e-visa در سطوح متفاوتی در جهان ارائه میشود و استانداردهایی که سطح سرویسی خاصی را مشخص کنند وجود ندارد. برخی کشورها، e-visa را درحد ارائه اطلاعات اخذ ویزا از طریق اینترنت میدانند و برخی دیگر کل عملیات لازم برای اخذ ویزا را به صورت الکترونیکی و از طریق اینترنت انجام میدهند. درحال حاضر ظاهراً تنها سه کشور روسیه، کانادا و استرالیا خدمات صدور visa به صورت کاملاً الکترونیکی را عرضه میکنند اما سایر کشورها نیز برای ارائه این سرویسها در تلاش هستند.
صدور e-visa به صورت کامل یکی از سرویسهای مورد نیاز برای e-tourism است. هنگامی که یک گردشگر سفر خود را از طریق اینترنت برنامه ریزی میکند، باید امکان اقدام برای اخذ ویزا را نیز از طریق اینترنت داشته باشد.
بحث صدور ویزا چندان مشکل نیست چرا که به سادگی میتوان اطلاعات مورد نیاز را به صورت فرمهای الکترونیکی
از طریق اینترنت دریافت کرد و مقدمات لازم برای صدور ویزا را مهیا کرد، هزینهها را نیز میتوان از طریق کارتهای اعتباری و پرداختهای اینترنتی دریافت کرد. تنها تفاوتی که میان ویزای معمولی و ویزای الکترونیکی وجود دارد عدم امکان تطابق متقاضی ویزا با پاسپورت و سایر روشهای تشخیص هویت است لذا در مورد e-visa صحت ادعاها به عهده متقاضی ویزا است و ویزای صادر شده باید در مبدأ ورودی به گردشگر تحویل گردد. برای این منظور بایستی زیر ساختارهای لازم در مبادی ورودی نظیر فرودگاهها ایجاد شود تا دارنده ویزای الکترونیکی با ارائه یک کد یا شماره ویزا و ارائه گذرنامه ویزای خود را در ترمینال ورودی دریافت کند.
در نهایت با الکترونیکی کردن گردشگری میتوان یک کارت هوشمند را به توریست در ابتدای ورود تحویل داد تا در آن کلیه اطلاعات لازم از جمله ویزای الکترونیکی گردشگر وجود داشته باشد تا کلیه مراحل کاغذی حذف و گردشگر تمام عملیات مورد نیاز خود را از طریق همان کارت هوشمند به انجام رساند. به این ترتیب
تعامل فیزیکی گردشگر با بخشهای سرویسدهنده به حداقل رسیده و تمام فرآیند ورود گردشگر الکترونیکی خواهد شد
بازارهاي هفتگي محلي كه در مناطق مختلف استان گيلان برگزار ميشوند نه تنها براي روستائيان و شهريان جالب توجه هستند بلكه از لحاظ گردشگري هم ميتواند موردتوجه قرار گيرند...
بازارهاي هفتگي در گيلان از ديرباز تا امروز از اهميت خاصي برخوردار بوده است.
اين بازارها، محلي براي تبادل کالا، فروش محصولات روستايي و صنايع دستي و خريد کالاهاي شهر براي رفع نياز است. در گذشته که مساله رفت و آمد روستاييان مثل امروز حل نشده بود، بازارها از اهميت بيشتري برخوردار بودند. امروز با وجود جادههاي آسفالته و تراکم وسيلههاي نقليه، روستانشينان نياز چنداني را براي حضور در بازارها نميبينند با اين وجود بازارها هنوز هم خالي از لطف نيستند. نكتهي قبال توجه ديگر اين است كه بازارهاي هفتگي محلي ميتوانند انگيزهاي براي جذاب گردشگران باشند. در زير به معرفي برخي از بازارهاي هفتگي كه در استان گيلان برپا ميشوند ميپردازيم:
آستانه اشرفيه: دوشنبه بازار و پنجشنبه بازار
روزهاي دوشنبه و پنج شنبه بازار هفتگي در شهر آستانه اشرفيه براي ارائهي کالاهاي مهم روستايي از بازارهاي درجه اول گيلان برگزار مي شود. محصولات منطقه مخصوصاً برنج، کنف، ابريشم و بادام زميني در اين بازار عرضه ميشود.
