نقش رستم :
نقش رستم نام یک پایگاه باستانی در استان فارس ایران است که یادمان هایی از عیلامیان ، هخامنشیان و ساسانیان را در خود جای داده است . از جمله یادمان های نقش رستم می توان به آرامگاه چند تن از پادشاهان هخامنشی ( از جمله داریوش کبیر و خشایارشا ) ، نقش برجسته هایی از وقایع مهم دوران ساسانیان ( از جمله تاجگذاری اردشیر بابکان و پیروزی شاپور اول بر امپراطوری روم ) بنایی موسوم به کعبه زرتشت و نقش برجسته ویران شده ای از دوران عیلامیان اشاره کرد . نقش رستم در فاصله 6 و نیم کیلومتری از تخت جمشید واقع شده است و نام آن مانند نام های تخت جمشید، نقش رجب و بسیاری نام های مکانهای تاریخی دیگر وجه تسمیه تاریخی ندارد .
آرامگاه هخامنشی :
* آرامگاه دایوش اول : از بین چهار آرامگاه موجود فقط این آرامگاه کتبه دارد و تعلق آن به داریوش اول محرز است . در شاخه بالایی آرامگاه شاه با لباس پارسی و کمان به دست بر روی سکویی سه پله ایستاده و در حال انجام مراسمی است که می تواند شاهی یا مذهبی باشد . تصویر فروهر یا به عقیده ای اهورا مزدا در بالای سر و پیشانیش پادشاه قرار گرفته است و شاه دست خود را به علامت احترام رو به این تصویر گرفته . سی تن از نمایندگان قبایل مختلف تخت شاهی و سکوی سه پله روی آن حمل می کنند . در قسمت میانی آرامگاه حفره ای وجود دارد که ورودی آن مشابه درها و سر ستون های هخامنشی در سنگ حجاری شده و نمایی از یک ساختمان مشابه ساختمان های تخت جمشید را نشان می دهد . درون حفره ی آرامگاه سه اتاقک در دل کوه کنده شده است که در هر یک سه گور صندوق مانند قرار داد . تمام این اتاقک ها و گورها خالی اند و احتمالاً توسط لشکر اسکندر غارت شده اند .
* آرامگاه خشایارشا : این آرامگاه در سمت راست آرامگاه داریوش اول قرار گرفته و بجز فقدان کتیبه و برخی اختلافاهای جزئی در نقش های برجسته ، کاملاً مشابه آن آرامگاه است . از میان آرامگاههای چهار گانه مورد بحث ، آرامگاه خشایارشا بهتر از همه حفظ شده است و جزئیات سنگ تراشی های آن سالم مانده اند . معماری داخل حفره ی آرامگاه با آرامگاه داریوش اول تفاوت اساسی دارد .
* آرامگاه داریوش دوم : این آرامگاه غربی ترین ( منتهی الیه سمت چپ ) آرامگاه هخامنشی نقش رستم است و آن را به داریوش دوم منتسب می دانند .
یادمان های ساسانی :
* تاج گذاری اردشیر بابکان : این یادمان در گوشه شرقی محوطه در ارتفاع دو متری از سطح زمین قرار گرفته و با توجه به کتیبه های آن به سه زبان فارسی میانه ، پارتی و یونانی صحنه ای را نشان می دهد که اردشیر بابکان دارد حلقه شاهی را از اهورا مزدا دریافت می کند ، هم شاه و هم اهورا مزدا سوار بر اسب اند و زیر پای اسب هر کدام یک نفر افتاده است . فرد زیر پای اسب اردشیر باید اردوان ( آخرین شاه اشکانی ) باشد و دیگری اهریمن .
* پیروزی شاپور اول بر امپراطوران روم : این یادمان نزدیک به سطح زمین و در فاصله ی ده متری سمت چپ مقبره داریوش اول قرار گرفته است و شکست والرین و فیلیپ عرب از شاپور اول را نشان می دهد . کریتر ، موبد بانفوذ عصر ساسانی پشت سر شاه قرار گرفته و مچ دست والرین در دست شاه است .
* بهرام دوم و درباریان او : این یادمان سمت راست یادمان تاج گذاری اردشیر بابکان قرار گرفته و بر روی نقش برجسته دیگری قرار دارد که احتمالاً مربوط به عیلامیان است . در این یادمان بهرام دوم و همراهان او نقش بسته اند و بجز شاه بقیه به حالت نیم تنه حجاری شده اند .
* نبرد بهرام دوم بادشمنان : درست زیر آرامگاه داریوش اول یادمانی با دو صحنه جنگ قرار گرفته است که بخش پایینی آن مربوط به بهرام دوم و بخش بالایی احتمالاً مربوط به بهرام سوم است .
* به شاهی رسیدن نرسی : سمت راست آرامگاه داریوش اول یادمانی قرار دارد که به شاهی رسیدن نرسی را نمایش می دهد . در این یادمان نرسی حلقه شاهی را از دست آناهیتا دریافت می کند .
* جنگ های آذر نرسه و هرمز دوم : این یادمان زیر آرامگاه اردشیر اول قرار دارد و دو صحنه جنگ را تصویر می کند .
* یادمان ناتمام : سمت راست آرامگاه داریوش اول یادمانی ناتمام قرار دارد که ظاهراً عملیات ساخت آن به دلیل حمله اعراب و سقوط پادشاهی ساسانی نیمه کاره مانده است . در میان این یادمان ، نوشته ای به خط نستعلیق و در بیست و چهار سطر به چشم می خورد که متن یک وقف نامه است و ارزش تاریخی ندارد ( مربوط به سال 1237 قمری )
نکاتی در ارتباط با نقش رستم و نقوش آن :
* اسم علمی این مکان نیکیوپولیس یا همان شهر مردگان است که در زبان فارسی بنخانک یا خانه آخر اطلاق می گردد .
* یکی از ویژگی های مهم این گورستان قرینه بودن آنهاست .
* یکی از نکات جالب نماد 28 ملت است که با انگشتان خود تخت شاهی را حرکت می دهند و این نشان دهنده این است که هیچ اجباری بر آنان حاکم نبود .
* از ویژگی های مورد توجه در آرامگاه ها صلیب بودن آنها است که نمادی از چهار عنصر حیاتی آب ، باد ، خاک و آتش بوده است .
* دفن کردن مردگان موضوعی است خواندنی که خواندن این قسمت خالی از لطف نیست : بنابر اعتقاد مردم آن زمان هنگامی که فرد از دنیا می رفت روح شیطان در بدن او نفوذ می کرد و بر بدن او حاکم می گشت و باعث ایجادبوی بدی می شده است بنابراین افراد را در آب ، خاک و آتش نمی انداختند زیرا معتقد بودند که موجب آلودگی آنها می شود . بنابراین آنها را در قبرهایی در ارتفاع بالا ( کوه ) قرار می دادند تا پرندگان جسد آنها را بخورند و این موضوع تنها در مورد افراد عادی صدق می کرد و نه در مورد پادشاهان . در مورد پادشاهان به گونه ای بودند که آنها را در گورستان های مخصوص شان که در دل کوه بود قرار می دادند و این گورستان ها دارای درب های چوبی موقتی بوده و به این دلیل چوبی و موقتی بودن تا ظزفیت گورستان مورد نظر پر شود و با دفن آخرین پادشاه و تکمیل ظرفیت دربی سنگی و بدون نفوذ بر سر در آن قرار می دادند تا موجب عدم دسترسی افراد به آنجا شوند .
