اگر دلتان مي خواهد يك منظره از كره ماه ببينيد، لازم نيست سوار سفينه فضايي شويد...
اگر دلتان مي خواهد يك منظره از كره ماه ببينيد، لازم نيست سوار سفينه فضايي شويد و براي ديدن آن كلي هزينه كنيد، كافي است به اروپا برويد. جايي در اسپانيا وجود دارد كه تصاوير سوررئال آن مناظر كره ماه را تداعي مي کند؛ «معادن روبازريوتينتو ». البته اين معادن تنها جذابيت اين منطقه نيستند. در نزديكي آنها، رودخانه ای با آب قرمزجريان دارد كه خود يك چش مانداز جذاب استميان چشم انداز جذاب ديگر. اين رودخانه اسيدي، با PH بين 7/ 1 تا 5/ 2 فلزات سنگين زيادي را درخود جاي داده است.
امارات متحده عربی، دبی، شرق سوق بور دبى
|
بادگیرهاى عربى برافراشته در كنار آب. جایى جادویى براى گشت و گذار، فضایى محسور كننده. هتلهایی نیز با درهای كوتاه در این منطقه بنا شده. بستكیه میزبان چندین بنای مهم نیز هست؛ قلعه الفهیدی، كهنترین بنا در دبی برجایمانده از دهه ۱۷۸۰، بیتالوكیل، اولین ساختمان اداری در دبی، گالری مجلس، مركز مطالعات فرهنگی شیخ محمد، و گالری هنری XVA. جایی دلپذیر برای یك پیادهروی فرحبخش برای علاقهمندان به هنر و فرهنگ. |
||
جزيره سوکوترا يکي از 4 جزيره است که از لحاظ جغرافيايي درانزوايي از قاره خشک آفريقا قراردارد...
سطح زمين آن بسيارشيب دار است به صورتي که شما فکر مي کند به سياره ديگري رفته ايد يا به زمان هاي دور تاريخي مسافرت کرديده ايد . جزيره سوکوترا يکي از 4 جزيره است که از لحاظ جغرافيايي درانزوايي از قاره خشک آفريقا قراردارد که قدمت آن به 6تا7 ميليون سال مي رسد همانند جزيره گالاپاگوس . بيش از 700 گونه نادر گياهي و جانوري دراين منطقه يافت مي شود که يک سوم مملو از جانداران همگي بومي هستند .
آب و هواي ناملايمي دارد مي توان گفت گرم و خشک و همچنين شگفت انگيزترين گياهان را مي توانيد دراين منطقه بيابيد. موقعيت جغرافيايي اين جزيره دراقيانوس هند ودر 250 کيلومتري سومالي و 340 کيلومتري يمن واقع شده . وسعت ساحل شني آن متشکل از سنگهاي آهکي و جلگه هاي مرتفع آن پر از غارهايي به طول 7 کيلومتر است .بلندي کوههاي آن به 1525متر مي رسد . درختان و گياهان اين جزيره از لحاظ زمين شناختي قدمتي 20 ميليون ساله داشته وبه عنوان جزيره اي بکر ومحصورشده از آب محسوب مي گردد.
بازي تيم ملي ايران با کره شمالي يک فرصت استثنايي براي خبرنگاراني بود که مي توانستند يکي از عجيب ترين کشورهاي روي زمين را از نزديک ببينند...
پيونگ يانگ بي شک«شهر ممنوعه» است و کمتر کسي مي تواند در طول زندگي اش آنجا را ببيند؛ بنابراين براي يک خبرنگار که اين فرصت طلايي را به دست آورده، استفاده از وقت و زمان و بازديد هرچه بيشتر از محيط و فرهنگ اين کشور انزوا طلب کاملاً واجب است. در اين گزارش مي توانيد مشاهدات يک خبرنگار را در مدت کوتاه 12 ساعت حضور در پيونگ يانگ با چشم دلتان ملاحظه فرماييد.