انزلي: شنبه بازار
بندر انزلي داراي بازار هفتگي فعال و پر محصولي است که خريداران ميتوانند کالاها و اجناس موردنياز خود را در آن بيابند. اجناس اروپايي، چيني، ژاپني و محصولات آسياي مرکزي و قفقاز در روزهاي بازار از سراسر خط ساحلي به شنبه بازار انزلي برده ميشوند. محصولات غذايي شهرستانهاي ديگر و حتي صنايع دستي از فرش ترکمني تا چاقوي زنجان و محصولات محلي مانند ماهي و مرغابي و انواع پرندگان شکاري و برنج، و نيز فرآوردههاي دامي و صنعتي و بافتههاي حصيري و سفالي و تورهاي ماهيگيري در اين بازار عرضه ميشود.
زيباکنار: پنجشنبه بازار
دهستان زيباکنار از توابع لشت نشاء است و روزهاي پنجشنبه هر هفته در آن بازار هفتگي برگزار ميشود. در اين بازار انواع ميوه و سبزيجات، ماهي، مرغ و تخم مرغ و مرغابي و صنايع دستي عرضه ميشود.
خمام: يکشنبه بازار
بازاري نام آشنا براي گيلانيان. باتوجه به نزديکي آن به شهرهاي رشت و انزلي و شهرهاي اطراف، فروشندگان بسياري در آن به عرضهي کالاهاي شهري و روستايي ميپردازند و مشتريان رشتي بيش از ديگران علاقمند به خريد برنج، مرغ، تخم مرغ و بوقلمون و سبزيهاي محلي در اين بازار هستند.
کياشهر: چهارشنبه بازار
بازار کيا شهر اگرچه بازار کوچکي است ولي مشتريان بسياري دارد. زيرا مردم منطقه با اين بازار آشنايي بسياري دارند. گوشت، مرغ، تخم مرغ، جوجه، سبزيجات، ماهي، بادام و برنج ازجمله محصولاتي هستند که در اين بازار عرضه ميشوند.
لشت نشاء: شنبه و سهشنبه بازار
در بخش لشت نشاء، روزهاي شنبه و سهشنبه هر هفته، بازار هفتگي برگزار ميشود. اين بازار از قديميترين و معروفترين بازارهاي هفتگي منطقه است که در آن انواع و اقسام صنايع دستي، مرکبات، برنج، ماهي، سبزيجات، پوشاک، ادوات کشاورزي و انواع سموم باغي عرضه ميشود.
خشکبيجار: دوشنبه بازار و پنجشنبه بازار
خشکبيجار يکي از بخشهاي شهرستان رشت است که بازار هفتگي آن روزهاي دوشنبه و پنجشنبه برگزار ميشود. در اين بازار محصولاتي چون مرغ و تخم مرغ محلي، مرغابي، ماهي، بذر گياهان و انواع محصولات باغي به فروش ميرسد.
حسن رود: چهارشنبه بازار
حسن رود از توابع شهرستان بندر انزلي است که در بازار هفتگي آن عرضه صنايع دستي و صنايع حصير بافي رونق فراواني دارد. مشتريان از نقاط مختلف کشور و استان براي خريد کلاه، ساک دستي، زنبيل و سفرههاي حصيري به اين منطقه سفر ميکنند.
برگرفته از : خبرگزاري ميراث فرهنگي
آتشکدهي باکو در 30 کيلومتري شهر باکو، در بخش جنوب شرقي شبه جزيرهي آبشرون و حومهي شهر سوراخاني قرار دارد. در کشور آذربايجان به اين بنا آتشگاه ميگويند.
وجه تسميه نامهايي که به آتشکده مربوط است: وجه تسميهي سه نام باکو، آبشرون و سوراخاني را باتوجه به منابع گوناگون بررسي ميکنيم.
براي واژه باکو دو وجه تسميه آورده شده است: 1- برگرفته از واژهي پهلوي باگوان (باگ يا بگ يا بغ به معناي خدا و وان پسوندي به معناي جايگاه) واژه باگوان به باکويه تبديل شده و تا پيش از دورهي صفوي از اين واژه استفاده ميشده، اما از دورهي صفوي باکويه به بادکوبه تبديل شده است. 2- برگرفته از واژه فارسي بادکوبه به دليل وجود بادهاي دائمي و گاه پرشدت. حکومت کنوني آذربايجان در همه جا باکو را به باکي (به ترکي يعني تپه) تبديل کرده است تا آن را ريشه پارسي دورتر کرده باشد.