* نقش رستم در زمان حمله اسکندر تخریب گشت و دلیل ویران کردن این مجموعه توسط اسکندر ، گمان وی به خزانه بودن این مکان برای حکومت هخامنشیان بود
* اردشیر بابکان که به اردشیر دراز دست مشهور بود و دلیل این لقب را می توان مورد زیر دانست :
- یکی از دستان او از دست دیگر بلند تر بود .
- دارای دستان بلندی بوده که به زانو هایش می رسیده .
- نشان دهنده قدرت شاهی وی بوده که حدود سیتره شاهی او را نشان می دهد .
* یکی از بناهای زیبا در مجموعه نقش رستم بدون شک آتشکده زرتشت بوده است و مورد استفاده موارد زیر بوده است:
- محل نگهداری کتب که سه کتیبه به زبان پهلوی ساسانی مربوط به شاپور اول در آن وجود داشته .
- آتشکده یا کعبه زرتشت بوده ( به دلیل مکعب بودن آن ) و از آنجایی که فاقد دودکش بوده حقیقت این نظریه را مورد سوال و کمرنگ جلوه می دهد .
- آرامگاه موقت شاهان بوده که به عنوان سرد خانه ای استفاده می شده است .
- آرامگاه کمبوجیه پسر کوروش بوده است .
* پلکان های کاخ آپادانا : جزئیات حجاری های پلکان رو به شمال کاخ آپادانا که نظامیان هخامنشی را نمایش می دهد . کاخ آپادانا در شمال و شرق دارای دو مجموعه پلکان است . پلکان های شرقی این کاخ که از دو پلکان یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب تشکیل شده اند ، نقوش حجاری شده ای را در دیوار کناره خود دارند . پلکان رو به شمال نقش هایی از فرماندهان عالی رتبه نظامی مادی و پارسی دارد در حالی که گل های نیلوفر آبی را در دست دارند ، حجاری شده است . در جلوی فرماندهان نظامی افراد گارد جاویدان در حال ادای احترام دیده می شوند . در ردیف فوقانی همین دیواره ، نقش افرادی در حالی که هدایایی به همراه دارند و به کاخ نزدیک می شوند ، دیده می شود . بر دیواره پلکان رو به جنوب تصاویری از نمایندگان کشورهای مختلف به همراه هدایایی که در دست دارند دیده می شود . هر بخش از این حجاری اختصاص به یکی از ملل دارد که نامبرده می شود :
1- مادی ها 2- عیلامی ها 3- پارت ها 4- سغدی ها 5- مصری ها 6- باختری ها 7- اهالی سیستان 8- اهالی ارمنستان 9- بابلی ها 10- اهالی کلیکیه 11- سکاهای کلاه تیز خود
12- ایوانی ها 13- اهالی سمرقند 14- فنقی ها 15- اهالی کاپادوکیه 16- اهالی لیدی
17- ارا خوزی ها 18- هندی ها 19- اهالی مقدونیه 20- اعراب 21- آشوری ها 22-لیبی ها
23- اهالی چشمه
کاخ آپادانا : کاخ آپادانا از قدیم ترین کاخ های تخت جمشید است . این کاخ به فرمان داریوش بزرگ بنا شده است ، برای برگزاری جشن های نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده می شده است . این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب غربی آن به « کاخ تچر » یا « کاخ آینه » ارتباط می یابد . کاخ آپادانا از 72 ستون تشکیل شده است که در حال حاضر 14 ستون آن پا برجاست ته ستون های ایوان کاخ گرد ولی ته ستون های داخل کاخ مربع شکل میباشد .
* کاخ تچر : تچر یا تچرا به معنای خانه زمستانی می باشد . این کاخ نیز به فرمان داریوش کبیر بنا شده و کاخ اختصاصی وی بوده است . روزی کتیبه ای آمده « من داریوش این تچر را ساختم » .
این کاخ یک موزه خط بشمار می رود از پارسی باستان گرفته در این کاخ کتیبه وجود دارد تا خطوط پهلوی بالای ستون ها از نمای جلویی های مصری استفاده شده است . قسمت اصلی کاخ توسط داریوش بزرگ و ایوان و پلکان سنگی جنوبی توسط خشایار شاه و پلکان سنگی غربی توسط اردشیر دوم بنا شده است .
* کاخ هدیش : این کاخ که کاخ خصوصی خشایار شاه بوده است در مرتفع ترین قسمت صفه تخت جمشید قرار دارد . این کاخ از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط دارد . احتمال میرود آتش سوزی از این مکان شروع شده است به خاطر نفرتی که آتنی ها از خشایار شا داشته اند به خاطر به آتش کشیدن آتن به دست وی . رنگ زرد سنگ نشان دهنده تمام شدن آب درون سنگ ها به خاطر حرارت است . اینجا مکان کوچکی بوده 6 × 6 ستون قرار داشته است . به خاطر ویرانی شدیدی که شده اطلاعات زیادی در مورد این کاخ در دسترس نیست خیلی ها از اینجا به عنوان کاخ مرموز نام برده اند . هدیش به معنای جای بلند می باشد و چون خشایار شاه نام زن دوم او هدیش بوده است نام کاخ خود را هدیش می گذارد ، این کاخ در جنوبی ترین قسمت صفه قرار دارد و قسمت های زیادی از کف از خود کوه می باشد .
* کاخ ملکه : این کاخ توسط خشایار شا ساخته شده است و به نسبت سایر بناها در ارتفاع پایین تری قرار گرفته است . بخشی از این کاخ در سال 1931 توسط شرق شناس مشهور ، پورفسور ارنست امیل هرتز فلد ، خاکبرداری و از نو تجدید بنا شد و امروز به عنوان موزه و اداره مرکزی تاسیسات تخت جمشید مورد استفاده قرار گرفته است .
* ساختمان خزانه شاهنشاهی : این ساختمان که شامل چندین تالار ، اطاق و حیاط تشکیل شده است با دیوار عظیمی از بقیه تخت جمشید جدا می شود .
* کاخ صد ستون : وسعت این کاخ در حدود 46000 متر مربع است و سقف آن به وسیله صد ستون که هر کدام 14 متر ارتفاع داشته اند ، بالا نگه داشته می شده است .
