<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" 
  xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
  xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
  xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
  xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" >

<channel>
<title>جهانگردان    ::::دل نوشته های یک جهانگرد:::</title>
<link>http://www.hallajisani.com</link>
<description>جهانگرد</description>
<dc:language>en-us</dc:language>
<dc:creator>webmaster@phpnuke.ir</dc:creator>
<dc:date>13-6-1389</dc:date>

<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
<sy:updateBase>13-6-1389</sy:updateBase>

<item>
<title>برمودا</title>
<link>http://www.hallajisani.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=99</link>
<description><![CDATA[<div>مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره&zwnj;ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می&zwnj;گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی&zwnj;شود.</div>
<div>&nbsp;</div>
<div>وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می&zwnj;کند: &laquo; یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می&zwnj;گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می&zwnj;گردد. &raquo;</div>
<div>&nbsp;</div>
<div>این محل فتنه&zwnj;انگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن 6 هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می&zwnj;کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست اما بعد از 23 ثانیه پرواز ناگهان از صفحه رادار محو شد که هر شش هواپیما به طرز فوق&zwnj;العاده مشکوکی مفقود شدند.</div>
<div>&nbsp;</div>
<div>آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم روئیت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسه&zwnj;ها دیده نشد. هیچ حادثه&zwnj;ای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرت&zwnj;آورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه &zwnj;قایقها و کشتیهایی مفقود شده&zwnj;اند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشته&zwnj;اند.</div>
<div>&nbsp;</div>
<div>بر اثر مرور زمان سیل شایعات در باره این منطقه قوت گرفت. شایعاتی از قبیل وجود یک هیولای عظیم الجثه در آنجا، وجو معبری به جهان دیگر، وجود یک نیروی مغناطیسی قوی در آنجا و .... که اکثرا زائده تخیل مردم و منجمله روزنامه&zwnj;نگاران بود.</div>
<div>&nbsp;</div>
<div>تا این که فکر کنم یک سال پیش بود که در اخبار اعلام شد که دانشمندان پی به دلیل علمی ناپدید شدن کشتی ها در مثلث برمودا پی بردند. آنها با عکسبرداری هوایی و ماهواره ای از منطقه پی به وجود گسلها و دهانه هایی آتشفشانی بزرگی در منطقه بردند که از آنها گاز متان بیرون می&zwnj;آمد.</div>
<div>&nbsp;</div>
<div>جریان این گاز مکررا از دهانه این آتشفشان های ادامه داشته و موجب به ساطع شدن گاز از کف آب می&zwnj;شود. سقوط هواپیماها هم احتمالا به علت وجود گاز متان به نسبت زیاد در هوای اطراف هواپیما بوده و باعث توهم خلبان می&zwnj;شود. و موجب بیهوشی و یا گاه مرگ او می&zwnj;گردد. شاهد این مدعا هم وجود کف سفید رنگ در ساحل بر اثر خروج حباب های متان است که خلبانها بارها به آن اشاره کردند.</div>
<div>&nbsp;</div>
<div>اين مثلث برمودا هنوز يک راز بزرگه گاز متان و آتشفشان ممکنه باشه اما علت اصلي نيست هنوز کسي نتونسته اونجا رو ببينه تصاوير ماهواره اي هم منطقه ي مثلث شکلي رو نشون ميدن که تقريبا به صورت يه خشکيه که وسطش يه حالتي مانند گرداب بشدت عظيم وجود داره.