براي نام آبشرون نيز دو وجه تسميه وجود دارد: 1- برگرفته از آب شوران فارسي، جايي که آب آن را ميشويد به دليل نزديکي به درياي مازندران و جزر و مد آن 2- جايي که آب آن شور است.
براي نام سوراخاني نيز دو وجه تسميه وجود دارد: 1- برگرفته از واژه سوراخ فارسي به دليل روزنههاي زيادي که در شبه جزيره آبشرون وجود دارد و گاز طبيعي از آن متصاعد ميشود 2- برگرفته از واژه سرخ فارسي به دليل سرخ بودن نسبي خاک روستا نسبت به روستاهاي پيراموني.
به دليل تعلق درازمدت اين ناحيه به ايران وجود نامهايي با ريشهي زبانهاي ايراني در تمام منطقهي قفقاز و ماوراي قفقاز کنوني عجيب نيست.
پيدايش آتشکده: شبه جزيره آبشرون که در غرب درياي مازندران جاي دارد ميداني نفتي بزرگي است که با روزنه هايي، گاز طبيعي متصاعد شده از اين ميدان نفتي را به بيرون هدايت ميکند و اگر شعلهاي به آن نزديک ميشده آتش زبانه ميکشيده است. بر پايهي اين ويژگي منطقه و پيشرفت دين زرتشتي، آتشکدهاي ساخته شد که از سده نخست (و در برخي منابع 5 سده پيش از ميلاد) تا سدهي هفت ميلادي برپا بود، تاريخ نگار ارمني موسي خورني نوشته است که "چون اردشير بابکان به ارمنستان آمد فرمان داد که آتش هرمزد را در آتشکده اين ديه هميشه فروزان دارند". با هجوم تازيان آتشکده از رونق افتاد و زرتشتيان به هند مهاجرت کردند.
دوباره سازي: در سده هاي 17 و 18 ميلادي، بازرگانان هندي که در جادهي بزرگ ابريشم رفت و آمد ميکردند در جايي که شعله ابدي آتش از زيرزمين بيرون ميآمد و بر مبناي آتشکده باستاني، معبد را دوباره سازي کردند. در سال 1883 آتش طبيعي به دليل کم شدن و قطع گاز در دورادور آتشکده از فروغ افتاد و معبد متروک شد تا در سال 1975 با آوردن لوله گاز و روشن کردن آتش به شکل موزه درآمد. آتشکده به طور متوسط حدود 15000 ديدارکننده در سال دارد. از سال 1998 ميلادي براي افزون شدن به فهرست ميراث جهاني نامزد شده است.
ساختمان آتشکده: ساختمان آتشکده از بيرون يک پنج ضلعي است با ديوارهاي پيرامون آن و يک ورودي مرکزي که در بالاي آن مانند معماري بومي آبشرون اتاقي براي ميهمانان با نام بالاخانه درست شده است. در حياط مرکزي بنايي چهارگوش گنبددار وجود دارد و پيرامون حياط اتاقهايي براي راهبان. کتيبههايي به خط سانسکريت بالاي اتاقها روي سنگ حک شده است. بناي چهارگوشي که در وسط حياط قرار دارد چهارتاقي گنبدداري است که اينک آتش زير گنبد به صورت مصنوعي و از طريق لولههايي که به آن وصل شده، روشن است. اما در نقاشيهاي قديمي که از آتشکده وجود دارد آتش از چهار ستون کوتاه روي بام نيز شعله ور بوده است. با فاصله اندکي از چهارتاقي آتش ديگري وجود دارد که گفته ميشود براي سوزاندن جسد درگذشتگان بوده است. اتاقهاي پيرامون حياط به صورت موزهاي درآمده که راهبان ساکن آنها به صورت مجسمههاي مومي به نمايش درآمدهاند. مجسمهها باتوجه به نقاشيهاي قديمي و شرحي که ديدارکنندگان از آتشکده دادهاند ساخته شدهاند، در يکي از اتاقها يک عابد در حال رياضت کشيدن به شيوه ي مرتاضها است و در جايي ديگر عابدي درحال گرفتن پول از يک بازرگان است. ساختمان چهارتاقي با تمام آتشکدههاي ايراني تفاوت دارد و تاثير سبک معماري هندي در آتشکده انکارناپذير است.