همه چيز از تاريکي شروع مي شود؛ يک جور ظلمات غير منتظره و آزار دهنده. از اينکه مقصد اين قدر هولناک به نظر مي رسد تنت يخ مي کند؛ اما چاره اي نيست. اتومبيل در دل تاريکي پيش مي رود و تو دائم تلاش مي کني که موقعيت جغرافيايي خودت را پيدا کني؛ جنوب، شرق يا غرب؟ اما نه، اينجا همه چيز «شمالي »است. از فرودگاه کوچک و محقرپيونگ يانگ گرفته تا خيابان هاي پايتخت سوت و کور کره شمالي، همه چيز يک شکل و يک فرم دارد. انگار همه يک جورفکر کرده و يک شکل عمل مي کنند. فصل اول قصه را ماموران امنيتي فرودگاه مي سازند؛موجوداتي سخت و غيرقابل انعطاف که فقط قرار است تمام وجود آدم را وارسي کنند. هيچ استثنايي وجود ندارد و همه بايد بازديد شوند؛ آن هم به شديدترين وجه ممکن. اين خوان اول ورود به کره شمالي است. فرودگاه پيونگ يانگ تنها راه ورودي به کره شمالي است و هواپيما هم فقط مي تواند از پکن بيايد. براي ورود به کره شمالي تنها کريدورپکن مجاز است و لاغير. فرودگاه پيونگ يانگ هم فقط هفته اي 2پروازرفت و برگشت به پکن دارد و مبدأ و مقصد ديگري نمي شناسد. در واقع کارکنان فرودگاه عموماً 2روز در هفته کار دارند.
شب است و قلندر از تاريکي اطراف کمي خوف کرده. از همان فرودگاه مي شود فهميد که وارد يک جاي غير عادي شده اي؛ پيونگ يانگ مثل آخر دنياست؛ همان جايي که در قصه ها شنيده اي و حتي چيزي فراتر از آن معدود خبرنگاران ايراني اي که با هواپيماي رياست جمهوري به پيونگ يانگ رسيده اند توي ماشين دارند به تجربه هاي يک گزارشگر که يک بار ديگر در اين شهر حضور داشته گوش مي دهند. خاطره ها خيالي و غير واقعي به نظر مي رسد اما ظاهراً اين حقايق وجود دارند. نگاه کردن از پنجره به بيرون هم فايده اي ندارد؛ هيچ منظره اي جز تاريکي وجود ندارد.
گزارشگر با تجربه مي گويد:«بچه ها يادتان باشد! پيونگ يانگ مثل يک پادگان است؛ يک پادگان بزرگ...» ماشين در جاده تشويش جلو مي رود.
فوتبال دروازه را مي گشايد
بايد به فوتبال احترام ويژه اي بگذاريم. اين بازي شگفت انگيز دنياي مدرن شاه کليدي است که هر قفلي را باز مي کند؛ حتي قفل بزرگي که به دروازه هاي کره شمالي زده شده است.کره شمالي اگر چه تمايلي به ارتباط با ديگر نقاط جهان ندارد و علي الاصول رفت و آمد به آن در حد غير ممکن است اما مجبور شده در مرحله مقدماتي جام جهاني 2010و به خاطر فوتبال، ميزبان بعضي ازتيم ها از جمله ايران باشد و حالا اين فرصتي است براي خبرنگاران ايراني که مثل کريستف کلمب گوشه اي ناديده از اين دنيا را کشف کنند. حالا ديگر آفتاب بر تاريکي ها غلبه کرده ووقت مکاشفه فرا رسيده است. اولين پرسش اما در مورد همان تاريکي است؛ ريشه اش در مصرف بهينه انرژي بوق توسط شهروندان است. در پيونگ يانگ حد نهايت روشنايي 50 وات است؛ يعني در سراسر اين شهر چيزي به نام لامپ 100وات وجود ندارد؛ فقط 50وات. حالا اگر خيلي زرنگ باشي و مغزت کار کند مي تواني 2 لامپ 50 وات را کنارهم بگذاري که البته اين ايده فقط به ذهن مشعشع ما رسيد؛ و گرنه کره اي ها همان 50 تا برايشان بس است!جالب تر اينکه اساساً کمتر کسي از 9 شب به بعد به خيابان مي رود که از تاريکي گلايه اي داشته باشد. در پيونگ يانگ رفت و آمد مردم پس از ساعت 10 شب قدغن است و البته شهر آن قدر در تاريکي خوفناک است که خود مردم از 9 شب به بعد بيرون نمي زنند.