* کاخ شورا : به این مکان کاخ شورا یا تالار مرکزی می گویند . احتمالاً شاه در اینجا با بزرگان به بحث و مشورت می پرداخته است . با توجه به نقوش حجاری شده ، از یکی از دروازه ها شاه وارد میشده و از دروازه دیگر خارج میشده است . به این دلیل به اینجا کاخ شورا می گویند که در اینجا دو سر ستون انسان وجود داشته که جاهای دیگر نیست و سر انسان سمبل تفکر است .
* سرانجام تخت جمشید : مجموعه کاخ های تخت جمشید ، در سال ( 330 پیش از میلاد ) به دست اسکندر مقدونی به آتش کشیده شد و تمام بناهای آن را به صورت ویرانه درآمد . از بناهای بر جا مانده و نیمه ویرانه ، بناهای مدخل اصلی تخت جمشید است که به کاخ آپادانا معروف است و مشتمل بر یک تالار مرکزی با 36 ستون و سه ایوان 12 ستونی در قسمت های شمالی ، جنوبی و شرقی است که ایوان های شمالی و شرقی آن به وسیله پلکان هایی به حیاط های مقابل متصل و مربوط می شوند . بلندی صفه در محل کاخ آپادانا 16 متر و بلندی ستون های آن 18 متر است . این مجموعه در فهرست آثار تاریخی ایران و نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است .
* جایگاه کنونی این سازه : در دوره نو و با بازگشت و پیدایش حس میهن خواهی در میان ایرانیان و ارج گذاری به گذشتگان این سرزمین ، تخت جمشید اعتبار بیساری یافت در زمان حکمرانی خاندان پهلوی در ایران به این بنا توجه فراوانی گردید و محمد رضا شاه پهلوی جشن های دو هزار و پانصد سال شاهنشاهی ایران را در این سازه کهن انجام داد . با آغاز رویداد انقلاب اسلامی این سازه را یادگارشاهان خواندند و بسیار مورد بی مهری قرار دادند . ولی امروزه میتوان تخت جمشید را نام آورترین و دوست داشتنی ترین سازه در ایران و در میان ایرانیان و همچنین نماد شکوه گذشتگان دانست .
* هنرهای معماری تخت جمشید : یکی از هنرهای معماری در تخت جمشید این است که نسبت ارتفاع سردرها به عرض آن ها و همین طور نسبت ارتفاع ستون ها به فاصله بین دو ستون نسبت طلایی است . نسبت طلایی نسبت مهمی در هندسه است که در طبیعت وجود دارد . این نشانگر هنر ایرانیان باستان در معماری است .
نکاتی در ارتباط با مجموعه تخت جمشید :
* این بنا توسط شهرداری منطقه خریداری شده و با همکاری میراث فرهنگی در جهت حفظ آن تلاش می شود . طرح سازمان میراث فرهنگی برای این مکان از مرداد 82 آغاز و تا خرداد 84 خاتمه یافت و تلاشی بود برای دست نخورده بودن مجموعه .
* تخت جمشید تنها هویت ایرانی نیست بلکه یک میراث بشری است و مربوط به کل انسان های باهویت جهان .
* نظریه های تخریب تخت جمشید گوناگون بوده که دو مورد آن محتمل تر است :
- آتش زدن توسط اسکندر مقدونی و موضوع حمله ایران به آتن
- واسط بودن یک زن که نشان و نماینده ای از موضوعیت روسیی گری به نام تائیسم .
* تخت جمشید در ارتباطی گسترده با مردم ایران بوده و دلیل آن وجود استاندارانی نمونه در دوره هخامنشیان بود که به ساطراق معروف بودند .
* خشایار شاه در ارتباط با به دست گرفتن حکومت به حاکمان آینده اینچنین توصیه می کرد :
- انبار ( سیلو ) بسازند .
- مردم را به آموزش دعوت کنید .
- به موجودی خزینه دست نزنید .
مقدمه :
رمزو رازیست میان انسان و زمان که پیوسته می آیند تا بگذرند ، می آیند و می گذرند و لحظه های یاد نشدنی را باد با خود می برد و خاطره های ماندگار در باور روزگار می ماند . غنای منازل استان فارس چنان در قالیه خوشبوی تاریخ تازگی دارد که یار پری چهره و ساقی باده به دست در غزلیات سعدی و حافظ شیرازی که شاخه نبات دلربای او به یک کرشمه دل و دین از تماشاگر می رباید . پیش از این و به احتمال 700 سال پیش از میلاد مسیح پارسی ها به مناطق جنوبی تر ایران رهسپار شده و در سرزمین فارس امروزی سکونت گزیدند . جایی خوش میان کهکلویه و اصفهان و کوهزایی زاگرس که با سلسله جبال کوچک در شرق به انها می رسد .
در کتیبه های هخامنشی نام این سرزمین پارسه و در نوشته های یونانی پرسیس آمده و این همان نامی است که تا قرن های دراز اروپائیان ، ایران زمین را به این نام می شناختند . پهنای وسیع فارس در انتها به آسمان می رسد مثل دریا با قله های رفیع و دشت های بیکران ، چراگاه غزال و بوته های نرگس و درختان خودرو . شاید این همه شوکت به طفیل وجود دروازه قرآن باشد که به روزگار دیلمیان و در تنگه الله اکبر ساخته شده و کریم خان بر آن ویرانه ها طاقی نو بنا نهاد . اگر چه آن قرآن نفیس را دیر زمانی به یغما برده اند اما پس از مرمت یک جلد قرآن مجید بر آن نهادند که قوت قلبی است برای تمامی مسافران که نام حافظ را زیر لبت زمزمه می کند .
شیراز با حافظیه ، سعدی و ام خود همچنان می درخشد و خواهد درخشید . شهر ا یادگاری از روزهای با هم بودن ، از ماندن و رفتن و ... و فریاد است که شعر پر شور و راز گران این سرزمین را فریاد می زند .
امید آنکه این گزارش مورد توجه شما دوستان واقع شده و حرکتی باشد در جهت افزایش روحیه غیرت ایرانی مان .
در صبح روز جمعه ساعت 6:45 در تاریخ 7/4/1387 سفری جدید را شروع کردیم ، سفری که باب آشنایی مرا با مردمان جنوب کشورم باز می نمود . مردمانی که تنها با آنها تا به امروز از طریق کتاب ها و تصاویر تلویزیونی آشنا شده بودم و میراث آن سرزمین همواره مایه سباهات و افتخارم بشمار می آمد . این سفر می توانست مرا به آمال هایم که همانا انس با اجداد و نیاکانم بود متصل کند و این بهانه زیبایی بود برای شروع سفری تازه به سرزمین حافظ ، سعدی ، کوروش ، داریوش و جمشید .