نامداراني که از آتشکده ديدار کردهاند: نامداراني که از آتشگاه ديدار کردهاند عبارتند از: نويسنده فرانسوي آلکساندر دوما (پدر)، شيميدان روس ديميتري مندليف، جهانگرد آلماني اي.کمپفر، نقاش روس و. ورشاگين، جهانگرد فرانسوي ف. ويلو، دانشمندب.دورن، جهانگرد بلژيکي ارنست اورسل(1882)
شرح آتشکده در نوشتار ديگران: اعتمادالسلطنه در مرآت البلدان چنين مينويسد: "معبد آتش پرستان هندي و پارسي در اين ((صوري خانه)) است. عمارتي است مربع و در وسط آن عمارت اتاقي بنا شده است که چهار طرف آن باز است. وسط گودالي است که آتش از ميان آن بيرون ميآيد".
و ارنست اورسل جهانگرد بلژيکي در سفرنامهي قفقاز و ايران مينويسد: "آخرين موبد بزرگ در سال 1864(1281 ه.ق) به قتل رسيد. چند سال بعد پارسيان بمبئي موبد ديگري را به جاي وي فرستادند. اما زايران زردشتي که از هند و ايران به اين آتشگاه مي آمدند، کم کم کهنترين عبادتگاه خود را از ياد بردند. در سال 1880(1297 ه.ق) موبد آتشگاه که از تنهايي حوصلهاش سر رفته بود، براي پيدا کردن موبدان و همکاران ديگري از ميان پارسيان هند پست خود را ترک کرد و راهي آن ديار شد، ولي بعد از آن ديگر کسي او را نديد".
آتشکده يا معبد هندوها: بدون ترديد از زمان ساخت تا نابودي معبد به هنگام هجوم تازيان از اين بنا به عنوان آتشکده استفاده شده است. اما در دوباره سازي و استفاده از بنا در سدههاي 17 و 18 ميلادي به نظر ميرسد هم هندوان و هم زرتشتيان از آتشکده استفاده کردهاند. ديدارکنندگاني که در طول دو سده از آتشکده ديدار کردهاند گزارشهايي نوشتهاند که استفاده دو آيين از آتشکده را نشان ميدهد: در سال 1876 ميلادي جيمز برايس گزارش کرده است که انجمن زرتشتيان بمبئي حامي مالي آتشکده بودهاند و در سال 1882 ميلادي ارنست اورسل از زايران زرتشتي نام ميبرد. اما در سال1925 ميلادي موبد زرتشتي که از بمبئي عازم آذربايجان شده است و جيوانجي جمشيدجي مودي نام دارد گزارش داده است که نه تنها من بلکه هر پارسي که کمي با برادران هندو آشنا باشد ميداند که اين معبد براي ستايش خداي آتش هندوان يعني آگني است.
آتشکده باکو و گشت هاي ايراني: متاسفانه ديدار از آتشکده باکو در فهرست عمومي گشتهاي آژانسهايي که براي ايرانيان برنامهريزي ميکنند جاي ندارد. چنانچه قصد داريد به کشور آذربايجان برويد از آژانس بخواهيد تا ديدار از آتشکده را در برنامه جاي دهد.
آکواریوم سیدنی، مکانی تفریحی است که در شهر سیدنی استرالیا واقع شده است. این آکواریوم از شرق به بندر مشهور سیدنی ( Darling Harbour ) و از شمال به پل پیرمونت ( Pyrmont Bridge ) منتهی شده است...
