرما آزاد مي كند كه در چنين شرايطي سرد شدن سطح خارجي و گرم ماندن لايه داخلي موجب ايجاد ترك هايي در بتن مي شود و اين امر از استحكام و مقاومت نهايي بتن مي كاهد.
ا توجه به ضخامت ۷ متري اين فونداسيون، قبل از اجراي طرح مهندسان سازه شرايط بتن ريزي را توسط كامپيوتر شبيه سازي كردند تا شرايط دماي بتن در طول اين مدت تحت كنترل باشد.
اجراي هسته لوله يي شكل برج هم توسط قالب هاي فلزي لغزنده انجام شد، به اين صورت كه پس از بتن ريزي هر طبقه از اين هسته، اين قالب فلزي مركب به وسيله جك هاي هيدروليك به طبقه بالا منتقل مي شد.
بتن ريزي كف و ديوارهاي برج هم پس از اتمام ساخت هر طبقه از هسته مركزي به وسيله قالب هاي فلزي مثلثي كه در كنار يكديگر شكل مربع كف را تشكيل مي دهند، انجام شد. در عمليات بتن ريزي هسته مركزي هم، در كف طبقات و ديوارهاي اين برج از تكنولوژي Self- compacting يا بتن خودفشرده شونده استفاده شده كه در اين روش نيازي به متراكم كردن بتن ريخته شده به وسيله دستگاه هاي ويبراتور نيست.
از جمله كارهاي حساس و پيچيده ساخت اين آسمانخراش، اجراي نماي آن بود كه نيازمند دقت بسيار بالايي بود.
ماي ساختمان متشكل از ۲۸۰۰ پنجره و ۳۱۰۰ پانل آلومينيومي است كه در زمان طراحي نما، آزمايش هاي فراواني در مورد شيوه به كارگيري آنها انجام شد كه نتيجه آن، ايجاد جداره يي مستحكم در برابر وزش بادهاي تند، تبادل حرارت و جلوگيري از نفوذ صدا و رطوبت است. ضمن اينكه نحوه اتصال سازه فولادي به سازه بتني اين برج نيز توسط متخصصان دانشگاه وسترن دانشگاه كانادا طراحي و شبيه سازي شد و با همكاري بهترين متخصصان اروپايي، امريكايي و كانادايي اين برج زيبا و استثنايي در سوئد بنا نهاده شد.
سوريه در خاورميانه قرار دارد كه پايتخت آن شهر تاريخي دمشق است. دمشق قديميترين شهر جهان به حساب ميآيد و قدمتش به هزاره سوم قبل از ميلاد ميرسد...
اين شهر تا به امروز به طور پيوسته محل سكونت انسان بوده و بافت تاريخي آن با بيش از 125 عمارت باستاني در فهرست ميراث جهاني يونسكو قرار دارد.شهر دمشق در زبان عربي شام خوانده ميشود. لغت «شام» از ريشه كلمه «شمال» در زبان عربي گرفته شده است زيرا شهر دمشق يكي از شماليترين شهرهاي عربي باستان بوده است، لذا كلمه «شام» را براي اين شهر در نظر گرفته بودند. بعدها دمشق كه ريشه زبان آرامي دارد و به معناي «مكان پرآب» است، براي اين شهر باستاني انتخاب شد.دمشق با جاذبههاي تاريخي و زيارتياش يكي از مكانهاي مورد علاقه جهانگردان است. اين شهر با عمارتهاي تاريخي و مذهبي متعلق به دورههاي مختلف از شهرت جهاني برخوردار است.به دمشق كه برويد، محراب امام سجاد (ع) و مقبره مطهر حضرت زينب كبري (س) و مقبره تعدادي از صحابه حضرت محمد (ص) از جمله عبدا... بن جعفر بن ابيطالب، مقبره حضرت رقيه دختر امام حسين (ع) و قبري كه منسوب به بلال حبشي است را ميبينيد. همچنين هنوز محلي كه مسيحيان در آنجا غسل تعميد ميكردند، وجود دارد
در دمشق بازارها، قصرها، تكايا و حمامهاي تاريخي بسياري است كه هريك داراي ارزش تاريخي و فرهنگي خاص خود است.