همواره در بین راه با خود فکر می کردم که براستی ما ، دانشجویان رشته جهانگردی و خصوصاً خودم ، منی که اعتقاد به آداب و میراث سرزمین اجدادی ام ایران دارم ، آیا آمادگی قلبی برای درک این سفر و فهم ایران و ایرانی و میراث آن دارم یا خیر ؟ در این افکار بودم که اتوبوس سفر ما جهت خوردن صبحانه ما را به یک رستوران معرفی نمود و در ساعت 9 صبح دلی از غذا درآوردیم و پس از نیم ساعت توقف در این مکان سفر خود را ادامه ادامه دادیم . در بین راه از طریق بروشور ارائه شده توسط انجمن علمی رشته جهانگردی آشنایی مختصری با مکان های مورد بازدید در این سفر پیدا کردم و عطشم برای بازدید از این میراث های سرزمینم دو چندان شد . همه همه این احساسات با خرابی کولرهای اتوبوس ادغام شد تا من احساس بهتری نسبت به سفرمان و سختی های آن پیدا کنم . رستوران آفتاب در ساعت 30:14 در شهر ساوه منتظر ورودمان بود ، مائی که راهیان راهی با گرمایی طاقت فرسا بودیم . نهار را صرف کردیم و سفر را از نو آغاز . در طول سفر با خود فکر کردم که چه کار کنم تا خاطره این سفر ، بسی زیباتر از سفر به کاشان از آب درآید ، بخاطر همین تصمیم گرفتم لحظه به لحظه این سفر را با دوربین و چشمانم ثبت نمایم . دیگر شب شده بود و ما به اصفهان پایتخت فرهنگی جهان اسلام رسیده بودیم . گرانی هتل های اصفهان ، نشان از این داد که دیگر باید در این سفر از جاذبه ها و مردمان شیرین سخن اصفهانی چشم بپوشیم . در ساعت 23 شب بود که به رستوران شاندیز در جاده بین راهی شیراز – اصفهان رفتیم و پس از صرف شام در این مکان بیاد ماندنی با ساختار زیبایش راه شیراز را در پی گرفتیم . در سکوت بین شب و خفگی هوا همواره به رویداد های تاریخ کشورم و تصاویر جدیدی که در ذهنم نقش خواهد بست فکر می کردم . در ساعت 8 صبح به هتل هدیش شیراز رسیدیم ، هتلی که با کیفیت بالای خود به نسبت هتل سفر گذشته مان نشان از داشتن اوقات خوشی در این مکان به من می داد . فرصت 3-4 ساعته برای استراحت بعد از سفر ، زمان مناسبی برایم بود تا در خفتگی دیگر دانشجویان گشتی کوتاه در شیراز بزنم و اطلاعاتی هر چند اندک از مردم محلی بدست بیاورم ، آنچه که در اصطلاح علمی آن مطالعه میدانی نامیده می شود .
و اکنون شیراز را از آینه چشمان خود ، کتاب ها و سایت های اینترنتی اینگونه بیان می دارم .
شیراز
یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان فارس در جنوب غربی کشور است ، شهری با جاذبه های جهانگردی فراوان و معروف به شهر شعر ، ادب و گل و زیبایی . شهری که در ایران ، پایتخت فرهنگی نامیده می شود .
پیش از اسلام :
نخستین بار نام شیراز را می توان در لوح گلی عیلامی متعلق به 4000 سال پیش مشاهده نمود . در این لوح شیراز «Tirazis » نامیده شده است که در فارسی باستان « شیرازیش » تلفظ می گردیده . همچنین نام شیراز در مهرهای رسمی ساسانیان ، مشکوفه در شراق شیراز بچشم میخورد . در کتیبه های میخی کشف شده در تخت جمشید نیز نام شیراز آورده شده است . شیراز یکی از مهمترین شهرها در دوره هخامنشیان بوده است .
پس از اسلام :
پس از حمله اعراب به ایران و انحطاط شهر استخر ، اهمیت شهر استخر به شیراز منتقل شد . در قرن چهارم و پنجم هجری قمری سلسله آل بویه فارس ، شیراز را به پایتختی برگزیدند و مساجد ، قصرها ، کتابخانه و حصاری در آن بنا نمودند . در حمله چنگیز خان ، شیراز از تخریب و قتل و عام در امان ماند چرا که حکمرانان محلی به پرداخت مالیات به مغولان رضایت دادند . . شیراز همچنین از قتل و عام تیمور نیز در امان ماند زیرا شاه چراغ ، فرماندار فارس تسلیم شد . در قرن شیزدهم میلادی ، شیراز به دلیل رونق علم و فرهنگ به دارالعلم معروف شد . از جمله صوفیان و شاعران بزرگ می توان به سعدی ، حافظ ، روزبهان و ملاصدرا اشاره نمود . در دوره صفویه و حکومت شاه عباس ، شیراز تحت زمام امام قلی خان دارای رونق بود و وی بناهای با شکوهی در شیراز ساخت . پس از حمله افغان ها به ایران و سقوط صفویه ، دوران نزول شیراز آغاز گشت و سپس با شورش حکمرانان محلی در دوره افشاریان بر علیه نادر شاه ، این وضع بدتر شد . شیراز باز بسرعت رونق یافت . کریم خان زند شیراز را به عنوان پایتخت سلطنت خود برگزید . در دوره زندیه شیراز دارای سیستم آبیاری و زهکشی بود . در دوره قاجاریه نیز شیراز از اهمیت خاصی برخوردار بوده است و حکمرانی شیراز همواره به عنوان امتیاز ویژه ای بوده که به حکمرانان داده میشده است . بسیاری از باغ ها و ساختمانهای شیراز در این دوره ساخته شده اند .
مدرنسازی شیراز از دوره پهلوی آغاز گشت . در این دوره چندین بیمارستان دانشگاه و کارخانه در شیراز ساخته شد که مهمترین آنها را بترتیب میتوان بیمارستان نمازی ، دانشگاه شیراز و پالایشگاه نفت شیراز را نام برد .
پس از انقلاب ، احیا و مرمت آثار تاریخی مورد توجه قرار گرفته است که از مهمترین کارهای انجام گرفته میتوان به احیای ارگ کریم خان و مرمت و بازسازی آرامگاه خواجوی کرمانی و دروازه قرآن ، حمام وکیل و حافظیه اشاره نمود .
جغرافیا :
شیراز در ارتفاع 1486 متری از سطح دریا در دامنه کوه های دراک ، یمو ، سبز پوشان ، چهل مقام و بابا کوهی ( از رشته کوه زاگرس ) و در فاصله 919 کیلومتری جنوب تهران واقع شده است . جمعیت شیراز با 331/727/1 به عنوان چهارمین شهر پر جمعیت ایران است . آب و هوای شیراز معتدل بوده و در وسط این شهر رودی عبور می کند که به رودخانه خشک معروف است و در فصول زمستان و بهار آب دارد و به دریاچه مهار لو در جنوب شرق شیراز می ریزد . مساحت شیراز 340 کیلومتر مربع بوده که از این حیث سومین شهر ایران است .
مناطق شهری :
شیراز دارای 9 منطقه شهری است که هر کدام شهرداری خاص خود را داردند .
اقتصاد :
کشاورزی که بخشی مهم از اقتصاد شیراز و حومه آن بوده و دلیل آن فراوانی آب به نسبت بیابان های اطراف است .