|
این مکان دیدنی، تنوع بیشماری از آبزیان استرالیا را در خود جای داده است که شامل ۶۵۰ گونه مختلف جانوری از جمله بیش از ۶۰۰۰ نوع ماهی و دیگر موجودات دریائی از زیستگاههای آبی استرالیا می باشد که همه روزه جهت بازدید عموم آزاد است. عمده ترین بخش نمایشی اکواریوم تونل شیشه ای آن است که به گونه ای خاص در زیر آب تعبیه شده و کوسه های عظیم الجثه و ماهیهای زیبا از بالای سر بازدیدکنندگان عبور کرده و منظره ای شگفت انگیز را پدید می آورند. وزن برخی از این کوسه ها به ۳۰۰ کیلوگرم و طول آنها به بیش از سه متر می رسد. کواریوم سیدنی در سال ۱۹۸۸ همزمان با دویستمین سالگرد اکتشاف قاره استرالیا گشایش یافت و هم اکنون یکی از بزرگترین آکواریوم های موجود در جهان به شمار می آید. این مکان خاطره انگیز سالانه پذیرای بازدیدکنندگان بیشماری میباشد که ۵۵ درصد آن را بازدیدکنندگان خارجی تشکیل می دهند، از اینرو یکی از جاذبه های توریستی شهر سیدنی به حساب می آید. یکی از برنامه های آینده سازمان گردشگری استرالیا، ساخت آکواریومی مخصوص تمساح می باشد که هم اکنون در مراحل طرح ریزی قرار داشته و در سال ۲۰۰۸ بهره برداری خواهد شد. در سال ۲۰۰۶ حیات وحش سیدنی ( Sydney Wildlife World ) نیز در مجاورت آکواریوم گشایش یافت که هر دو مکان متعلق به سازمان جاذبه های طبیعی سیدنی می باشند. آکواریوم سیدنی به منظور تاکید بر القای حیات آبزیان و زندگی زیر آب، توسط مهندسین معمار استرالیائی طراحی شد و ساخت آن حدود دو سال به طول انجامید. مجموعه ی Great Barrier Reef نیز به همین منظور در سال ١۹۹۸ طراحی و افتتاح شد. آکواریوم عمدتا با هدف نمایش جاذبه های منحصر به فرد طبیعی و حیات آبزیان کشور استرالیا در معرض دید عموم قرار گرفته است و بازدیدکنندگان بیشماری را از قاره های مختلف به سوی خود جذب می کند. به دنبال گشایش نخستین مکان پرورش فک آبی در دسامبر سال ١۹۹١ آکواریوم سیدنی نیز امکانات تفریحی خود را گسترش داده و در سپتامبر سال ۲۰۰۳ جایگاه ویژه ای را نیز برای فک های آبی افتتاح نمود. این جایگاه گونه های مختلفی از انواع فک های استرالیا و نیوزلند از جمله شیرهای دریائی استرالیائی و غیره را در خود جای داده است. |
شهر نیویورک دارای مرﺌﻰ ترین وشناخته شده ترین خط افق درجهان می باشد. ساختمانهای آن همچون جوانه هایی مرتب درحال بالا رفتن هستند ...
این قضیه در دو قسمت منهتن یعنی وسط و پایین اتفاق می افتد بطوریکه ساختمانهای کوتاهتر در دره ای بین این دو قرار دارند.
زیباترین منظره برای دیدن خط افق درروزهای آفتابی خصوﺼﺄ صبحهای زود ونزیک غروب می باشد هنگامیکه به سمت غرب بنگریم .
البته بهترین منظره در زمان غروب کاﻤﻸ واضح نمی باشد. این نما درروزهای کاری در مقایسه با روزهای تعطیل به طورناباورانه ای شگفت انگیز می شود هنگامیکه در نیویورک همه از کارشان به خانه برمیگردند و چراغها برای اقدامات نظافتی شهر همچنان روشن می مانند.
در روزهای تعطیل کارگران نظافت شهر در خانه به استراحت می پردازند ودیگرخبری از نورها و چراغها در شهر نیست.
بهترین نما از خط افق را می توان از بالای ساختمان صد و ده طبقه حکومتی نظاره گر بود. در اینجا باید خاطرنشان کرد که خط افق در 11 سپتامبر سال 2001 کاﻤﻸ تغییر کرد هنگامیکه برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی بر اثر حمله تروریستی فرو ریختند.
ويتنام يكي از زيباترين كشورهاي منطقه جنوبشرقي آسياست. هرساله گردشگران زيادي براي ديدار ازجاذبههاي فرهنگي، تاريخي و طبيعي ويتنام به اين كشور سفر ميكنند. معابد زييا، فستيوالهاي متنوع، طبيعت بكر و ديدني و صنايع دستي گوناگون اين منطقه را به يكي از مقاصد گردشگري شرق آسيا مبدل كردهاست.
ويتنام؛ سرزمين غذاهاي خوشمزه كه با طعمهاي خاص اين منطقه آماده ميشوند؛ نيز هست. نوشيدني متداول اين سرزمين معمولا از آب جوش با برگ چاي يا برگ، شكوفه، گل يا دانه گياهان دارويي تهيه ميشود. بوميهاي برخي از مناطق نيز نوشيدنيشان را با پختن برنج بوداده با آب تهيه ميكنند.
از معروفترين غذاهاي ويتنام ميتوان به نوعي سوپ به نام "فو PHO " اشاره كرد كه تركيبي از گوشت گوساله و رشتههاي غوطهور در آب گوشت است. البته در اين سوپ از پياز تازه، ريحان معطر، زنجبيل ، سركه، چيلي و فلفل نيز استفاده ميشود.