<div>در اطراف مثلث برمودا&nbsp; چندین کشور مانند کوبا، هاوایى و ده&rlm;ها جزیره دیگر قرار دارند. این مطنقه داراى آثار و جاذبه&rlm;هاى متعددى است. از ویژگى&rlm;هاى این منطقه طوفان خیز بودن آن است. هر ساله در اثر طوفان خساراتى به کشورهاى این منطقه وارد مى شود. روزنامه&rlm;ها و مجلات امریکایى در قرن بیستم، دهه 50 - 60 میلادى براى انحراف افکار مردم امریکا و پنهان کارى عملیات نظامى خود علیه کوبا ده&rlm;ها افسانه و داستان را درباره این مثلث ساخته و اسرارآمیز بودن منطقه را مطرح کردند. چون در همان زمان امریکا با تقویت ضد انقلابیون کوبا سعى در سرنگونى دولت کوبا داشت و این داستان&rlm;ها پوشش خوبى براى عملیات انهدام کشتى&rlm;ها و ضربه زدن به انقلابیون بود؛(1) بنابراین بسیارى از داستان&rlm;ها که ساخته&rlm;اند، جعلى است.<br />
برخى ادعا کرده&rlm;اند که مثلث برمودا، جزیره خضرا است که امام زمان(ع) در آن زندگى مى کند.(2) این ادعا مبنى بر گزارش&rlm;هاى على بن فاضل مازندارنى است. وى مدعى شده که به جزیره خضرا رفته و آن را محل زندگى امام زمان(ع) یافته است. برخى دیگر مانند ناجى نجّار گفته که مثلث برمودا جزیره خضرا است که على بن فاضل مازندرانى حدود هفتصد سال پیش به آن جا سفر کرده است. صحت این ادعا مبتنى بر دو پیش فرض است که هر دو منتفى است:<br />
یک: جزیره خضرا واقعیت داشته باشد و امام زمان(ع) در آن زندگى کند. اکثر اندیشمندان وجود جزیره خضرا را انکار نموده و آن را افسانه خوانده&rlm;اند.(3) علامه جعفر مرتضى مى نویسد: داستان جزیره خضرا نه از نظر سند درست است و نه از نظر متن و به هیچ وجه مجالى براى قبول یا اعتماد و اطمینان بدان وجود ندارد.(4)<br />
دو: امام زمان(عج) مکان معیّن داشته باشد که در آن جا زندگى کند، حال آن که - بر اساس روایات - امام&rlm;زمان مکان معیّن ندارد،اگر چه در برخى روایات آمده است که حضرت در مدینه واطراف آن زندگى مى کند.(5) در بعضى روایات دیگر به حضور حضرت در مکّه و اطراف آن اشاره شده است.(6) اما دسته دیگرى از روایات دلالت دارند که امام زمان(عج) به گونه ناشناس با مردم حشر و نشر داشته و مکان معیّنى ندارد و مردم او را نمى&rlm;شناسند.(7)<br />
از مجموع این روایت استفاده مى شود که حضرت مکان معیّن ندارد. بر این اساس باید گفت این ادعا که امام زمان(عج) در مثلث برمودا زندگى مى کند، قابل قبول نیست. رفت و آمد در جزیره برمودا براى دیگران امکان&rlm;پذیر است و اختصاص به گروه و افراد خاصى ندارد.</div>
<div>پی نوشت ها:<br />
1. ابوالفضل طریقه دار، جزیره خضرا - افسانه یا واقعیت، از ص 45 به بعد.<br />
2. جعفر مرتضى، دراسة فى علامات الظهور والجزیرة الخضراء، ص 273.<br />
3. ابوالفضل طریقه دار، همان، ص 211 به بعد.<br />
4. جعفر مرتضى، همان، ص 273.<br />
5. شیخ طوسى، کتاب الغیبه، ص 266.<br />
6. ابراهیم نعمانى، کتاب الغیبه، ص 182.<br />
7. همان، ص 164.</div>
</div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">99@http://www.hallajisani.com</guid>
<dc:subject>جاذبه گردش</dc:subject>
<dc:date>12-6-1389</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>نگاهی به علل ضعف گردشگری ایران</title>
<link>http://www.hallajisani.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=98</link>
<description><![CDATA[<p align="justify">هنوز و پس از گذشت ساليان دراز، صنعت گردشگري در ايران، نه تنها به سهم قابل قبولي درمحاسبه درآمد ملي دست نيافته است<br />
بلكه همين سهم ناچيز هم هر سال با افول بيشتري مواجه مي شود و اين در حالي است كه بنا به شهادت آمارهاي جهاني ايران جزو 5 كشور بالقوه توانمند در زمينه جذب گردشگر خارجي است. <br />
هرچند در مجامع علمي و مديريتي ايران بحث هاي فراواني بر سر اين مسئله شده است اما اغلب صاحب نظران گناه اين نقيصه را مثل هميشه به گردن مسئولين وفرهنگ جامعه مياندازند. <br />
اما بايد دانست اين دو مفهوم فوق العاده وسيع، مبهم، انتزاعي وبدون اشاره به وجود عيني وقابل مشاهده ي مشخص نه تنها از بار مشكلات كم نميكنند، بلكه بر پيچيدگي موضوع بيشتر از پيش مي افزايند. <br />
در اين مقاله سعي شده است تا با استفاده از نمونه هاي قابل مشاهده، به جستاري هر چند محدود در ساختار مديريتي ايران پرداخته ونقايص موجود در آنرا كه منتج به افول اين صنعت مي شود را نشان دهيم . <br />
1-مديريت غير تخصصي و نتايج فابل مشاهده: <br />
استفاده از مديران غير متخصص نه تنها مشكل صنعت گردشگري ايران، بلكه مشكلي عمده اما معمول در تمامي بخشهاي مديريتي در ايران است. <br />
فقط كافي است نگاهي به نمونه هايي چند بپردازيم: ماجراي آسفالت كردن سي و سه پل و پل خواجو اصفهان، پر كردن حفره هاي نقش رستم با سيمان كه منجر به پوسدگي حجم عظيمي از آن شده است، آب گرفتگي اثار تاريخي محوطه سيوند بر اثر ايجاد سد سيوند و احتمال آسيب ديدگي مقبره كورش به همين دليل، زير آب رفتن تپه ملا علي براثر احداث سد ملاصدرا، تخريب محوطه هاي باستاني بر اثر احداث جاده قزوين-رشت و... كه همگي نشان از مديريتي دارد كه از جزئي ترين روشهاي حفظ آثار باستاني اطلاع نداشته و بارها باعث شده است مهمترين توانهاي جذب گردشگر ما در معرض نابودي قرار بگيرد. <br />