مردمان دمشق
مردمان اين شهر بسيار خونگرم و مهماننواز هستند. در اين شهر گروههاي نژادي و قوميتهاي گوناگوني از جمله عربها هنديها، ايرانيها، ارمنيها، كردها و تركها ديده ميشوند. مردمان اين شهر به غذا و خوراك خود اهميت زيادي ميدهند. قهوه و چاي نيز بهترين نوشيدني آنان محسوب ميشود. آنان بسيار خانوادهدوست هستند و تمام تلاشمردان در جهت رفاه و آسايش خانواده است. مردان عصرها به قهوهخانه ميروند و به همراه دوستان خود چاي و قهوه ميل ميكنند. چايخانههاي سيار در بازار دمشق نيز معروف است. چايدارها قوريهاي بزرگ برنجي به پشت خود ميبندند و براي مردم در كوچه و خيابان چاي ميريزند.زنان دمشق در حياط خانه خود كه مشرف به بيرون نيست و پر از درخت است، همه كارهاي خانه خود را انجام ميدهند. همچنين زنان مهمانيهاي مفصل زنانه ميگيرند و اتاقها را با پشتي پر كرده و برابر هر پشتي يك قليان و ميز كوتاهي ميگذارند و روي ميز ظروفي مملو از ميوه و تنقلات از جمله انجير خشك، برگههاي زردآلو و هلو است. كوفته، دلمه و پيراشكي گوشت نيز از غذاهاي متداول سوريهاست. در ضمن زنان خانهدار رسم دارند غذاها را در سيني گرد قرار داده ودر برابر مهمانان خود بگذارند. دوغ نيز يكي از نوشيدنيهاي مورد علاقه مردمان سوريه است كه در مهمانيهاي زنانه، خواستگاريها رواج زيادي دارد و دختران دمبخت در اين مهمانيها به انتظار مينشينند تا موردپسند قرار گيرند.
جغرافياي سوريه
سوريه با 185180 كيلومتر مربع، هشتاد و هفتمين كشور جهان است كه در جنوبغرب قاره آسيا كنار درياي مديترانه و در همسايگي كشورهاي تركيه در شمال، عراق در شرق و جنوبشرقي، اردن در جنوب، فلسطين در جنوبغربي و لبنان در غرب واقع است.
آبوهواي آن در كنارهها و نواحي جنوبغربي معتدل و مرطوب و مديترانهاي است و در ساير نقاط، گرم و خشك است. بلندترين نقطه آن از دريا، جبل شيخ با 4182 متر ارتفاع است.
بندرهاي مهم سوريه عبارتند از: لاذقيه، طرطوس و بايناس كه در كنار درياي مديترانه واقع است.
مذاهب و فرقههاي مذهبي
86 درصد جمعيت اين كشور را مسلمانان و 13/5 درصد را مسيحيان تشكيل ميدهند. حدود پنج هزار يهودي نيز در دمشق و اطراف آن زندگي ميكنند. زبان رسمي اين كشور عربي و ديگر زبانها كردي، ارمني و آرامي است. اين كشور از سال 1946 استقلال خود را به دست آورد و از زير سلطه فرانسه خارج شد؛ دقيقا يك سال پس از پايان جنگ دوم جهاني.
آتشکدهي باکو در 30 کيلومتري شهر باکو، در بخش جنوب شرقي شبه جزيرهي آبشرون و حومهي شهر سوراخاني قرار دارد. در کشور آذربايجان به اين بنا آتشگاه ميگويند.
وجه تسميه نامهايي که به آتشکده مربوط است: وجه تسميهي سه نام باکو، آبشرون و سوراخاني را باتوجه به منابع گوناگون بررسي ميکنيم.