طبيعي است كه به لحاظ مواد غذايي موجود در اين كشور غذاهايي با ماهي، برنج، رشتههاي مختلف، سبزيجات و انواع ميوههاي گرمسيري مثل نارگيل و موز تهيه ميشود.
از ميوههايي كه به وفور در اين كشور يافت ميشود ميتوان به گريپفروت، رامبوتان، موز، آناناس، پاپايا و مانگوستين اشاره كرد.
تغذيه يكي از ويژگيهاي فرهنگي ويتنام است. از آنجاكه در ويتنام كشاورزي و كاشت برنج رونق دارد، برنج و محصولات كشاورزي در پخت انواع غذاها نقشي اساسي دارند.
استفاده از برنج در پخت غذاها بيشتر بصورت انواع رشته يا رولهايي است كه براي تهيه انواع خوراكها به كار ميرود.
در آشپزي ويتنامي به تناسب منطقه ازانواع گوشت قرمز، ماهي و صدف استفاده ميشود. همچنين انواع سبزيجات، جوانه غلات، ادويه، سس و ميوههايي همچون نارگيل و موز در اين نوع آشپزي به كار ميرود.
«فو» يا سوپ رشته كه از معروفترين غذاهاي ويتنامي است و غذايي ساده و لذيذ است نيز با رشتههايي كه از برنج تهيه شده طبخ ميشوند. بيش از 20 نوع فو در ويتنام وجود دارد اما "فو بو" لذيذترين آنهاست. فوهايي كه توسط مردم هانوي پخته ميشوند شهرت جهاني دارند.
غذاي ديگري كه در ويتنام طبخ ميشود نوعي پنكيك برنج است كه بصورت بخارپز تهيه ميشود و با ميگوي خردشده، پيازداغ، سس ماهي، ليمو و چيلي سروميشود.
اگر به شهر "هيو" رفتيد حتما "كامبين" را امتحان كنيد. غذايي كه اغلب با صدف آماده ميشود و يكبار امتحان كردن آن باعث ميشود طعم آن را هرگزفراموش نكنيد.
نوعي كيك برنج نيز در اين شهر تهيه ميشود كه معمولا براي ايام جشن سال نوي ويتنامي "تت" يا براي پذيرايي از ميهمانان ويژه آماده ميشود. اين كيك تركيبي از آرد برنج است كه بصورت خميردرآمده و بخارپز ميشود سپس به آن ميگوي خردشده و روغن افزوده ميشود. اين كيك با سس ميگوي تازه و گاهي مقداري فلفل خورده ميشود.
بازديدكنندگان شهر "هيو" ميتوانند از اين شهر محصولاتديگري مثل سس ميگو را هم با خود به ارمغان ببرند.
"كائولو" نوعي ديگر از سوپ رشته است كه به طورسنتي فقط در شهر "هواآن" تهيه ميشود كه مردم براي تهيه رشته آن بهترين نوع برنج را انتخاب كرده و در آبي مخصوص كه تنها در اين شهر وجود دارد به آرامي ميجوشانند. اين رشتهها به اندازه يك انگشت بريده و تفتداده ميشوند و بادام زمينيهاي سرخشده با سير به آن اضافه ميشود. گاهي براي طعمداركردن آن از سسماهي نيز استفاده ميشود.
برنج نارگيلي نيز ازجمله غذاهاي اشرافي ويتنام است با طعمي بسياردلپذير و كه از عاليترين نوع برنج كه با شيرنارگيل و نارگيل رنده شده آماده ميشود. اين برنج با انواع گوشت، ميگو و نخودسبز سرو ميشود. بهترين راه خوردن آن هم اين است كه يك قاشق كوچك از آن را در دهان گذاشته و به آهستگي بجويد تا طعم شير و برشهاي نارگيل به خوبي حسشود. دلپذيرترين شكل سرو اين غذا در ظرفي از پوست نارگيل است.
در جنوب كشورهم غذاهايي مطابق با ويژگيهايي هر منطقه وجود دارد مثل انواع نودلها به همراه ادويه و گوشت گوساله سرخشده يا بنيه ميگوي سرخ شده.
البته ممكن است شما تمامي اين غذاها را درسراسر كشور ببينيد اما عليرغم اينكه از يك ماده غذايي درست ميشوند ولي طعمهاي گوناگون دارند.