2-ساختارهاي فراقانوني قدرت: <br />
ساختارها و روابط ميان نهادهاي اداري مختلف در ايران هنوز و به طور مشخصي نه بر پايه ي تعريف قانونمند، بلكه با تكيه بر قدرتهاي فراقانوني ونامريي، باندها و گروهاي سياسي و نفوذ وابستگي هاي موجود در سطوح مختلف قدرت شكل گرفته است. <br />
در نتيجه در نقاط تقابل طرحها و پروژه ها در ايران، پيروزي از آن سازمانهاي بانفوذ تر درساختار سياسي، اداري موجود در كشور است. سازمانهاي متولي موجود صنعت گردشگري ايران هم از ضعيف ترين و شكننده ترين رابطه در ساختار قدرت رنج ميبرند. بنابراين در تمامي منازعات موجود عموما اين صنعت گردشگري است كه بايد عقب نشيني كند. <br />
به طور مثال: منازعه ميراث فرهنگي وگردشگري بر سر نوع كاربري ابنيه تاريخي موجود با سازمانهايي مثل وزارت راه وترابري، اداره امور اتباع خارجه، وزارت ارشاد، سازمان زندانها، اداره اماكن، وزارت بهداشت، وزارت نيرو ،اداره منابع طبيعي و... كه عموما در تمام دعواهاي موجود اين ميراث فرهنگي وگردشگري است كه بايد با دريافت خصارتي جزئي عقب نشيني كند ودر اين ميان آثار تاريخي و گردشگري ما بايد سنگين ترين هزينه ها را براي اين بازي قدرت بپردازند. <br />
3-نگاه ارزشي مديران به صنعت گردشگري: <br />
شيوه هاي مديريت گردشگري در ايران نشان داده است كه اولويت هاي اين صنعت در ايران، نه اقتصادي است و نه اجتماعي، بلكه اولويت اصلي حفظ ارزشهاست. <br />
قوانين موجود براي گردشگران، برخلاف اكثر كشورهاي جهان براي ايجاد راحتي و جذابيت براي گردشگران نيست و بيش از هر چيز تكيه بر حفظ فرهنگ موجود ازهرگونه تغيير است. زيرا متاسفانه سياست مداران ايراني و حتي عامه مردم به گردشگران نه به مثابه يك انسان كه مي تواند باعث افزايش درامد ملي شده وحتي سفير و مبلغان فرهنگ موجود ايران در سرتاسر جهان شوند، بلكه به مثابه بيگانگاني كه درصددند به فرهنگ ايراني آسيب وارد كنند و براي جامعه مضرند. <br />
مطمئانا قوانين در مورد نوع پوشش، رفتار و كردار گردشگران اگر موجب آزار آنها شود به ضرر اين صنعت تمام خواهد شد. <br />
علاوه بر اين نگاه ارزشي به اين صنعت بارها و بارها منجربه تخريب ونابودي برخي از ابنيه تاريخي و تعطيلي بعضي اماكن فرهنگي وتفريحي، به دليل مغايرت با مسايل ارزشي شده است. <br />
بايد دانست در ميان مديران ايراني ارزشهاي اخلاقي - فرهنگي قبل از اقتصاد در اجراي طرحها اهميت دارند.به طور مثال آيت الله مكارم شيرازي اعلام كردند (( با توجه به منابع خدادادي ما كه ميتوان با برنامه ريزي مناسب از آن بهره برد ،به صنعت توريسم در صورت ناديده گرفتن ارزشهاي اسلامي نيازي نيست)). <br />
4-مديريت بدون بودجه، مديريت ناتوان: <br />
توجه شما را به اين خبرها جلب ميكنم: رئيس موزه ملي ايران گفت به منظور نمايش 10% از اشياي نگه داري شده در مخازن موزه ملي بايد فضاي فعلي موزه را 20 برابر افزايش داد. رئيس پژوهشكده باستان شناسي گفت ما فقط 0.45%در پژوهشهاي باستان شناسي ايران سهم داريم. <br />
اين اخبار وديگر اخبار مشابه نشان داده اند ما نه امكانات كافي براي اجراي طرحهاي جاذب داريم و نه بودجه لازم را. مديران ميراث فرهنگي وگردشگري بارها وبارها از كمبود امكانات و بودجه لازم شكايت كرده اند و اعلام كرده اند بودجه و امكانات موجود كفاف ايجاد موزه و واكتشافات باستانشناسي وحتي حفاظت موثر از اثار تاريخي را نمي دهند چه برسد به سرمايه گذاري براي جذب گردشگر! <br />
مشكل اصلي آنجاست كه مديران بخش هاي كلان هرگز به صنعت گردشگري به مثابه يك صنعت نگاه نكرده اند و از سرمايه گذاري هاي لازم سر باز زده اند و همچنان دلبسته درامد فرش و پسته و نفتند. <br />
جمع بندي پاياني: <br />
در پايان بايد گفت مديريت بر صنعت گردشگري نه تنها مديريتي غير تخصصي وارزشمدار است بلكه حتي با وجود مديريتي پرتوان، علمي و اقتصاد مدار هم نمي توان انتظارات زيادي داشت زيرا مسايلي از جمله وجود شبكه اي از ارتباطات فراقانوني قدرت، بي توجهي مسئولين رده بالا و برنامه ريز كشور، ودست آخر بودجه و امكانات فوق العاده ضعيف هر گونه تلاشي را ناكام مي گذارند. </p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">98@http://www.hallajisani.com</guid>
<dc:subject>phpnuke</dc:subject>
<dc:date>3-5-1389</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>رسم زندگی........</title>
<link>http://www.hallajisani.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=96</link>