حق با مشتري نيست!
و دوباره کمي فوتبال: تيم ملي ايران در هتل «کوريو» مستقر است؛ يک هتل غول آساي 35 طبقه که با ديوارهاي شيب دار و پنجره هاي يک شکل به يک لانه زنبور شيک و مرتب مي ماند. بازيکنان و کادر فني در طبقه هاي مياني هستند چون حضور در ارتفاع بالا براي آنها پيش از مسابقه خوب نيست. اما خبرنگاران در طبقه 33 هستند و انگار از هواپيما به سطح شهر نگاه مي کنند. پيونگ يانگ از ارتفاع بالا حالت عجيبي دارد. از ازدحام و شلوغي بيش از حد خيابان هاي تهران خبري نيست وعده پياده ها از سواره ها خيلي بيشتر است. بازيکنان تيم ملي که حوصله شان از حضور در اتاق ها سررفته در فاصله 50 - 40 متري هتل قدم مي زنند. دورترهاهم هيچ خبري نيست؛ نه مغازه اي هست که اجناس رنگارنگ و الوان داشته باشد و نه اساس ماموران امنيتي اجازه تردد به بازيکنان مي دهند. اينجا حق با مشتري نيست؛ حق با «امنيت» است.
بازيکنان تيم ملي در اتاق هايشان تلويزيوني دارند که يکي از کانال هاي آن، شبکه ملي کره شمالي است. برنامه تلويزيوني ساعت 5 عصر شروع مي شود و 10 شب به پايان مي سد. بيشتر برنامه ها هم مربوط است به جنگ و تا دلتان بخواهد تصوير نظامي ها نشان داده مي شود. حتي کارتون وبرنامه کودک هم عموماً پويانمايي سربازها و ژنرال هاست. بچه ها کارتون جنگي را بيش از هر چيز دوست دارند و ظاهراً آليس هنوز نتوانسته به اين سرزمين عجيب قدم بگذارد!
جالب است که بيرون از هتل ها هم مردم چندان دل خوشي از عکاسي و فيلم برداري ندارند. اگر دنبال گرفتن تصوير يا عکس يادگاري هستي مواظب باش! در پيونگ يانگ کسي دوست ندارد جلوي دوربين ژست بگيرد و لبخند بزند. اگر دوربين شما هم بيش از 5دقيقه روي هوا بچرخد ناگهان از آسمان يک مامور امنيتي سر مي رسد و يقه شما را مي چسبد؛ مثل همان اتفاقي که براي گروه مستند سازسيما رخ داد. آنها به خيالشان مي توانستند با نشان دادن کارت خبرنگاري ماموران را منصرف کنند. ماجرا وقتي بيخ پيدا کرد که ماموران به تصويربردار گفتند که هرچي فيلم گرفته اند بايد پاک کند. بنابراين در پيونگ يانگ بهتر است از حافظه خود براي ضبط تصاوير بهره بگيريد؛ بيش از آن، خطر دارد!
موبايل ديگه چيه؟
در پيونگ يانک مشترک مورد نظر هيچ وقت در دسترس نيست. اساساً موبايلي وجود ندارد که مشترک آن هم دم دست شما باشد. هنگام ورود به پيونگ يانگ بايد دم در، گوشي موبايل را تحويل مأموران بدهيد و وارد سرزمين «بي آنتن» شويد. تلفن همراه فقط مخصوص امراي ارتش و ژنرال هاست. مردم عادي هم براي يک احوالپرسي ساده بايد ملاقات حضوري داشته باشند. اگر شما هم در پيونگ يانگ بوديد و بازيکنان عموماً موبايل باز تيم ملي را مي ديديد، دلتان به حال آنها مي سوخت. براي آنهايي که از 24 ساعت 48 ساعته مشغول مکالمه با تلفن همراه هستند، دوري از اين نديم پر کار کلافه کننده بود. در عوض موبايل ها براي 2 روز استراحت جانانه اي کردند در کنج خاموشي... .