تولیدات کشاورزی : انگور ، نارنج ، خرمالو ، ازگیل ، شلیل ، انار ، برنج ، گندم ،
شیراز یکی از سه قطب اصلی صنایع دستی کشور است .
صنایع دستی : خاتم سازی ، معرق کاری ، قالی بافی ، منبت کاری .
صنایع مهم شیراز عبارتند از : الکترونیک ، نفت ، سیمان ، لاستیک ، نساجی
لهجه شیرازی :
شیراز به شهر شعر ، شراب ، باغ ، گل ، بلبل معروف است . باغ در فرهنگ ایرانیان از جایگاه ویژه ای برخوردار است و شیراز از قدیم به داشتن باغ های بسیار و زیبا مشهور بوده است . شیراز از دوره باستان باغ های انگور فراوانی داشته و باعث شهرت جهانی شراب شیراز شده است . تعدادی از باغ های شیراز از لحاظ تاریخی بسیار حائز اهمیت هستند و به عنوان مرکز مهم توریستی بشمار می آیند ، که می توان به ارم ، عفیف آباد ، دلگشا و جهان نما اشاره نمود .
از جمله سوغات های شیراز می توان به خاتم ، آبلیمو ، آبغوره و بهار نارنج اشاره نمود که در این میان فالوده شیرازی را با شهرت جهانی اش نباید از یاد برد .
مکان های گردشگری :
شیراز همچنین مقصد گردشگری بسیاری از ایرانیان میباشد و هر ساله پذیرای صدها هزار مسافر ، بویژه در ایام نوروز است . برخی از جاهای دیدنی شیراز که در این گزارش توصیف و تفسیر نشده اشاره می کنم :
* آستانه
* مسجد نصیرالملک
* مسجد جامع عقیق
* مسجد خو ( شهدا )
* بقعه هفت تنان
* بقعه چهل تنان
* ساعت گل
* آرامگاه بابا کوهی
* کلیسای ارامنه
شهرهای خواهر خوانده :
شیراز با چهار شهر در کشورهای خارجی دارای پیوند خواهر خواندگی است :
* نیکو زیا ( قبرس )
* دوشنبه ( تاجیکستان )
* چونگ کینگ ( چین )
* یونا ( هند )
ورزش :
* دارای دو تیم مطرح در زمینه فوتبال است : برق شیراز – مقاومت شهید سپاسی
* دارای چند استادیوم ورزشی می باشد : حافظیه – شهدا ارتش – میانرود – المپیک
دانشگاهها :
* دانشگاه شیراز از جمله دانشگاههای مهم شیراز بشمار می آید به طوری که قدمت دانشکده علوم پزشکی آن به 60 سال می رسد .
* دانشگاه صنعتی شیراز ، دانشکده صنایع مخابرات راه دور ایران ، دانشکده صنعت الکترونیک و آموزشکده فنی مهندسی شهید باهنر
حمل و نقل :
* شیراز از اولین شهرهای ایران است که دارای شرکت اتوبوسرانی درون شهری شد . سازمان اتوبوس رانی شیراز و حومه در سال 1345 تاسیس شده است .
* شهر شیراز دومین شهر ایران پس از شهر تهران بود که دارای فرودگاه بین المللی شد . این فرودگاه در دوران سلطنت محمد رضا شاه پهلوی با نام فرودگاه بین المللی شیراز تاسیس شد که پس از انقلاب به نام فرودگاه بین المللی آیت الله دستغیب تغییر نام داده شد . فرودگاه شیراز پس از فرودگاه اما خمینی مجهزترین فرودگاه ایران است .
تا به اینجا مطالب ارائه شده ، نکاتی بودند که بنده از طریق کتاب ، سی دی و سایت ها و علی الخصوص استفاده از روش های میدانی بدست آوردم و حال شما را به خواندن ادامه رویدادهای سفرمان که با بهره گیری از سخنان دکتر اور مزدی تکمیل شده است دعوت می کنم .
پس از صرف نهار در هتل هدیش اصفهان بدلیل کمبود زمانی که تا سیاهی شب مانده بود تصمیم به بازدید از مکان های نزدیک به محل اقامتمان گرفتیم و نخستین سایت مورد بازدیدمان ارگ کریمخان بود .
ارگ کریمخان :
این ارگ در مرکز شهر شیراز قرار داشته و در دوره سلطنت زندیه ساخته شد و پس از آنکه کریم خان زند شیراز را به عنوان پایتخت و این ارگ را به عنوان مکان زندگی برگزید به ارگ کریمخانی معروف شد . این ارگ در زمان سلطنت سلسله پهلوی به عنوان زندان استفاده می شد و این امر آسیب های جبران ناپذیری را به آن واردساخت . این بنای عظیم هم اکنون زیر نظر سازمان میراث فرهنگی بوده که مرمت آن از چند سال پیش آغاز شده تا به عنوان موزه بزرگ فارس استفاده شود .
در ابتدا لازم می دانم قبل از توصیف ساختار ارگ به توصیفی کوتاه از ساختار معماری در شیراز بپردازم :
عیلامیان ، هخامنشان و ساسانیان از دوره های ساختار معماری در شیراز می باشند که نمود آنها را می توان در آثار باستانی متعلق به آن دوران مشاهده نمود اما در این میان دوره دیلمیان و زندیان با معماری خاص خود ، معماری مورد بحثی است که خود جای و زمانی دیگر را برای پرداختن به آن می طلبد . معماری در ایران بر خلاف آنچه را که همگان می پندارند تنها در عبودیت و بندگی خلاصه نمی شده بلکه به مسائل مادی همچون تاج گذاری پادشاهان و ... می پرداخت و انعکاس این موضوع را می توان در آثار نهفته و آشکار در طول تاریخ مشاهده نمود و همین بس که باید این معماری را در ایران ، معماری تلفیقی نامید . نقوش بکار رفته در معماری ایرانی همواره با نقوش طبیعت و حیوانات و نقش های ترنج و گل و مرغ با گرایش ویژه به طبیعت که جزء نقوش اسلیمی که همانا به معنای تسلیم و بندگی است و عبودیت را فریاد می زند درهم آمیخته بود .
تاریخچه ارگ کریم خان :
ساخت ارگ بین سالهای 1766 و 1767 میلادی انجام شد و کریمخان بهترین معماران زمان خود را جهت ساخت آن بکار گرفت . او مصالح بکار رفته شده در اگ را هم از داخل و هم از خارج ایران تهیه نمود . این بنا در دوره زندیه به عنوان محل استقرار حکومت و در دوره قاجاریه به عنوان محل زندگی فرمانداران محلی استفاده می گشت ( عبدالحسین میرزا فرانفرما ) حکمران فارس شخصی بود که فرمان بازسازی مینیاتورهای نقاشی شده این مکان را صادر کرد .
