نصب php-nuke 8.1 فارسی به اتمام رسیده است لازم است که پوشه install را حذف نمائید وجود این پوشه یک ریسک امنیتی محسوب میشود
جهانگردان ::::دل نوشته های یک جهانگرد:::
خوش آمديد!
14:55 سه شنبه 19 اسفند ماه ، 1388
پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 
e.visa

e-visa در سطوح متفاوتی در جهان ارائه می‌شود و استانداردهایی که سطح سرویسی خاصی را مشخص کنند وجود ندارد. برخی کشورها، e-visa را درحد ارائه اطلاعات اخذ ویزا از طریق اینترنت می‌دانند و برخی دیگر کل عملیات لازم برای اخذ ویزا را به صورت الکترونیکی و از طریق اینترنت انجام می‌دهند. درحال حاضر ظاهراً تنها سه کشور روسیه، کانادا و استرالیا خدمات صدور visa به صورت کاملاً الکترونیکی را عرضه می‌کنند اما سایر کشورها نیز برای ارائه این سرویسها در تلاش هستند.


صدور e-visa به صورت کامل یکی از سرویسهای مورد نیاز برای e-tourism است. هنگامی که یک گردشگر سفر خود را از طریق اینترنت برنامه ریزی می‌کند، باید امکان اقدام برای اخذ ویزا را نیز از طریق اینترنت داشته باشد.

بحث صدور ویزا چندان مشکل نیست چرا که به سادگی می‌توان اطلاعات مورد نیاز را به صورت فرمهای الکترونیکی

از طریق اینترنت دریافت کرد و مقدمات لازم برای صدور ویزا را مهیا کرد، هزینه‌ها را نیز می‌توان از طریق کارتهای اعتباری و پرداختهای اینترنتی دریافت کرد. تنها تفاوتی که میان ویزای معمولی و ویزای الکترونیکی وجود دارد عدم امکان تطابق متقاضی ویزا با پاسپورت و سایر روشهای تشخیص هویت است لذا در مورد e-visa صحت ادعاها به عهده متقاضی ویزا است و ویزای صادر شده باید در مبدأ ورودی به گردشگر تحویل گردد. برای این منظور بایستی زیر ساختارهای لازم در مبادی ورودی نظیر فرودگاهها ایجاد شود تا دارنده ویزای الکترونیکی با ارائه یک کد یا شماره ویزا و ارائه گذرنامه ویزای خود را در ترمینال ورودی دریافت کند.


در نهایت با الکترونیکی کردن گردشگری می‌توان یک کارت هوشمند را به توریست در ابتدای ورود تحویل داد تا در آن کلیه اطلاعات لازم از جمله ویزای الکترونیکی گردشگر وجود داشته باشد تا کلیه مراحل کاغذی حذف و گردشگر تمام عملیات مورد نیاز خود را از طریق همان کارت هوشمند به انجام رساند. به این ترتیب
تعامل فیزیکی گردشگر با بخشهای سرویس‌دهنده به حداقل رسیده و تمام فرآیند ورود گردشگر الکترونیکی خواهد شد

جذاب ترین و منفور ترین گردشگران
یك بررسی بین المللی جدید بر روی گردشگران 21كشور، آمار جالب و قابل ملاحظه‌ای از جذاب‌ترین و منفورترین گردشگران جهان را به دست آورده است.    

در بررسی‌های به عمل آمده گردشگران فرانسوی در صدر منفورترین گردشگران اروپایی و گردشگران چینی و هندی در رتبه اول بدترین گردشگران دنیا قرار گرفته‌اند.

نكته قابل ملاحظه در این تحقیق درباره گردشگران ژاپنی است كه لقب بانزاكت‌ترین، آرام‌ترین و منظم‌ترین گردشگران در سطح جهان را به خود اختصاص داده‌اند.