اما بهترين جا براي لاغر شدن در دنيا کره شمالي است؛ کافي است يک بار سر سفره صبحانه يا نهار کره اي ها برويد. در پيونگ يانگ چيزهايي مي خورند که فکر کردن به آنها هم تهوع آور است. با سوپ پوست گربه چطوريد؟ يا با شير سگ با طعم طالبي؟
پشه، سوسک، جيرجيرک سوخاري و ستاره دريايي هم هست. مي توانيد يک نظر تماشا کنيد. بعدش هم ممکن است يک اتفاقاتي بيفتد.
خواست خدا بود که خبرنگاران ايراني کلا 2 وعده بيشتر در پيونگ يانگ نبودند و توانستند با سيب زميني سرخ کرده جشن بگيرند و از اين غذاهاي نامتعارف فرار کنند؛ البته هويج پخته هم براي خودش نعمتي بود.
مي توانيد تصور کنيد که در اين کشور در دامداري ها، سگ هاي شيرده را پرورش مي دهند و گربه هاي پوست کلفت هم چقدر خواستني به نظر مي آيند. بياييد بيش از اين درباره غذا حرف نزنيم، قبول؟!
از بازي تا خداحافظي
استاديوم بازي تيم ملي در برابر کره شمالي يک ورزشگاه مجهزاما نه چندان تميز و مرتب بود. نام ورزشگاه «کاگ» استکه علي الظاهر از ژنرال هاي کشته شده درجنگ 2 کره در سال 1346 بوده است. اين ورزشگاه را چيني ها ساخته اند و همه استانداردها را دارد به جز استانداردهاي مربوط به کار رسانه اي.
به صورت عادي از جايگاه خبرنگاران و اينترنت خبري نيست اما کره شمالي به هر زحمتي که هست اين دو را به صورت غير حرفه اي فراهم کرده اند.
روي سکوها اما فرهنگ کره اي موج مي زند. هواداران تيم ملي کره شمالي همگي منظم و مرتب و بدون کوچک ترين انحراف، کارشان را انجام مي دهند و تيمشان را با اصواتي غريب تهييج مي کنند. هيچ اثري از نافرماني يا تکروي نيست. ورزشگاه بسيار پر سرو صداست و مي شود گفت ملي پوشان ايران شانس آورده اند که سابقه بازي در آزادي را دارند و گرنه تيم هاي معمولي اينجا کارشان تمام است. شدت تشويق حداکثري است و در طول 90 دقيقه خاموش نمي شود. تيم ملي اما در بعضي دقايق بهتر از کره شمالي است و روي دروازه سرخ ها فشار بيشتري مي آورد ولي براي تماشاچي ها تشويق کردن مهم تر از نتيجه است؛ درست بر خلاف جرياني که در سکوهاي ورزشگاه هاي ايران جريان دارد.
آخر بازي هم با اينکه همه چيز مساوي تمام مي شود؛ اما ظاهراً کره اي ها چندان دلخور نيستند و آرام ورزشگاه را ترک مي کنند. البته اگر ايران برنده بود شايد اتفاقات ديگري مي افتاد اما به هر حال هر چه بود به خير گذشت.
موقع برگشت است و دوباره بايد به تاريکي زد. همه عجله دارند که زودتر به فرودگاه برسند. البته پرواز با هواپيماي رياست جمهوري دست خودمان است و ساعت مشخص ندارد. اما مشکل اينجاست که فرودگاه مي بندد. همه با عجله دم و دستگاه را جمع مي کنند تا قبل از ساعت 8 شب در فرودگاه باشند و گرنه بايد تا 3 صبح فردا معطل بمانند تا ماموران محترم فرودگاه سر کارشان حاضر شوند. اينک پيونگ يانگ است و از غرش لحظه به لحظه موتور هواپيماها بر فراز شهر خبري نيست.