<description><![CDATA[<p dir="ltr" align="center"><font size="2"><font size="2"><font size="2"><font size="2"><font size="2"><font size="2"><strong><font size="3"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font size="3"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font size="3"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font size="3"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif"><font face="Tahoma"><font face="Tahoma"></font></font><font color="#000000"><font face="Tahoma"><font face="Tahoma"><font face="Tahoma">:</font></font></font><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"> نامه چارلی چاپلین به دخترش</font></font><font size="2"><font size="2"></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></strong></font></font></font></font></font></font></p>
<p align="center"><font size="2"><font size="2"><font size="2"><font size="2"><font size="2"><font size="2"><strong><font size="3"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font size="3"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font size="3"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font size="3"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font size="2"><font size="3"><font color="#000000">تا وقتی قلب عریان کسی را ندیده ای بدن عریانت را نشان ند<font size="2"><font size="2">ه !</font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></strong></font></font></font></font></font></font></p>
<font size="2"><font size="2"><font size="2"><font size="2"><font size="2"><font size="2"><strong><font size="3"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font size="3"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font size="3"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font size="3"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font size="2"><font size="3"><font size="2"><font size="2"></font></font></font></font></font></font><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif">
<p align="center"><font color="#000000">هـیـچ گـاه چـشـم هـایـت ر<font size="2"><font size="2"><font size="3">ا</font></font></font></font></p>
<font size="2"><font size="2"></font></font><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"></font></font></font><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2">
<p align="center"><font color="#000000"><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif"><font size="3">برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان نکن</font></font><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"> !</font></font></font></font></p>
<font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"></font></font></font></font></font></font><font size="2"><font size="2">
<p align="center"><font color="#000000"><font size="3">قـلـبـت را خـالـی نـگـه دار ،</font><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2">&nbsp;</font></font></font></font></p>
</font></font></font><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" color="#000000" size="2">
<p>&nbsp;</p>
</font></font></font><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif"></font><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font size="2">
<p align="center"><font size="3"><font color="#000000">اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی<font size="2"><font size="2"></font></font></font></font></p>
<font size="3"><font size="2"><font size="2"></font></font></font></font></font><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2">
<p dir="ltr" align="center"><font color="#000000"><font size="3"><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif">&nbsp;سـعـی کـن کـه فـقـط یـک نـفـر بـاشـد ...</font></font><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"> </font></font></font></font></p>
<font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"></font></font></font></font></font></font><font size="2"><font size="2">
<p dir="ltr" align="center"><font size="3"><font color="#000000">به او بگو تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دار<font size="2"><font size="2">م</font></font></font></font></p>
<font size="3"><font size="2"><font size="2"></font></font></font><font size="2"><font size="2"></font></font></font></font><font size="2"><font size="2"></font></font></font><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif"></font><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2">
<p dir="ltr" align="center"><font size="3"><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif" color="#000000">زیـرا بـه خـدا اعـتـقـاد و بـه تـو نـیـاز دارم</font></font></p>