طراحی بنا :
بنای ارگ ترکیبی از دو معماری مسکونی و نظامی بود و بخش درونی ارگ با ایوانها و اتاق های نقاشی شده ، آبنماها و باغچه ها از ظرافت خاصی برخوردار است . سه ضلع شمال ، جنوب و غرب هر یک دارای یک ایوان و شش اتاق مسکونی در دو طرف آن است . ضلع شرقی شامل حمام و برخی امکانات خدماتی می باشد . برج و باروی چهار گانه به انضمام خندقی که سابقاً دور آن حفر شده بود نیز نقش دفاعی بنا را به عهده داشته اند . ارگ کریم خان در واقع دژ نظامی است که مدتی از آن به عنوان زندان و حال موزه ای برای جذب جهانگردی و توریست استفاده می شود . ارگ کریمخان یا ارگ کریمخانی با نام قلعه کریم خان نیز خوانده می شود . مساحت ارگ برابر با 4000 متر مربع می باشد و این ارگ دارای چهار دیوار بسیار بلند است که به وسیله 4 برج خشتی 14 متری به هم متصل گشته اند و دارای زاویه 90 درجه به هم می باشند . یکی از نکات جالب در این ارگ کاشی کاری سر در ورودی است که مربوط به یک ماجرای افسانه ای است که در دوره قاجار به آن اضافه شده است . در معماری این مکان آثار به صورت محراب دیده می شود که نشان و نماینده ای از آثار بجامانده در فلات مرکزی ایران است . از ویژگی های دیگر ارگ کریمخان وجود فضاهای زیرین و نقش آن در تهویه هوا بود از ویژگی های دیگر این ارگ که نمی توان از نظر دور داشت وجود حوض طویل در وسط آندومیک و سازگاری با طبیعت و همچنین گیاهان بومی عنصری دیگر در میان عناصر بکار برده شده در ارگ کریمخان بود که این خود بیانگر اصل مهم در معماری ایرانی یعنی تئوکراسی یا خرامحوری و طبیعت گرایی می باشد .
پس از بازدید از ارگ زیبای کریمخانی رهسپار دیدار از موزه پارس در ساعت 20:16 شدیم موزه زیبای پارس با داشتن آثار تاریخی خود آنچنان مرا مجذوب خود کرده بود که علارغم وجود سیستم های امنیتی الکترنیکی در جهت عدم عکسبرداری یا فیلم برداری نتوانست بر روحیه ماجراجوییم فایق آید ، هر چند در پایان این عملیات دشوار ، با تذکر کوچکی از نیروی امنیتی آنجا که بهم مشکوک شده مواجه شدم اما مایکل مور جهانگردی کار خود را کرده بود !
حافظیه :
حافظا از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست
ساعت 18 غروب یکی از حافظان مشهور قرآن در شیراز منتظرمان بود تا میزبانمان باشد . ساعت مورد بازدید ما در ساعت 18 روز شنبه 8/4/87 حافظیه شیراز بود . حافظیه نام مجموعه آرامگاهی شاعر برجسته ایرانی حافظ شیرازی است . پس از درگذشت حافظ گنبدی بر آرامگاه وی افراشته شد که در جلوی آن حوضی بزرگ قرار داشت که از آب رکنی پر می گشت . در سال 1189 هـ ق این کریم خان بود که عمارتی زیبا بر مقبره حافظ بنا کرد که مشتمل بر تالاری با چهل ستون سنگی یکپارچه و بلند و باغی بزرگ در جلوی آن بود و بر گور حافظ سنگی مرمرین نهاده شد که هنوز موجود است . در سمت شرقی صحن دیوار بلندی است که پشت آن آرامگاه خصوصی خانواده فربد و آرامگاه معدل ( محل کنونی دفتر انجمن دوستاران حافظ ) واقع شده است .
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت ، این عمارت در دوره قاجار تخریب شد تا اینکه در سال 1315 به کوشش علی اصغر حکمت بنای کنونی با بهره گیری از عناصر دوره کریم خان زند ساخته و یادمان های آن دوران توسط آندره گدار فرانسوی طراحی شد . و به اجرا درآمد .
پس از دیدار با مجموعه حافظیه و زیبایی های منحصر به فرد این امکان در چینش عناصر طبیعی رهسپار دیدار با یکی دیگر از ناموران سرزمین عشق و شعر و شکوه شدیم و آن سعدیه بود .
سعدیه :
مجموعه سعدیه سایت دیگری بود که در ساعت 43: 18 میزبانمان بود . برایم شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی ، از میان دیگر شعرای شیراز نمود بیشتری داشت . آشنایی با کتاب های گلستان و بوستان او بیش از دیگران مرا باروحیات این شاعر و حکیم و صد البته جهانگرد دوران های دور متصل کرده بود . حوض ماهی آرامگاه سعدی ، مظهر قنات و چشمه سعدی همواره مقدس و باورهای مردم به آن بسیار قوی است . و در آنجا بود که به یاد این شعر زیبای سعدی افتادم که می گفت : سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز پس از بازدید با مجموعه سعدیه نوبت به جایی رسید که دیدار آن آرزوی هر ایرانی است و آن بدون شک شاه چراغ بود .
شاه چراغ :
مسجد زیبای شاه چراغ با محوطه زیبا و بیاد ماندنی آن و معماری خاص خود در ساعت 19:50 میزبان بود . فضای عرفانی این مسجد را هیچگاه در طول زندگیم تجربه نکرده بودم و آنقدر غرق در عرفان وجودی این مکان شدم که حتی وقت معین شده برای حضورمان در این سایت را فراموش کردم و پس از خواندن نمازی بیاد ماندنی آماده بازگشت به محل اقامتمان ( هتل هدیش ) شدم .
اکنون ساعت 8:45 شده بود و بدون شک اولین روز بازدیدمان از شهر شیراز و آثار و بناهای تاریخی آن به اتمام رسیده بود و ما باید کم کم خود را آماده دیدار با بزرگترین مجموعه تاریخی ایران که نماد و نشانی از عظمت سرزمینمان می باشد آماده می کردیم . میراثی که نام و یادش وجود هر ایرانی را به تپش وا می دارد و تن هر بیگانه ای را به لرزش و ترس.
در ساعت 8 صبح 9/4/1387 پس از صرف صبحانه عازم بازدید از سایت پر شکوه تخت جمشید شدیم و پس از طی مسافتی حدود یک و نیم ساعت به این سایت تاریخی رسیدیم .
تخت جمشید :
تخت جمشید نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که سالیان سال پایتخت تشریفاتی هخامنشیان بوده است . باور عمومی ایرانیان بر این است که اسکندر مقدونی سردار یونانی که در 330 به ایران حمله کرد تخت جمشید را به آتش کشید و باینکار بخش عظیمی از کتاب ها ، فرهنگ و هنر هخامنشی را با این کار نابود نمود . اگر چه اخیراً مخالفتی بر این نظریه برخاسته اند و مدارکی ارائه می کنند . بهر حال ویرانهای این مکان هنوز هم در مرودشت در نزدیکی شیراز مرکز استان فارس بر پا است و باستان شناسان از ویرانه های آن نشانه های آتش و هجوم را تایید می کنند .