خلاصه قبل از 8 شب همه به فرودگاه مي رسند و با همان تشريفاتي که وارد شدند، بدرقه مي شوند. نمي دانم بايد درباره پذيرايي کره شمالي چه بگويم؛ اگر بگويم خونگرم وخوش استقبال بودند که اغراق کرده ام و اگر بگويم سرد و بي روح بودند که خدا را خوش نمي آيد. ظاهراً اهالي اين کشور يک چيز منحصر به فرد و غير عادي هستند؛ همين.
توي هواپيما هم کلي به اين موضوع فکر کردم اما بهتر از همين 2کلمه چيزي به ذهنم نرسيد، دلم براي تهران و شلوغي هايش تنگ شده. راستي با اولين بشقاب چلوکباب چه کار خواهم کرد؟
بنا شده دور از منابع نفت و گاز و همچنان در حال گسترش. عشق آباد پایتخت و بزرگترین شهر ترکمنستان است که میان صحرای کارا کوم و کوهستان کوپت داغ قرار گرفته است.
عشق آباد در اواخر قرن نوزدهم میلادی توسط روسها توسعه یافت و به شهری رونق یافته در مسیر راهآهن آسیای میانه مبدل شد. اما در ساعت ۱ صبح روز ۶ اکتبر ۱۹۴۸، شهر در کمتر از یک دقیقه با خاک یکسان شد. زلزلهای مهیب با قدرت ۹ در مقیاس ریشتر که بیش از ۱۱۰ هزار نفر را به کام مرگ کشید. سپس عشق آباد در دوران شوروی بازسازی شد و چهره مدرن آن چیزی بین لاس وگاس و پیونگ یانگ با مخلوطی از فوارههای بلاجیو ایتالیا و خیابانهای وسیع چون میادین رژه دوران استالین باقی ماند. عشق آباد اما در باطن شهری است آرامشبخش با اقامتگاههای ارزان و اندک دیدنیهای غریب.
خرید و تفریح انگیزههای اصلی سفر به عشق آباد در میان ایرانیان است. اغلب مسافران، خوشگذرانی در بارها و دیسکوهای هتلهای مجلل عشق آباد را به پرسهزنی در شهر و عیادت از موزهها ترجیح میدهند. رونق تجارت نفت به دولت ترکمنستان امکان ایجاد هتلهای بزرگ را در کنار فوارهها و قصرهای مرمرین بخشیده است.
بازارهای عشق آباد عمدهترین جاذبههای این شهر را تشکیل میدهند. معروفترینهای آنها تکه بازار، روسکی بازار، تالکوچکا (بازار هفتگی خارج از شهر) و آپتووی بازار (محل عمدهفروشی برخی از انواع مواد غذایی و وسایل مصرف همگانی)، بازار میر، بازار استوفانتان و بازار استاری یارمارکا میباشند.
اکثر یادمانها و دیدنیهای عشق آباد تازهساز هستند و تنها هدفشان ستایش از رئیس جمهور ترکمنباشی است. هنر فرشبافی مایه مباهات ترکمنها است و موزه جدید فرش ترکمن در میان اندک موزههای شهر دیدنیترینشان است. این موزه میزبان بزرگترین فرش جهان نیز هست. مرکز شهر نیز میزبان حصار قدیمی شهر است.
