در این سفر، محمد یزدانی، امیر ابراهیم پور (دوست و بچه محل بنده که هرچند راهنمای گردشگری نیست ولی در بسیاری از سمینارها و مراسم مربوط به انجمن خانه فرآوران و انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران، بی دریغ به ما کمک کرده است. در این سفر نیز کار عکاسی و فیلم برداری از نشست بر عهده ی او بود) و بنده به رامسر سفر کردیم. علی عسگریان، محمد ستوده ( راهنمای تنکابنی و راهنمای برگزیده استان مازندران در سال قبل در شهر تبریز)، آقای حلاج ثانی و دیگر دوستان، هماهنگی های لازم را برای برگزاری این نشست انجام داده بودند. در این تصویر، هتل داران، رستوران داران و دیگر دست اندرکاران گردشگری شهر رامسر حضور دارند. محمد یزدانی و بنده، هدف و چگونگی برگزاری جشن در شهر رامسر را برایشان شرح دادیم، فیلم سال های قبل را بهشان نشان دادیم و با آن ها گفتگو کردیم.
این جلسه در ساعت ۱۰ صبح برگزار شد. بنابراین ما برای این که به موقع در این جلسه حضور داشته باشیم ساعت ۴ صبح تهران را ترک کردیم. با این که جلسه در شهرداری برگزار شد، آقای مرادی (شهردار) حضور نداشت و اشکالاتی نیز در این نشست دیده شد که به موقع اش چرایی آن را از شهردار سوال خواهم کرد. اما در این تصویر آقای نیکنام، نماینده رامسر و تنکابن را مشاهده می کنید. او کاملا از این تصمیم (برگزاری جشن در رامسر) استقبال کرد و دیگران را تشویق کرد که از ما (راهنمایان گردشگری کل کشور) حمایت کنند. صحبت های او، محمد یزدانی و بنده باعث شد که فعلا امکان اقامت برای ۲۰۰ نفر (از چهارصد نفر)، برخی از وعده های غذایی و برنامه های دیگر، امکان پذیر شود. امیدواریم در جلسات و نشست های بعدی به بقیه خواسته هایمان برسیم و جشن را هر چه بهتر، باشکوه تر و هدفمندتر برگزار کنیم.
امروز 6/10/1389 است.بهمراه جمعی از دانشجویان مدیریت جهانگردی بازدیدی نیمروزه از موزه میراث روستایی گیلان در جاده فومن داشتیم.اگر دوست دارید گیلان و تاریخ آن را بشناسید،دیدن این موزه را به شما پیشنهاد میکنم:اطلاعاتی در خصوص موزه:"
موزههای روستایی، زیرمجموعهی موزه های فضای باز میباشند که جلوه تمدن و فرهنگ روستایی را در محیط طبیعی باز مینمایانند.
موزههای روستایی با انتقال آثار و بناها با مقیاس واقعی و قرارگیری در بستری مشابه وضعیت اولیه، شکل میگیرند.
موزهی میراث روستایی گیلان در زمینی به مساحت حدود 263 هکتار، در پارک جنگلی سراوان، واقع در کیلومتر 18 جادۀ رشت- تهران در دست اجراست. فکر تأسیس موزه، پس از زمین لرزهی خرداد1369 گیلان که روند تخریب بناهای سنتی را شدت بخشید، شکل گرفت. اما فاز مطالعات مقدماتی آن، از اوایل سال 1381 آغاز شد.
ابتدا، مطالعات گسترده جهت مکانیابی مناسب برای اجرای پروژه انجام شد. پس از بررسیهای فراوان، پارک جنگلی سراوان، به علت دارا بودن توپوگرافی مناسب و مشابه گیلان، دسترسی آسان و وجود تأسیسات زیربنایی مناسب به عنوان محل اجرای پروژه انتخاب شد. در همان زمان، آموزش نیروهای مورد نیاز انجام گرفت.
بر پایهی مطالعاتی که با هدف شناسایی ویژگیهای فرهنگی – معماری روستاهای گیلان انجام شد، 9 حوزهی فرهنگی - معماری در گیلان شناسایی شدهاند. هر یک از این حوزهها با بازسازی یک روستا در محل موزه معرفی میگردند. که این حوزه ها شامل:
7) روستای کوهستان شرق
8) روستای ساحل غرب
9) روستای ساحل شرق
این موزه پس از اتمام، نمونهای کوچک اما واقعی، از نحوهی زندگی و فرهنگ سنتی روستاهای گیلان خواهد بود.
بخش معماری این موزه، مجموعهای است که قدمت بناهای آن به طور متوسط به 150 سال میرسد. هدف موزهی میراث روستایی گیلان، تنها انتقال بناهای روستایی نیست، بلکه حفظ فرهنگ بومی، فن ساخت و دانش نانوشتهای است که در روستاهای گیلان وجود داشته است. در این مجموعه، علاوه بر معماری روستایی مناطق مختلف استان، سایر عناصر فرهنگی مربوط به ابزارهای زندگی و کار، خوراک، پوشاک و ... هم به نمایش درخواهد آمد. در طراحی سایت، محلهای جداگانه برای رستورانها، چایخانهها، بازارها، مساجد، مزارع و باغهای چای، شالیزار، کارگاههای آموزش و تولید صنایعدستی، نظیر گمجسازی و سفالگری، مرواربافی، رشتیدوزی و ... ، محوطهی بازیها و نمایشهای سنتی برای برگزاری کشتیگیلهمردی، ورزاجنگ، لافندبازی و ...، مراکز تحقیقات کشاورزی و دامپروری، پژوهشگاه معماری و مردمشناسی، پارک کودک، باغهای پرورش گیاهان دارویی و درختان بومی، اردوگاه تفریحی، معماری چوب ملل و دو مجموعهی مهمانپذیر با الهام از معماری روستایی به ظرفیت 150 واحد 3 تا 5 نفره، در نظر گرفته شده است.