</font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></strong></font></font></font></font></font></font>]]></description>
<guid isPermaLink="false">96@http://www.hallajisani.com</guid>
<dc:subject>دل نوشته ها</dc:subject>
<dc:date>2-4-1389</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>می گذرد؟</title>
<link>http://www.hallajisani.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=95</link>
<description><![CDATA[<p align="center"><font size="3"><strong><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif"></font></strong></font></p>
<p align="center"><font size="3"><strong><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif">می نویسم از آنچه برایم حقیقت نیست</font></strong></font></p>
<p align="center"><font size="3"><strong><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif"></font></strong></font></p>
<p align="center"><font size="3"><strong><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif">در لابه لای پـیـچ و خـم زنـدگی زمان بـه سرعـت مـیگذرد</font></strong></font></p>
<p align="center"><strong><font face="Georgia" size="3"></font></strong><font size="3"><strong><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif">و در هر ثانیه اش هزارن اتفاق می افتد<br />
<br />
و درون قلب خسته ی من نیز غم شادی جا میگیرد </font></strong></font></p>
<p align="center"><font size="3"><strong><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif">و آن زمـــان کـــه دلـــم&nbsp; تـــنـگ و نـــگــاهم ابــری&nbsp;مــی شــود <br />
<br />
غصه های روزگار بر شانه هایم سنگینی می کند</font></strong></font></p>
<p align="center"><font size="3"><strong><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif">و بغضی عجیب گلویم را می فشارد <br />
<br />
و این دلکده ی کوچک تنهاییم است که مونس لحظات سرد زندگیم می شود ...</font></strong></font></p>
<p align="center"><font size="3"><strong><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif">در این دنیای وانفسا هر کس دغدغه خاص خود را دارد&nbsp;<br />
<br />
&nbsp;<font size="3"><strong><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif">یکی دردش از بی دردیست و دیگری برای نان شبش ضجه میزند </font></strong></font></font></strong></font></p>
<p align="center"><font size="3"><strong><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif"><font size="3"><strong><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif"><font size="3"><strong><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif">و من با تمام داشتن های دنیا خودم را ندارم و</font></strong></font></font></strong></font></font></strong></font></p>
<p align="center"><font size="3"><strong><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif"><font size="3"><strong><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif"></strong></font></font></strong></font><font size="3"><strong><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif">از خودم و دنیایم دورم ...</font></strong></font><font size="3"><strong><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif"><br />
<br />
رسم روزگار هیچ گاه نگذاشت برای خودم باشم و زندگی کنم ...</font></strong></font></p>
<p align="center"><font size="3"><strong><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif">از خنده های تلخ ظاهریم هیچ کس پی به درون متلاطمم نمی برد و هرگز <br />
<br />
فریاد بی صدای مرا کسی نمی شنود </font></strong></font></p>
<p align="center"><font size="3"><strong><font face="Georgia, Times New Roman, Times, Serif">با این حال روند زندگی ادامه دارد <br />
<br />
و من چشم دوخته ام به آینده نامعلومی که در پیش رو دارم ...</font></strong></font></p>
<p align="center"><strong><font face="Georgia" size="3"></font></strong></p>
<p align="center"><strong><font face="Georgia" color="#0000ff" size="3">اما من می دانم که چقدر خوشبختم چون آینده برای من است</font></strong></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">95@http://www.hallajisani.com</guid>
<dc:subject>دل نوشته ها</dc:subject>
<dc:date>2-4-1389</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>لاویج کجاست؟</title>
<link>http://www.hallajisani.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=94</link>
<description><![CDATA[<div id="pbody">