در تحقیقی كه از كاركنان 4 هزار هتل در آلمان و انگلستان، ایتالیا، فرانسه، كانادا و آمریكا صورت گرفت، پاسخ‌های متفاوتی از جانب كاركنان درباره رفتارهای مختلف مسافران به دست آمد.

در این تحقیق گردشگران ایتالیایی و فرانسوی خوش پوش‌ترین مسافران، گردشگران آمریكایی نیز بر اثر محدودیت زبان مشتاق‌ترین مسافران در ارتباط برقرار كردن با زبان‌های متفاوت بوده‌اند.

تیموتی دی روك، رییس بازاریابی مجموعه هتل‌های اكسپدیا گفت: انگلیسی صحبت كردن برای اكثر كاركنان هتل‌ها امری ساده است درحالی كه ارتباط برقرار كردن با گردشگران فرانسوی و ایتالیایی بسیار دشوار است.

در بررسی‌های انجام گرفته فرانسوی ها به علت بهره‌مندی از تعطیلات طولانی‌تر نسبت به سایر كشورهای به عنوان خسیس‌ترین گردشگران لقب گرفته و از این بابت بر تصور قدیمی خست اسكاتلندی خط بطلان كشیده‌اند. اگر چه گردشگران آمریكایی دست و دلبازترین گردشگران و در عین حال گستاخ‌ترین آن‌ها محسوب شده‌اند.
حرف نخست........

هنوز در سفرم
خیال می کنم
درآب های جهان قایقی است
ومن مسافر قایق هزارها سال است
........
مرا سفر به کجا می برد ؟
کجا نشان قدم نا تمام خواهدشد
وبند کفش به انگشت های نرم فراغت
گشوده خواهدشد؟
کجاست جای رسیدن و پهن کردن یک فرش وبی خیال نشستن
وگوش دادن به
صدای شستن یک ظرف زیر شیر مجاور؟

خدایا می خواهم در سفر شادی یک کودک لب جوی آب،عشق بی ریای پیران با فنجانی چای در کلبه عشق و صحبت های عاشقانه دختر و پسری در زیر درخت بلوط را ببینم ،خدایا از اینکه می بینم ،می شنوم و احساس می کنم از تو سپاسگذارم.

جهانگرد

 

علی ابن ابیطالب : آنچه را نمی دانی مگو ، بلکه هر آنچه را که می دانی نیز اظهار مکن

محمد کاظم حلاجی ثانی
 

نام:محمد کاظم

نام خانوادگی:حلاجی ثانی

سال تولد:15/2/1367

تحصیلات:دانشجوی رشته مدیریت جهانگردی

آشنایی بیشتر:

ب      بچه شمال ایران و شهر رامسر هستم ،بخاطر اینکه بچه این خطه هستم بخودم می بالم ،اما همیشه از اینکه جایگاه ویژه ای که می تونه این شهر در کشور و یا حتی جهان داشته باشه ولی نداره ،بشدت آزارم میده و همیشه فکرم رو بخودش معطوف میکنه.از همون دوران کودکیم عاشق دیدن چیزهای جدید بودم خصوصا دیدن انسان هایی تازه با تفکراتی متفاوت،بخاطر همین بنابر شغل پدرم در محیط هتل ،کم کم به سمت شغل پدری سوق پیدا کردم و حالا هم یه جورایی با همین شغل زندگی می کنم.شاید باورتون نشه اما زمان انتخاب رشته دانشگاهیم فقط و فقط به عشق گردش و هتل بود که رشته مدیریت جهانگردی و هتلداری رو انتخاب کردم واقعا دیوونه رشته ام هستم بخاطر اینکه شاید یه جورایی به نیازهای وجودیم پاسخ می ده و فکرم و بهتره که عنوان کنم کل زندگی ام رو به سمت شادی و تفکر در اون چیزایی که خدا خلق کرده،سوق می ده.این رشته رو انتخاب کردم بخاطر اینکه گردشگری و خصوصا مقوله مهمش یعنی هتلداری ،تو خونم جریان داشته و من مجبور بودم این قوه رو به فعل تبدیل کنم ،اجباری که عاشقانه ستایشش می کنم.من اعتقاد دارم که از طریق گردش خصوصا طبیعت گردی، بهتر می تونم خدا و جهان هستی رو درک کنم.شاید خنده آور باشه ولی به من ثابت شده که خیلی از جملاتی که تو کتاب ها نوشته میشه ،کذب محضه مثلا من از زمانی که واقعا خواستم سفر رو آغاز کنم این مهم بهم ثابت شد که حیوانات خیلی بیشتر از ما انسان ها می فهمن وتفکر می کنند اگر فکر میکنید که دارم کذب حرف میزنم فقط یک شب تو جنگل بخوابید؟؟؟ اگربخواهم یک یک دلایل انتخاب رشته تحصیلیم رو. بهتون بگم شاید از صد  هم بیشتر میشه،ولی شاید مهمترین دلیل برای این انتخابم این باشه که می خوام خودم رو خوب بشناسم.برای آینده خودم برنامه ریزی کردم و اطمینان دارم که به اهدافم میرسم.اعتقاد دارم در زندگی هیچ چیزی بهتر از آرامش ارزشی نداره.همیشه دوست دارم بهترین باشم تا اینکه اولین باشم.