Present Iran was historically referred to as Persia until 1935 when Reza Shah Pahlavi formally asked the international community to call the country by its native name, Iran. But In 1959 due to controversial debates over the name, it was announced that both could be used
The First inhabitants of Iran were a race of people living in western Asia. When the Aryans arrived, they gradually started mingling with the old native Asians. Aryans were a branch of the people today known as the Indo-Europeans, and are believed to be the ancestors of the people of present India, Iran, and most of Western Europe
Recent discoveries indicate that, centuries before the rise of earliest civilizations in Mesopotamia, Iran was inhabited by human. But the written history of Iran dates back to 3200 BC. It begins with the early Achaemenids, The dynasty whose under the first Iranian world empire blossomed
Cyrus the Great was the founder of the empire and he is the first to establish the charter of human rights. In this period Iran stretched from the Aegean coast of Asia Minor to Afghanistan, as well as south to Egypt.The Achaeamenid Empire was overthrown by Alexander the Great in 330 BC and was followed by The Seleucid Greek Dynasty
After the Seleucids, we witness about dozen successive dynasties reigning over the country, Dynasties such as Parthian, Sassanid, Samanid, Ghaznavid, Safavid, Zand, Afsharid, Qajar and Pahlavi. In 641 Arabs conquered Iran and launched a new vicissitudinous era. Persians, who were the followers of Zoroaster, gradually turned to Islam and it was in Safavid period when Shiite Islam became the official religion of Iran
Since Qajar dynasty on, due to the inefficiency of the rulers, Iran intensely begins to decline and gets smaller and smaller. The growing corruption of the Qajar monarchy led to a constitutional revolution in 1905-1906. The Constitutional Revolution marked the end of the medieval period in Iran, but the constitution remained a dead letter.
During World Wars I and II the occupation of Iran by Russian, British, and Ottoman troops was a blow from which the government never effectively recovered.
In 1979, the nation, under the leadership of Ayatollah Khomeini, erupted into revolution and the current Islamic republic of Iran was founded
Throughout Iran's long history, in spite of different devastating invasions and occupations by Arabs, Turks, Mongols, British, Russians, and others, the country has always maintained its national identity and has developed as a distinct political and cultural entity
With a long-standing and proud civilization, Persian culture is among the richest in the world. Two and a half millennia of inspiring literature, thousands of poets and writers, magnificent and impressive architecture, live customs dating back to Zoroastrians over 3000 years ago, and other unique characteristics of the nation are rivaled by only a few countries.
Throughout the history, this grand treasure of Persia was gradually transferred to eastern and western nations. Iran's significant contribution into the world civilization in many respects is indispensable. Many ceremonies of the ancient Persians are the basis of western celebrations.
Among the ceremonies still being held are Norouz, Charshanbeh Suri, Sizdah Bedar, Yalda Night and Haft Sin. Sitting around Haft Sin and reciting Hafez, visiting family and friends during Norouz celebration, night of Charshanbeh Suri and jumping over the bonfire in the hope of getting rid of all illnesses and misfortunes, spending Sizdah Bedar, the 13th day of the New Year, in nature, are old interesting traditions coming from the Achaemenid Empire.
Another eminent feature of Persian culture is art. In fact culture and art are two closely interwoven concepts forming the soul of human civilizations. Persian exquisite carpets, subtle soulful classic music, outstanding tile work of unique blue mosques, old influential architectural style and countless brilliant literary works are famous in the world.
Persian or Farsi, is one of the world's oldest languages still in use today, and is known to have one of the most powerful literary traditions and potentials. Persian poetry with masterpieces of Saadi, Hafiz, Rumi and Omar Khayyam is well known around the world.
As all Persians are quick to point out, Farsi is not related to Arabic, it is a member of the Indo-European family of languages.
One more art intertwined with Persian culture, worth mentioning, is the art of cooking. Persian foods, accompanied by herbs and spices are product of the creativity, skill and patience of many generations of cooks.
Once you try a Persian food such as, Chelow Kabab, Ghormeh Sabzi, Gheimeh or Abgusht it will be hard for you to do without Persian food.
Undoubtedly, in this melting pot of civilization everybody will be overwhelmed by the beauties of the country and the depth of nation's colorful and lively culture.
Location
Iran is a country in southwestern Asia, located on the eastern side of the Persian Gulf. It lies at the easternmost edge of the geographic and cultural region known as the Middle East.