<p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><strong>لاویج یکی از دهستانهای شهر چمستان نور در استان مازندران می باشد که در پای سلسله جبال البرز قرار دارد و دارای موقعیت پای کوهی است.در عرض جغرافیایی ۳۶درجه و ۲۵دقیقه شمالی&nbsp;وطول جغرافیایی&nbsp;۵۲درجه و ۴دقیقه شرقی در ارتفاع ۷۳۹متری از سطح دریا قراردارد.(۱)</strong><strong><br />
<strong>این دهستان متشکل از ۹ روستا میباشدکه عبارتند از رئیس کلا (مرکز دهستان)-دیزینکلا-بهبنک-کرچی-</strong> <strong>کیاکلا-ملاکلا-خطیب کلا-ملا محله-سادات محله .</strong><br />
<strong>همه روستا ها در پای کوهها مستقر میباشند و دور تا دور دهستان لاویج را حصار بلندی از کوههای البرز فرا گرفته است که در بهار و تابستان پوشیده از در ختان انبوه و سرسبز می شود که مناظر بدیع و دل انگیزی خلق می کند.این منطقه از آب و هوای بسیار مطبوع و خنکی در بهار و تابستان برخوردار می باشد که به همراه طبیعت و سرسبزی بی نظیر&nbsp; مسافران و توریستهای زیادی را در خود جذب می کند.</strong><br />
<strong>به طوری که می توان سوغات لاویج را هوای پاک و سالم و یک شب خوابیدن در دامن طبیعت آن در بهار</strong> <strong>و تابستان نام برد که خاطره آن سالها در ذهن مسافران خواهد ماند</strong> <br />
<strong>&nbsp;وجود آب گرم در این مکان و طبیعت بی نظیر آن علاقه مسافران را به ماندن در این مکان جلب می کند و این خود</strong></strong> <strong>نقش اقامتگاهها&nbsp;و رستوران ها را در این مکان بیش از پیش مهم جلوه می دهد.&nbsp;</strong><strong><br />
<strong>&nbsp;&nbsp;در حال حاضر دارای ۳ مسافر خانه در کنار آبگرم ۲ سوئیت و صدها خانه و ویلاهای اجاره ای می باشدکه با توجه به خیل عظیم مسافر در بهار و تابستان ظرفیت&nbsp;پذیرایی از همه مهمانان را ندارد</strong> <strong>و جا دارد تا</strong> <strong>در این زمینه بیشتر توجه گردد.</strong><br />
<strong>این ناحیه کوچک به وسعت لاویج دارای نواحی اکوتوریستی بی نظیری می باشد .از نواحی تفریحی وتوریستی آن می توان از: ۱.پارک جنگلی کشپل ۲.آبشار حرام او ۳.جاده های جنگلی ۴.آبگرم معدنی لاویج &nbsp;۵.سوردار ۶.جنگل اسیونگ ۷.مراتع و چمنزارهای نومه ۸. چشمه ها و رودخانه های&nbsp;پر آب و خروشان ۹.ییلاق زیبای ایزوا ۱۰.منطقه ییلاقی میر خمند و کوههای پوشیده از انبوه درختان و جنگلهای وسیع و بکر را نام برد. در ضمن این منطقه ۳۰ کیلومتر با نوار ساحلی خزر&nbsp;( با&nbsp;ماشین&nbsp;نیم ساعت تا دریا) فاصله دارد.</strong><br />
<br />
</strong></p>
</div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">94@http://www.hallajisani.com</guid>
<dc:subject>جاذبه گردش</dc:subject>
<dc:date>30-3-1389</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>زندگی کن....</title>
<link>http://www.hallajisani.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=93</link>
<description><![CDATA[*زندگي كن*<br />
<br />
*<br />
هنوز هم بعد از اين همه سال، چهره&zwnj;ي ويلان را از ياد نمي&zwnj;برم. در واقع، در طول<br />
سي سال گذشته، هميشـه روز اول مـاه کـه حقوق بازنشستگي را دريافت مي&zwnj;کنم، به<br />
ياد ويلان مي&zwnj;افتم ...<br />
<br />
ويلان پتي اف، کارمند دبيرخانه&zwnj;ي اداره بود. از مال دنيا، جز حقوق اندک کارمندي<br />
هيچ عايدي ديگري نداشت. ويلان، اول ماه که حقوق مي&zwnj;گرفت و جيبش پر مي&zwnj;شد، شروع<br />
مي&zwnj;کرد به حرف زدن ...<br />
<br />
روز اول ماه و هنگامي&zwnj;که که از بانک به اداره برمي&zwnj;گشت، به&zwnj;راحتي مي&zwnj;شد برآمدگي<br />
جيب سمت چپش را تشخيص داد که تمام حقوقش را در آن چپانده بود.<br />
<br />
ويلان از روزي که حقوق مي&zwnj;گرفت تا روز پانزدهم ماه که پولش ته مي&zwnj;کشيد، نيمي از<br />
ماه سيگار برگ مي&zwnj;کشيد، نيمـي از مـاه مست بود و سرخوش...<br />
<br />
من يازده سال با ويلان هم&zwnj;کار بودم. بعدها شنيدم، او سي سال آزگار به همين نحو<br />
گذران روزگار کرده است. روز آخر کـه من از اداره منتقل مي&zwnj;شدم، ويلان روي سکوي<br />
جلوي دبيرخانه نشسته بود و سيگار برگ مي&zwnj;کشيد. به سراغش رفتم تا از او خداحافظي<br />
کنم.<br />
<br />
کنارش نشستم و بعد از کلي حرف مفت زدن، عاقبت پرسيدم که چرا سعي نمي کند<br />
زندگي&zwnj;اش را سر و سامان بدهد تا از اين وضع نجات پيدا کند؟<br />
<br />
هيچ وقت يادم نمي&zwnj;رود. همين که سوال را پرسيدم، به سمت من برگشت و با چهره&zwnj;اي<br />
متعجب، آن هم تعجبي طبيعي و اصيل پرسيد: کدام وضع؟<br />
<br />
بهت زده شدم. همين&zwnj;طور که به او زل زده بودم، بدون اين&zwnj;که حرکتي کنم، ادامه<br />
دادم:<br />
همين زندگي نصف اشرافي، نصف گدايي!!!<br />
ويلان با شنيدن اين جمله، همان&zwnj;طور که زل زده بود به من، ادامه داد:<br />
تا حالا سيگار برگ اصل کشيدي؟<br />
گفتم: نه !<br />
گفت: تا حالا تاکسي دربست گرفتي؟<br />
گفتم: نه !<br />
گفت: تا حالا به يک کنسرت عالي رفتي؟<br />