این وب سایت یه جورایی دل نوشته هامه اما بیشتر سعی می کنم از سفر و گردشگری و خصوصا مقوله هتلداری براتون بنویسم.امید وارم که بعد از خوندن نوشته هام خسته نشید و بازم ببینمتون.

   Email:rahadtour@yahoo.com

 


کوتاهی قامتم سخت عذاب می دهدم


و سخت تر عذابی است که آن یار بی هیچ نشانی به جان می کشد


کاش می شد زخمهای تازیانه ی انتظار را شمرد


تا سختی "در بودن "را فهمید


گویی زمان بار دیگر برای من تکرار می شود


يكشنبه، 22 آذر ماه ، 1388
بازديد:75 بار
تو را در خواب باید جست.تو را در بهار باید یافت .اگر خزان خیمه زده بر دلم بار سفر ببندد و از درونم کوچ کند ،تو را در رودهای پر آب و چشمه ها جوشان باید دید که قطره قطره وجودت به زلالی قطرات باران و به پاکی آسمان آبی بعد از باران است.سرما تمام آرزوهای سبزم را خشکانده و بی هیچ بهانه ای بهار را به اسارت برده .زمستان تکرار می شود در نبودن تو .باور کن غم دوری ات شب یلدای من است.شب یلدایی سرشار از خاطره ،زیبایی وشاید فریادی که هرگز شنیده نمی شود.من فراموش کرده ام، شاید نتوانم اما سعی خواهم کرد که نشان دهم اینگونه است رسم دلدادگی.
دوشنبه، 2 آذر ماه ، 1388
بازديد:68 بار
 

سفرنامه قلعه رودخان

سفرنامه نویس:محمد کاظم حلاجی ثانی

   www.hallajisani.com

یکبار دیگه سلام.سفر نامه ای که در حال خواندن آن هستید مربوط میشه  به سفری خاطره انگیز ،سفری برای دیدن یک قلعه بیاد ماندنی و پر رمز و راز،سفری به استان سرسبز گیلان،سفر به قلعه رودخان .

آری چقدر زیباست ، صلابت رودخان،صداقت کوهسار و سادگی طبیعت قلعه رودخان.می گویند تخت گاه فرمانروایان گیلان بوده،برای خود زمانی بنایی بوده وتکیه گاه سربازانی بوده که با خنده فرمانروایان خود خندیده اند و با اشک آنها گریستند.قلعه ای در 16 کیلومتری جنوب شرقی فومن.نامش گرچه غریب است اما بنایش،رودش ،سربازانش و مردمش هرگز و هرگز غریب نیستند،آنها هویت و تاریخ نانوشته کتب های گیلان امروزاند.