More than half of Iran's international border of 4,430 km is coastline, including 740 km along the Caspian Sea in the north and 1,700 km along the Persian Gulf and Oman Sea in the south. Bandar-e-Abbas is the largest harbor in the south of Iran located on the Strait of Hormoz, the narrow passage separating the Persian Gulf and Oman Sea through which tens of oil tankers are heading for various destinations in different corners of the world everyday.
Seasons
Iran is one of the few countries that have all four distinguished seasons. And at any time of the year, in each section of the country, one of the four seasons is visible. Iran's variety in terms of temperature, humidity and rainfall differs from place to place and season to season. Length of the seasons differs in different regions.
Natural Regions
One of the world's most mountainous countries, Iran contains two major ranges of mountains, the Alborz with the highest peak in Asia west of the Himalayas, Damavand (5671 m above sea level) and the Zagros that cuts across the country for more than 1,600 km extending from north west to the south east of the country. The peaks exceeding 2,300 m in these two ranges capture a considerable amount of moisture coming either from the Caspian Sea southward or the Mediterranean eastward.
Deserts of Iran
Iran is situated in a high-altitude plateau surrounded by connected ranges of mountains. The well-known deserts of Iran are at two major regions: 1) Dasht-e-Kavir, and 2) Kavir-e-Lut. They are both some of the most arid and maybe hottest areas of their kinds in the world.
The desert Pits of Iran
Kavir-e-Lut is the largest pit inside the Iranian plateau and probably one of the largest ones in the world. Kavir-e-Lut is a pit formed by broken layers of the earth.
Mountains of Iran
The whole area of Iran can be divided in to four parts: 1/2 mountains as one part, and 1/4 deserts and 1/4 fertile plains as the other part. There are two major ranges of mountains called the Alborz and the Zagros.
- The Alborz have been extended all the way from Azerbaijan to Afghanistan passing through the southern part of the Caspian Sea.
- The Zagros have covered a region from Azerbaijan to the west and SE of the country.
The highest peak of Iran (Middle East) called "Damavand", 5671m ASL. It is a burned-out volcano with a crater of 400m width. At times, sulfur gas ascends to the top and covers the peak like clouds.
Rivers of Iran
There is a vastly extended network of rivers in Iran most of which seasonally are filled with water. Some permanent rivers run from the Alborz or the Zagros to the Caspian Sea, Persian Gulf and Oman Sea. Some temporary rivers either run into a body of water or get dried before reaching any watershed.
Sea, Gulf & Lakes of Iran
Persian Gulf is situated at the south of Iran. It is almost 900km long from the Strait of Hormoz to Arvand Rud, the border river between Iran and Iraq. The Persian Gulf is one of the warmest bodies of water in the entire Middle East.
Oman Sea, situated at the south of Iran, connects the Persian Gulf to the Indian Ocean. With an approximate area of 903,000 km?, the Oman Sea is surrounded by Iran and Pakistan at the north, Deccan peninsula at the east and Arabia peninsula at the west.
Iran has got small ports at its shorelines with the Oman Sea like Chabahar, Gavater and Jask.
Since antiquity, the Strait of Hormoz and the Oman Sea have always been strategic waterways. Today, tens of gigantic oil tankers carry oil everyday from the countries in the region through this route to different parts of the world.
With an area of approximately 371,000sq.km, Caspian Sea in the largest body of inland water all over the world, which is situated at the north of Iran. Its neighboring countries are Iran at the South, Turkmenistan at the SE, Kazakhstan at the NE and north, Russia at the NW and Azerbaijan at the SW.
The Iranian shorelines are approximately 992km from the East to the West. The average level of of the Caspian Sea is 28m below sea level. There are geographic areas born at the Iranian shorelines because of the changes in the level of the sea, like Miankaleh Peninsula, Ashuradeh IslandHossein Qolly Bay, Gorgan Bay and Anzaly Bay.
There are permanent and temporary lakes in Iran depending on the amount of water in them in different seasons. Such as Uromiyeh Lake, Zaribar Lake, Hamun Lake, Parishan Lake and Maharlu Lake.