* نام تخت جمشید : این نام در زمان ساخت « پارسا » بود . یونانیان آن را پرسپولیس ( پارسه شهر ) خوانده اند . این بنا را تخت جمشید یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطوره ایران مینامند که در شاهنامه فردوسی آمده است .
* چگونگی ساخته شدن : ساخت تخت جمشید در حدود 25 قرن پیش در دامنه غربی کوه رحمت ، به عبارتی میترا یا مهر و در زمان داریوش کبیر آغاز گردید و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت . آنچنان که از خشت های نوشته شده بومی آیه زنان و مردان بیشماری در ساخت آن سهیم بوده اند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمه کارگری استفاده می نمودند . ساخت این مجموعه زیبا به روایتی 120 سال به طول انجامید .
* مکان و چگونگی سازه : کاخ های تخت جمشید در نزدیکی رود کوچک بلوار که به رود کر می ریزد ، بر روی سکوئی که ارتفاع آن بین 8 تا 18 متر بالاتر از سطح جلگه مرو دشت است ، بنا شده اند . در حالی که طرف شرقی آن بر روی کوه رحمت است و سه طرف دیگر با دیوارهای حافظ شکل داده شده اند و این دیوارها با توجه به شیب زمین تغییر ارتفاع می دهند . وسعت کامل کاخ های تخت جمشید 25 هزار متر مربع است که از بخش های مهم زیر تشکیل یافته است :
- کاخ های رسمی و تشریفاتی تخت جمشید ( کاخ دروازه ملل )
- سرای نشیمن و کاخ های کوچک اختصاصی
- خزانه شاهی
- دژ و باروی حفاظتی
* تحقیقات باستان شناسی : اولین کاوش های علمی توسط ارنست امیل هرتز فلد آلمانی در 1931 صورت گرفت . یافته های وی هنوز در این موسسه نگه داری می شود . هرتز فلد معتقد بود دلیل ساخت تخت جمشید نیاز به جوی شاهانه و با شکوه ، نمادی برای امپراطوری پارس و مکانی برای جشن گرفتن وقایع خاص به خصوص نوروز بوده است . معماری تخت جمشید به دلیل استفاده از ستون های چوبی مورد توجه قرار گرفته است . معماران تخت جمشید فقط زمانی از سنگ استفاده کرده اند که بزرگترین سروهای لبنان یا ساج های هند اندازه های لازم برای تحمل سقف را نداشته اند . در حالی که ته ستون ها و سرستون ها از سنگ بوده اند .
* پلکان های ورود سکو و دروازه خشایارشا : ورود سکو و پلکان است که رو به روی یکدیگر و در بخش شمال غربی مجموعه قرار دارند که همچون دستانی است که آرنج خودش را خم کرده و بر آن است تا مشتاقان خود را از زمین بلند کرده و در سینه خود جای دهد . این پلکان ها از هر طرف 111 پله پهن ( به ارتفاع 10 سانتیمتر ) دارند . بر خلاف عقیده بسیاری از مورخین که مدعی بودند ارتفاع کم پله ها به خاطر این بود که اسب ها نیز بتوانند از پله ها بالا بروند ، پله ها را کوتاهتر از معمول ساخته اند تا راحتی و ابهت میهمانان ( که تصاویرشان با لباس های فاخر و بلند بر دیوارهای تخت جمشید نقش بسته ) هنگام بالا رفتن حفظ شود . بالای پلکان ها ، بنای ورودی تخت جمشید « دروازه بزرگ » یا « دروازه خشایارشا » یا دروازه ملل قرار گرفته است . ارتفاع این بنا 10 متر است . این بنا یک ورودی و دو خروجی داشته است که امروزه بقایای دروازه های آن برجاست . بر دروازه غربی و شرقی طرح مردان بالدار و بر طرح دو گاو سنگی با سر انسانی حجاری شده است . این دروازه ها در قسمت فوقانی با شش کتیبه میخی تزئین یافته اند . این کتیبه ها پس از ذکر نام اهورا مزدا به اختصار بیان می کند که « هر چه بریده زیباست ، به خواست اورمزد انجام پذیرفته است . » در دروازه خروجی یکی رو به جنوب و دیگری رو به شرق قرار دارند و دروازه جنوبی روبه کاخ آپادانا یا کاخ بزرگ بار ، دارد .
* پلکان های کاخ آپادانا : جزئیات حجاری های پلکان رو به شمال کاخ آپادانا که نظامیان هخامنشی را نمایش می دهد . کاخ آپادانا در شمال و شرق دارای دو مجموعه پلکان است . پلکان های شرقی این کاخ که از دو پلکان یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب تشکیل شده اند ، نقوش حجاری شده ای را در دیوار کناره خود دارند . پلکان رو به شمال نقش هایی از فرماندهان عالی رتبه نظامی مادی و پارسی دارد در حالی که گل های نیلوفر آبی را در دست دارند ، حجاری شده است . در جلوی فرماندهان نظامی افراد گارد جاویدان در حال ادای احترام دیده می شوند . در ردیف فوقانی همین دیواره ، نقش افرادی در حالی که هدایایی به همراه دارند و به کاخ نزدیک می شوند ، دیده می شود . بر دیواره پلکان رو به جنوب تصاویری از نمایندگان کشورهای مختلف به همراه هدایایی که در دست دارند دیده می شود . هر بخش از این حجاری اختصاص به یکی از ملل دارد که نامبرده می شود :
1- مادی ها 2- عیلامی ها 3- پارت ها 4- سغدی ها 5- مصری ها
Present Iran was historically referred to as Persia until 1935 when Reza Shah Pahlavi formally asked the international community to call the country by its native name, Iran. But In 1959 due to controversial debates over the name, it was announced that both could be used
The First inhabitants of Iran were a race of people living in western Asia. When the Aryans arrived, they gradually started mingling with the old native Asians. Aryans were a branch of the people today known as the Indo-Europeans, and are believed to be the ancestors of the people of present India, Iran, and most of Western Europe
Recent discoveries indicate that, centuries before the rise of earliest civilizations in Mesopotamia, Iran was inhabited by human. But the written history of Iran dates back to 3200 BC. It begins with the early Achaemenids, The dynasty whose under the first Iranian world empire blossomed
Cyrus the Great was the founder of the empire and he is the first to establish the charter of human rights. In this period Iran stretched from the Aegean coast of Asia Minor to Afghanistan, as well as south to Egypt.The Achaeamenid Empire was overthrown by Alexander the Great in 330 BC and was followed by The Seleucid Greek Dynasty
After the Seleucids, we witness about dozen successive dynasties reigning over the country, Dynasties such as Parthian, Sassanid, Samanid, Ghaznavid, Safavid, Zand, Afsharid, Qajar and Pahlavi. In 641 Arabs conquered Iran and launched a new vicissitudinous era. Persians, who were the followers of Zoroaster, gradually turned to Islam and it was in Safavid period when Shiite Islam became the official religion of Iran
Since Qajar dynasty on, due to the inefficiency of the rulers, Iran intensely begins to decline and gets smaller and smaller. The growing corruption of the Qajar monarchy led to a constitutional revolution in 1905-1906. The Constitutional Revolution marked the end of the medieval period in Iran, but the constitution remained a dead letter.