برگه تقویم خانه ما نشانی ازآخرین صفحه روزهای مهر88 را نشان میداد و عقربه ساعت باز هم 8 صبح را زمان حرکت می دانست.اینبار سفری کاملا دانشجویی با دانشجویان جهانگردی دانشگاه پیام نور رامسرکه بحق برای خود دیگر استادی شده اند.اما نه در درس  و کتاب ،در عکس و فیلم و غذا.از مسیر هر چه بگوییم کم گفته ایم ،مگر میشود مسافر جاده های گیلان باشی و متحیر طبیعت بکر آن نشوی؟؟؟ قلعه رودخان زیاد هم  دور نیست مسیر ما آنقدرها هم طولانی نبود که بخواهیم بار کوله ها را زیاد کنیم اما چه کنیم از دست جنس مخالف که کوله هایشان گرچه سبک است اما خدا را شکر همین که خود را به قلعه برسانند برایمان کافیست.سربازان قدیم قلعه نمیدانند چوبه های درب را امروز اشتباه گذاشته اند ولی این را خوب میدانند که هر روز دوستدارانشان می آیند و می روند و از آنها یاد می کنند.

اما دیگر گزافه گویی بس است.قلعه رودخان کجاست ؟چگونه است ؟چرا میگویند برای خود تاریخی است؟با هم بیاییم قلعه رودخان را بشناسیم:

از آنجا که این قلعه تاریخی،در کنار رودخانه ای بنا شده به قلعه رودخان معروف است. این قلعه مهم تاریخی ،مدت ها تخت گاه و مرکز فرمانروایان گیلان بوده است و در ناحیه کوهستانی بخش علیای رود  رودخان و در 16 کیلومتری جنوب شرقی فومن و در محدوده دهستان گوراب قرار دارد. دژی محکم و بزرگ است که بیش از پنج هکتار وسعت دارد.حیرت انگیز است بنا ، آنگونه که حمل مصالح تا آن ارتفاع چگونه انجام گرفته.این بنا به وسیله سنگ و آجر ساخته شده و در بخش آسیب پذیر و نقاط حساس ،سنگ با ملات ساروج بکار رفته ،اما در مسیر اطاق ها ،برج ها و سقف های گنبدی شکل از آجر،گچ و ملات ساروج استفاده شده است.ارتفاع دیوارها از 3 تا 10 متر متغیر می باشد.فرم کلی قلعه نا منظم می باشد و از دو بخش شرقی و غربی تشکیل شده است. وجود رودخانه و خصوصا جنگل های انبوه قدیمی از جمله موانعی بوده اند که سد محکمی در برار حمله متجاوزین به این قلعه محسوب می شدند.این قلعه در ادوار تاریخی به نام های هزار پله ،حسامی و سکسار نیز نامیده می شده.

بخش غربی:

شامل دروازه ورودی ،چشمه ،حوض،آب انبار و سردخانه ،حمام،آب ریزگاه ،شاه نشین و تعدادی واحد مسکونی که به وسیله برج و باروهایی محصور شده اند .قلعه کلا دارای دو ارگ و شانزده قراول خانه است،ارگ یا شاه قلعه در دو طبقه و از آجر ساخته شده ،قراول خانه ها ،به صورت دو طبقه با نور گیرها و روزنه های متعدد مسلط بر محیط اطراف است .در ورودی یا دروازه قلعه ،شمالی است و در دو طرف آن دو برج توپر بسیار عظیم ساخته شده است .چشمه آبی در محوطه قلعه دیده می شود که این آب را با گنگ(=تنبوشه)از ییلاق زرد خونی آورده اند.