براي واژه باکو دو وجه تسميه آورده شده است: 1- برگرفته از واژهي پهلوي باگوان (باگ يا بگ يا بغ به معناي خدا و وان پسوندي به معناي جايگاه) واژه باگوان به باکويه تبديل شده و تا پيش از دورهي صفوي از اين واژه استفاده ميشده، اما از دورهي صفوي باکويه به بادکوبه تبديل شده است. 2- برگرفته از واژه فارسي بادکوبه به دليل وجود بادهاي دائمي و گاه پرشدت. حکومت کنوني آذربايجان در همه جا باکو را به باکي (به ترکي يعني تپه) تبديل کرده است تا آن را ريشه پارسي دورتر کرده باشد.
براي نام آبشرون نيز دو وجه تسميه وجود دارد: 1- برگرفته از آب شوران فارسي، جايي که آب آن را ميشويد به دليل نزديکي به درياي مازندران و جزر و مد آن 2- جايي که آب آن شور است.
براي نام سوراخاني نيز دو وجه تسميه وجود دارد: 1- برگرفته از واژه سوراخ فارسي به دليل روزنههاي زيادي که در شبه جزيره آبشرون وجود دارد و گاز طبيعي از آن متصاعد ميشود 2- برگرفته از واژه سرخ فارسي به دليل سرخ بودن نسبي خاک روستا نسبت به روستاهاي پيراموني.
به دليل تعلق درازمدت اين ناحيه به ايران وجود نامهايي با ريشهي زبانهاي ايراني در تمام منطقهي قفقاز و ماوراي قفقاز کنوني عجيب نيست.
پيدايش آتشکده: شبه جزيره آبشرون که در غرب درياي مازندران جاي دارد ميداني نفتي بزرگي است که با روزنه هايي، گاز طبيعي متصاعد شده از اين ميدان نفتي را به بيرون هدايت ميکند و اگر شعلهاي به آن نزديک ميشده آتش زبانه ميکشيده است. بر پايهي اين ويژگي منطقه و پيشرفت دين زرتشتي، آتشکدهاي ساخته شد که از سده نخست (و در برخي منابع 5 سده پيش از ميلاد) تا سدهي هفت ميلادي برپا بود، تاريخ نگار ارمني موسي خورني نوشته است که "چون اردشير بابکان به ارمنستان آمد فرمان داد که آتش هرمزد را در آتشکده اين ديه هميشه فروزان دارند". با هجوم تازيان آتشکده از رونق افتاد و زرتشتيان به هند مهاجرت کردند.
دوباره سازي: در سده هاي 17 و 18 ميلادي، بازرگانان هندي که در جادهي بزرگ ابريشم رفت و آمد ميکردند در جايي که شعله ابدي آتش از زيرزمين بيرون ميآمد و بر مبناي آتشکده باستاني، معبد را دوباره سازي کردند. در سال 1883 آتش طبيعي به دليل کم شدن و قطع گاز در دورادور آتشکده از فروغ افتاد و معبد متروک شد تا در سال 1975 با آوردن لوله گاز و روشن کردن آتش به شکل موزه درآمد. آتشکده به طور متوسط حدود 15000 ديدارکننده در سال دارد. از سال 1998 ميلادي براي افزون شدن به فهرست ميراث جهاني نامزد شده است.
ساختمان آتشکده: ساختمان آتشکده از بيرون يک پنج ضلعي است با ديوارهاي پيرامون آن و يک ورودي مرکزي که در بالاي آن مانند معماري بومي آبشرون اتاقي براي ميهمانان با نام بالاخانه درست شده است. در حياط مرکزي بنايي چهارگوش گنبددار وجود دارد و پيرامون حياط اتاقهايي براي راهبان. کتيبههايي به خط سانسکريت بالاي اتاقها روي سنگ حک شده است. بناي چهارگوشي که در وسط حياط قرار دارد چهارتاقي گنبدداري است که اينک آتش زير گنبد به صورت مصنوعي و از طريق لولههايي که به آن وصل شده، روشن است. اما در نقاشيهاي قديمي که از آتشکده وجود دارد آتش از چهار ستون کوتاه روي بام نيز شعله ور بوده است. با فاصله اندکي از چهارتاقي آتش ديگري وجود دارد که گفته ميشود براي سوزاندن جسد درگذشتگان بوده است. اتاقهاي پيرامون حياط به صورت موزهاي درآمده که راهبان ساکن آنها به صورت مجسمههاي مومي به نمايش درآمدهاند. مجسمهها باتوجه به نقاشيهاي قديمي و شرحي که ديدارکنندگان از آتشکده دادهاند ساخته شدهاند، در يکي از اتاقها يک عابد در حال رياضت کشيدن به شيوه ي مرتاضها است و در جايي ديگر عابدي درحال گرفتن پول از يک بازرگان است. ساختمان چهارتاقي با تمام آتشکدههاي ايراني تفاوت دارد و تاثير سبک معماري هندي در آتشکده انکارناپذير است.