During World Wars I and II the occupation of Iran by Russian, British, and Ottoman troops was a blow from which the government never effectively recovered.
In 1979, the nation, under the leadership of Ayatollah Khomeini, erupted into revolution and the current Islamic republic of Iran was founded
Throughout Iran's long history, in spite of different devastating invasions and occupations by Arabs, Turks, Mongols, British, Russians, and others, the country has always maintained its national identity and has developed as a distinct political and cultural entity
With a long-standing and proud civilization, Persian culture is among the richest in the world. Two and a half millennia of inspiring literature, thousands of poets and writers, magnificent and impressive architecture, live customs dating back to Zoroastrians over 3000 years ago, and other unique characteristics of the nation are rivaled by only a few countries.
Throughout the history, this grand treasure of Persia was gradually transferred to eastern and western nations. Iran's significant contribution into the world civilization in many respects is indispensable. Many ceremonies of the ancient Persians are the basis of western celebrations.
Among the ceremonies still being held are Norouz, Charshanbeh Suri, Sizdah Bedar, Yalda Night and Haft Sin. Sitting around Haft Sin and reciting Hafez, visiting family and friends during Norouz celebration, night of Charshanbeh Suri and jumping over the bonfire in the hope of getting rid of all illnesses and misfortunes, spending Sizdah Bedar, the 13th day of the New Year, in nature, are old interesting traditions coming from the Achaemenid Empire.
Another eminent feature of Persian culture is art. In fact culture and art are two closely interwoven concepts forming the soul of human civilizations. Persian exquisite carpets, subtle soulful classic music, outstanding tile work of unique blue mosques, old influential architectural style and countless brilliant literary works are famous in the world.
Persian or Farsi, is one of the world's oldest languages still in use today, and is known to have one of the most powerful literary traditions and potentials. Persian poetry with masterpieces of Saadi, Hafiz, Rumi and Omar Khayyam is well known around the world.
As all Persians are quick to point out, Farsi is not related to Arabic, it is a member of the Indo-European family of languages.
One more art intertwined with Persian culture, worth mentioning, is the art of cooking. Persian foods, accompanied by herbs and spices are product of the creativity, skill and patience of many generations of cooks.
Once you try a Persian food such as, Chelow Kabab, Ghormeh Sabzi, Gheimeh or Abgusht it will be hard for you to do without Persian food.
Undoubtedly, in this melting pot of civilization everybody will be overwhelmed by the beauties of the country and the depth of nation's colorful and lively culture.
Location
Iran is a country in southwestern Asia, located on the eastern side of the Persian Gulf. It lies at the easternmost edge of the geographic and cultural region known as the Middle East.
More than half of Iran's international border of 4,430 km is coastline, including 740 km along the Caspian Sea in the north and 1,700 km along the Persian Gulf and Oman Sea in the south. Bandar-e-Abbas is the largest harbor in the south of Iran located on the Strait of Hormoz, the narrow passage separating the Persian Gulf and Oman Sea through which tens of oil tankers are heading for various destinations in different corners of the world everyday.
Seasons
Iran is one of the few countries that have all four distinguished seasons. And at any time of the year, in each section of the country, one of the four seasons is visible. Iran's variety in terms of temperature, humidity and rainfall differs from place to place and season to season. Length of the seasons differs in different regions.
Natural Regions
One of the world's most mountainous countries, Iran contains two major ranges of mountains, the Alborz with the highest peak in Asia west of the Himalayas, Damavand (5671 m above sea level) and the Zagros that cuts across the country for more than 1,600 km extending from north west to the south east of the country. The peaks exceeding 2,300 m in these two ranges capture a considerable amount of moisture coming either from the Caspian Sea southward or the Mediterranean eastward.
Deserts of Iran
Iran is situated in a high-altitude plateau surrounded by connected ranges of mountains. The well-known deserts of Iran are at two major regions: 1) Dasht-e-Kavir, and 2) Kavir-e-Lut. They are both some of the most arid and maybe hottest areas of their kinds in the world.
The desert Pits of Iran
Kavir-e-Lut is the largest pit inside the Iranian plateau and probably one of the largest ones in the world. Kavir-e-Lut is a pit formed by broken layers of the earth.
Mountains of Iran
The whole area of Iran can be divided in to four parts: 1/2 mountains as one part, and 1/4 deserts and 1/4 fertile plains as the other part. There are two major ranges of mountains called the Alborz and the Zagros.
- The Alborz have been extended all the way from Azerbaijan to Afghanistan passing through the southern part of the Caspian Sea.
- The Zagros have covered a region from Azerbaijan to the west and SE of the country.
The highest peak of Iran (Middle East) called "Damavand", 5671m ASL. It is a burned-out volcano with a crater of 400m width. At times, sulfur gas ascends to the top and covers the peak like clouds.
Rivers of Iran
There is a vastly extended network of rivers in Iran most of which seasonally are filled with water. Some permanent rivers run from the Alborz or the Zagros to the Caspian Sea, Persian Gulf and Oman Sea. Some temporary rivers either run into a body of water or get dried before reaching any watershed.
Sea, Gulf & Lakes of Iran
Persian Gulf is situated at the south of Iran. It is almost 900km long from the Strait of Hormoz to Arvand Rud, the border river between Iran and Iraq. The Persian Gulf is one of the warmest bodies of water in the entire Middle East.
Oman Sea, situated at the south of Iran, connects the Persian Gulf to the Indian Ocean. With an approximate area of 903,000 km?, the Oman Sea is surrounded by Iran and Pakistan at the north, Deccan peninsula at the east and Arabia peninsula at the west.
Iran has got small ports at its shorelines with the Oman Sea like Chabahar, Gavater and Jask.
Since antiquity, the Strait of Hormoz and the Oman Sea have always been strategic waterways. Today, tens of gigantic oil tankers carry oil everyday from the countries in the region through this route to different parts of the world.
With an area of approximately 371,000sq.km, Caspian Sea in the largest body of inland water all over the world, which is situated at the north of Iran. Its neighboring countries are Iran at the South, Turkmenistan at the SE, Kazakhstan at the NE and north, Russia at the NW and Azerbaijan at the SW.
The Iranian shorelines are approximately 992km from the East to the West. The average level of of the Caspian Sea is 28m below sea level. There are geographic areas born at the Iranian shorelines because of the changes in the level of the sea, like Miankaleh Peninsula, Ashuradeh IslandHossein Qolly Bay, Gorgan Bay and Anzaly Bay.
There are permanent and temporary lakes in Iran depending on the amount of water in them in different seasons. Such as Uromiyeh Lake, Zaribar Lake, Hamun Lake, Parishan Lake and Maharlu Lake.