گفتم: نه !<br />
گفت: تا حالا غذاي فرانسوي خوردي؟*<br />
<br />
*گفتم نه*<br />
<br />
*گفت: تا حالا همه پولتو براي عشقت هديه خريدي تا سورپرايزش كني؟<br />
گفتم: نه !*<br />
<br />
*گفت: اصلا عاشق بودي؟*<br />
<br />
*گفتم: نه<br />
گفت: تا حالا يه هفته مسکو موندي خوش بگذروني؟<br />
گفتم: نه !<br />
گفت: خاک بر سرت، تا حالا زندگي کردي؟<br />
با درماندگي گفتم: آره، ...... نه، ..... نمي دونم !!!<br />
<br />
ويلان همين&zwnj;طور نگاهم مي&zwnj;کرد. نگاهي تحقيرآميز و سنگين ....<br />
<br />
حالا که خوب نگاهش مي&zwnj;کردم، مردي جذاب بود و سالم. به خودم که آمدم، ويلان<br />
جلويم ايستاده بود و تاکسي رسيده بود. ويلان سيگار برگي تعارفم کرد و بعد<br />
جمله&zwnj;اي را گفت. جمله&zwnj;اي را گفت که مسير زندگي&zwnj;ام را به کلي عوض کرد.<br />
<br />
ويلان پرسيد: مي&zwnj;دوني تا کي زنده&zwnj;اي؟<br />
جواب دادم: نه !<br />
ويلان گفت: پس سعي کن دست کم نصف ماه رو زندگي کني*<br />
<br />]]></description>
<guid isPermaLink="false">93@http://www.hallajisani.com</guid>
<dc:subject>دل نوشته ها</dc:subject>
<dc:date>3-3-1389</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>life</title>
<link>http://www.hallajisani.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=92</link>
<description><![CDATA[<p align="left">*Life is short, Break the rules, Forgive quickly, Kiss slowly, Love truly,<br />
Laugh uncontrollably, And never regret anything that made you smile..<br />
</p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">92@http://www.hallajisani.com</guid>
<dc:subject>دل نوشته ها</dc:subject>
<dc:date>3-3-1389</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>سفر....</title>
<link>http://www.hallajisani.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=88</link>
<description><![CDATA[<div class="article-content">
<div dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><font style="BACKGROUND-COLOR: #ffffff"><font color="#000000">سفر اکوتوریسم از خانه شروع میشود، زمانی که اکوتوریست در حال انتخاب وسایل مورد نیاز سفر است. میتوانیم کوله او را کوله اکوتوریست بنامیم. شاید در نگاه اول این موضوع به نظر شما خسته کننده و یا بی&zwnj;اهمیت باشد، درحالیکه هرچه بیشتر در این باره تفکر و یا مطالعه کنید، به پیچیدگی، جذابیت و اهمیت این موضوع پی می&zwnj;برید.<br />
<br />
در مرحله انتخاب وسایل مورد نیاز سفر، مطمئنا سلیقه شما، مقصد، شرایط آب و هوا ، طول سفر، سن و جنس شما، نوع سفر، وسیله حمل و نقل، وسایلی که باعث آرامش بیشتر شما در سفر میشوند و شرایط اجتماعی- فرهنگی جامعه میزبان همگی روی محتویات کوله شما تاثیر می&zwnj;گذارند.<br />
&bull;&nbsp;&nbsp; &nbsp;مهمترین توصیه سبک بودن کوله سفر است، زیرا اولا هرچه سبک&zwnj;تر سفر کنید، انرژی کمتری در حمل و نقل مصرف خواهد شد. ثانیا سبک سفر کردن باعث میشود بتوانید از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنید. ثالثا کمتر همراه داشتن وسایل غیر ضروری حس کهتری اقتصادی جامعه میزبان را کمتر تحریک میکند و در نهایت شما از اقتصاد محلی با گذاشتن فضای خالی در کوله تان و خرید از مردم محلی در برگشت حمایت خواهید کرد.<br />
&bull;&nbsp;&nbsp; &nbsp;مطالعات خود را درباره مقصد، قبل از شروع سفر انجام دهید و به جای برداشتن کتابهای راهنمای سفر، یادداشتهای خود را بردارید. از خرید کتابهای قدیمی راهنمای سفر خودداری کنید. برای یاد گرفتن عبارات سودمند و تشکر و سلام کردن به مردم محلی میتوانید از کتابهای مرتبط اطلاعات لازم را به دست آورید.<br />
&bull;&nbsp;&nbsp; </font></font><font style="BACKGROUND-COLOR: #ffffff"><font color="#000000">&nbsp;لباسهای غیر نو، بدون زرق و برق، زود خشک شو، آستین بلند و به رنگهای متداول در طبیعت که باعث می شوند توجه بیش از حد مردم محلی را به خود جذب نکنید و حیوانات منطقه را از خود نرانید به تن کنید.<br />
&bull;&nbsp;&nbsp; &nbsp;از ملحفه سبک استفاده کنید. یک کیسه پارچه ای برای جدا کردن لباسهای تمیز و کثیف خود در کوله داشته باشید.<br />
&bull;&nbsp;&nbsp; &nbsp;</font></font><font style="BACKGROUND-COLOR: #ffffff"><font color="#000000">مواد دفع کننده حشرات و ضد آفتاب تهیه شده از مواد طبیعی، کیف کمکهای اولیه و ژل ضدعفونی کننده برای استفاده بعد از دستشویی همراه داشته باشید.<br />
&bull;&nbsp;&nbsp; &nbsp;به جای برداشتن MP3 Player و گوشی به صداهای مکانی که از آن دیدن می کنید گوش کنید و تلاش کنید با مردم گفتگو کنید.<br />
&bull;&nbsp;&nbsp; &nbsp;چنانچه آشنایانی در مقصد دارید، برای آنها عکس و یا هدیه کوچکی از محل زندگی خود ببرید.<br />