نامداراني که از آتشکده ديدار کردهاند: نامداراني که از آتشگاه ديدار کردهاند عبارتند از: نويسنده فرانسوي آلکساندر دوما (پدر)، شيميدان روس ديميتري مندليف، جهانگرد آلماني اي.کمپفر، نقاش روس و. ورشاگين، جهانگرد فرانسوي ف. ويلو، دانشمندب.دورن، جهانگرد بلژيکي ارنست اورسل(1882)
شرح آتشکده در نوشتار ديگران: اعتمادالسلطنه در مرآت البلدان چنين مينويسد: "معبد آتش پرستان هندي و پارسي در اين ((صوري خانه)) است. عمارتي است مربع و در وسط آن عمارت اتاقي بنا شده است که چهار طرف آن باز است. وسط گودالي است که آتش از ميان آن بيرون ميآيد".
و ارنست اورسل جهانگرد بلژيکي در سفرنامهي قفقاز و ايران مينويسد: "آخرين موبد بزرگ در سال 1864(1281 ه.ق) به قتل رسيد. چند سال بعد پارسيان بمبئي موبد ديگري را به جاي وي فرستادند. اما زايران زردشتي که از هند و ايران به اين آتشگاه مي آمدند، کم کم کهنترين عبادتگاه خود را از ياد بردند. در سال 1880(1297 ه.ق) موبد آتشگاه که از تنهايي حوصلهاش سر رفته بود، براي پيدا کردن موبدان و همکاران ديگري از ميان پارسيان هند پست خود را ترک کرد و راهي آن ديار شد، ولي بعد از آن ديگر کسي او را نديد".
آتشکده يا معبد هندوها: بدون ترديد از زمان ساخت تا نابودي معبد به هنگام هجوم تازيان از اين بنا به عنوان آتشکده استفاده شده است. اما در دوباره سازي و استفاده از بنا در سدههاي 17 و 18 ميلادي به نظر ميرسد هم هندوان و هم زرتشتيان از آتشکده استفاده کردهاند. ديدارکنندگاني که در طول دو سده از آتشکده ديدار کردهاند گزارشهايي نوشتهاند که استفاده دو آيين از آتشکده را نشان ميدهد: در سال 1876 ميلادي جيمز برايس گزارش کرده است که انجمن زرتشتيان بمبئي حامي مالي آتشکده بودهاند و در سال 1882 ميلادي ارنست اورسل از زايران زرتشتي نام ميبرد. اما در سال1925 ميلادي موبد زرتشتي که از بمبئي عازم آذربايجان شده است و جيوانجي جمشيدجي مودي نام دارد گزارش داده است که نه تنها من بلکه هر پارسي که کمي با برادران هندو آشنا باشد ميداند که اين معبد براي ستايش خداي آتش هندوان يعني آگني است.
آتشکده باکو و گشت هاي ايراني: متاسفانه ديدار از آتشکده باکو در فهرست عمومي گشتهاي آژانسهايي که براي ايرانيان برنامهريزي ميکنند جاي ندارد. چنانچه قصد داريد به کشور آذربايجان برويد از آژانس بخواهيد تا ديدار از آتشکده را در برنامه جاي دهد.