اساس کار جهت انتقال بناها به این ترتیب است که، ابتدا، گروهی از کارشناسان جهت شناسایی بناها به روستاها اعزام میشوند، تا همهی گونههای معماری حوزههای یاد شده در موزه، دوبارهچینی شوند. بناهای دارای ارزش برای انتقال به موزهشناسایی و مطالعه میشوند. این مطالعات شامل مردمشناسی و معماری است. پس از تکمیل مطالعات، بنا برداشت معماری و پلاکگذاری میشود تا دوبارهسازی آن میسر شود. پس از واچینی و انتقال مصالح به موزه، به نام اهدا کننده یا فروشندهی بنا در محل طراحی شده دوبارهچینی میشود. مساحت مجموعه موزهای، بالغ بر 45 هکتار است، که در هستهی مرکزی سایت، قرار گرفته است.....
در اردیبهشت 1384 اولین کارگاه این طرح (روستای جلگهی شرق) راهاندازی و یک سال بعد افتتاح و به بهرهبرداری رسید. در اردیبهشت ماه 1387 فاز دوم این پروژه (روستای جلگهی مرکز) افتتاح شد. در همان زمان، کلنگ فاز سوم (روستای جلگهی غرب) و در شهریور 1387 کلنگ فاز چهارم (روستای کوهپایهی غرب) به زمین زده شد. در خرداد 1388 این دو فاز افتتاح و همزمان عملیات اجرایی فاز پنجم (روستای کوهستان غرب) آغاز شد. در خرداد 1389 فازهای پنجم و ششم(روستاهای کوهپایه شرق و کوهستان غرب)و همچنين ساختمان خانه پژوهشگران افتتاح و همزمان کلنگ فاز هفتم(روستای کوهستان شرق) و کارگاه مدرسه جلگه مرکز به زمین زده شد.
در گیلان، همچون غالب حوزههای فرهنگی، به دلیل رواج خرده فرهنگها، غياب فرهنگ نوشتاري ديرپا، فرهنگ شفاهي، مهمترین انتقال دهندهی ميراث فرهنگي و تاريخي محسوب میشود. به همين دليل، با مرگ سالخوردگان، انتقال نيز دستخوش فراموشي ميگردد. واژهها، آداب و سنتها، دستاوردها و دستساختههاي انسانها با گذشت زمان نابود ميشوند، در این میان، نسلهاي جوانتر بازندههاي اصلي خواهند بود.
گنجينهی دانش نانوشته، و نحوهی تعامل و همزيستي انسان ديروز با طبيعت پيرامونياش، با ناآگاهي و اغماض انسان امروزي، رفته رفته به نابودي تدريجي محيط زيست انجامیده و به يك مسئله و بحران جهاني بدل شده است.
برپايي موزهی ميراث روستايي گيلان، يكي از معدود تلاشهايي است كه با هدف ثبت و نوشتاري كردن و بازسازي بخشي از ميراث فرهنگي و معنوي مردمان اين سرزمين صورت گرفته است، تا اهالي امروز گيلان، بخشي از زندگي گذشته خود را در اين موزه بازيابند.
هدف عمدهی موزهی ميراث روستايي گيلان ثبت و بازسازي، نوشتاري و دیداری كردن ميراث فرهنگي، معنوي و زندگي مردمان سرزمين گيلان براي تداوم و پايداري و آشنايي نسلهاي آينده با آنهاست. حفظ هویت بومی و شناساندن آن به مردم (به ویژه جوانان)، غنیسازی فرهنگ ملّی، تحکیم وحدت بومی، تقویت فرهنگ خودباوری و خردورزی، ایجاد انگیزه در جوانان برای کار و تلاش، با اتکا به امکانات و توانمندیهای موجود و امید به زندگی بهتر، مهمترین اهداف موزه است.
سلام.صبحی دیگر در راه است و من می خواهم بروم ،بروم تا ته.......،فردا سفری یکروزه خواهم داشت ،اما تنها نیستم ،با کسانی هستم از رنگ خود،اینبار موزه میراث روستایی رشت،نمی دانم ،رشت برایم چه شده؟خوابم؟نه بیدارم.یادم آمد ،نیمه ام را در این شهر یافته ام،چه غریب است که بدان جا می روم اما نمی بینمش.روزگار حس زیبایی به من داده اما چه سخت است این دوری؟؟؟؟.
سلام.دوستان راهنمای گردشگری ،می توانید اخبار جشن روز جهانی راهنمایان گردشگری امسال را در این وبلاگ پیگیری نمایید.
سلام به خوزستان