&bull;&nbsp;&nbsp; &nbsp;</font></font><font style="BACKGROUND-COLOR: #ffffff"><font color="#000000">یک مداد و دفتر یادداشت کوچک به جای Packet PC همراه داشته باشید.<br />
&bull;&nbsp;&nbsp; &nbsp;یک ساعت ارزان زنگ داربه همراه داشته باشید تا به موقع سر قرارهای خود حاضر شوید.<br />
&bull;&nbsp;&nbsp; &nbsp;فتوکپی از مدارک سفر خود به همراه داشته باشید تا در صورت مفقود شدن اصل آنها این مدارک بتوانند به شما کمک کنند.<br />
&bull;&nbsp;&nbsp; &nbsp;</font></font><font style="BACKGROUND-COLOR: #ffffff"><font color="#000000">باتری&zwnj;های قابل شارژ در صورت داشتن وسایل الکتریکی همراه داشته باشید.<br />
&bull;&nbsp;&nbsp; &nbsp;توجه کنید که فضای کافی برای برگرداندن زباله&zwnj;های خود به خصوص پلاستیک&zwnj;ها و باتری&zwnj;ها داشته باشید، زیرا مناطق اکوتوریستی معمولا تجهیزات لازم برای بازیافت این مواد را ندارند.<br />
&bull;&nbsp;&nbsp; &nbsp;از محل مورد بازدید خود از صنایع دستی محلی برای دوستان خود هدیه تهیه کنید تا هم از اقتصاد محلی حمایت کرده باشید و هم خاطره سفر را از یاد مبرید.<br />
&bull;&nbsp;&nbsp; &nbsp;در نهایت توجه داشته باشید که بهتر است کوله خود را خودتان حمل کنید و استفاده از مردم محلی برای این منظور پسندیده نیست.</font></font></div>
<div dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"><br />
<font style="BACKGROUND-COLOR: #ffffff" color="#000000">منبع: فصلنامه TIES<br />
مترجم: نگار قدیمی</font></div>
</div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">88@http://www.hallajisani.com</guid>
<dc:subject>سفرهای من</dc:subject>
<dc:date>15-1-1389</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>دلنوازان</title>
<link>http://www.hallajisani.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=87</link>
<description><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">تورو از خاطرم برده تبِ تلخِ فراموشی</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">دارم خو می&zwnj;کنم با این فراموشی و خاموشی</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">چرا چشمِ دلم کوره، عصایِ رفتنم سسته</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">کدوم موج پریشونی تورو از ذهنِ من شسته</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">خدایا فاصله&zwnj;ت تا من خودت گفتی که کوتاهه</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">از اینجا که من ایستادم چقدر تا آسمون راهه؟</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">من از تکرار بیزارم از این لبخندِ پژمرده</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">از این احساسِ یأسی که تو رو از خاطرم برده</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">به تاریکی گرفتارم، شبم گم کرده مهتابو</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">بگیر از چشمای کورم عذابِ کهنه&zwnj;ی خوابو</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">چرا گریه&zwnj;م نمی گیره، مگه قلبِ من از سنگه؟</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">خدایا من کجا میرم؟ کجایِ جاده دلتنگه</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">می&zwnj;خوام عاشق بشم اما تبِ دنیا نمی&zwnj;ذاره</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">سر راهِ بهشتِ من درختِ سیب می&zwnj;کاره</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%">&quot;پویا بیاتی&quot;</p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">87@http://www.hallajisani.com</guid>
<dc:subject>دل نوشته ها</dc:subject>
<dc:date>3-1-1389</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>اینجا آسمان ابری&zwnj;ست</title>
<link>http://www.hallajisani.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=86</link>
<description><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto">اینجا آسمان ابری&zwnj;ست ، آنجا را نمی دانم... اینجا پاییز شده ، آنجا را نمی&zwnj;دانم... اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمی&zwnj;دانم... اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمی&zwnj;دانم. وقتي كه بچه بودم هر شب دعا مي&zwnj;كردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم كه اين&zwnj;طوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخش.</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 15pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto">هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن. </p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">86@http://www.hallajisani.com</guid>
<dc:subject>دل نوشته ها</dc:subject>
<dc:date>3-1-1389</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

</channel>
</rss>