بخش شرقی:

مساحت بخش شرقی کمتر از بخش غربی است ،بنا های موجود در آن بیشتر جنبه نظامی داشته و شامل دروازه ورودی جداگانه با دو برج بزرگ ،زندان ،تعدادی واحد مسکونی و در اضطراری (دزد در)است.در دیوار شمالی و جنوبی قلعه و در فواصل نا منظم ،برج هایی است که بالای آن ها برج های هشت ضلعی ،و در دیوار ها منافذ و ترکش هایی برای دیده بانی و ریختن مواد مذاب  و تیر اندازی تعبیه شده است.از وجوه جالب توجه در معماری قلعه رودخان ،کاربرد طاق های جناغی و انواع مختلف آن  و نیز طرح های آجر کاری و سنگ چینی است که نشان از دقت نظر سازندگان آن دارد.

سخن آخر:

با توجه به شرایط منطقه مهمترین موضوع ،چگونگی حفظ ساختار قلعه می باشد که رویش گیاهان هرز تهدیدی جدی برای آن محسوب می شود.نظر به ویژگی های استثنایی بنای قلعه رودخان و طبیعت بسیار زیبا و جذاب آن و با اقدام هماهنگ سازمان ها و ادارات دولتی ،امید است این بنای تاریخی به یکی از قطب های مهم گردشگری کشور تبدیل شود. 

 

 

يكشنبه، 3 آبان ماه ، 1388
بازديد:103 بار
 

نگاهم را به آسمان می دوزم.به خدا می گویم،چرا؟خدا می گوید :باز هم که تو هستی .دیگر چه گله ای داری؟می گویم :خدایا مگر عاشقی جرم است؟خدا می گوید :آری جرم است .می گویم:مگر دوستی را دوست نمی داری؟می گوید:برای تو هرگز.می پرسم:خدایا مگر جرم من چیست؟می گوید:تو هنوز معنی دوست داشتن را نمی دانی.آنگاه یاد سخن استاد می کنم که می گفت:دوست داشتن از عشق برتر است.

خدایا به من دوستداری را بیاموز تا دوست داشتن را تجربه کنم.
شنبه، 2 آبان ماه ، 1388
بازديد:86 بار
 

سفر در روز جهانی جهانگردی

 

یکبار دیگه سلام.سفر نامه ای که در حال خواندن آن هستید مربوط میشه به یک روز خاطره انگیز ،که بنا به روایت تاریخ 5 مهر 88 بود ،یعنی روز جهانی جهانگردی.یک سفر پیشبینی نشده ولی خاطره انگیز که هنوز با یادآوری شیرینی ها و اندکی ماجراجویی ناخوداگاه خنده ام می گیره و یاد خاطره ها میکنم.5 مهر همین ماه بود که عقربه ساعت ،6 صبح رو نشون می داد و من هم طبق برنامه همه روزه ،لباس ورزشی ام رو پوشیدم و راهی برنامه ورزش صبحگاهی شدم.از اونجایی که چند ماهی میشه ماشین خریدم ،رفتن به گردش های تفریحی یک روزه برام راحت شده وخلاصه هرهفته به قسمتی از جاذبه های شمال سر میزنم،اما مگه میشه دانشجوی جهانگردی باشی ولی روز جهانی جهانگردی رو در خونه سر کنی؟حین ورزش کردن بودم که جرقه ای تو ذهنم زده شد که موبایلم رو بردارم و همپا پیدا کنم و برنامه رو برای یک سفر یک روزه بچینم.اما ازاونجایی که روز ،روز جهانگردی بود تصمیم گرفتم برای همکلاسی های خودم تماس بگیرم .اولین کسی که اطمینان داشتم می یاد محمد امین جعفری بود،کسی که تماس با اون ،سرآغاز خاطره های اون روز ما بود،آره محمد خواب بود و من هم که دیونه آزار دادن دوستام .خلاصه بعد از شنیدن کلمات  محبت آمیز محمد(البته از نوع رکیک؟؟؟) قرار شد که محمد بچه ها رو در جریان قرار بده و من هم برم دنبال تدارک خوراک و تجهیزات یک سفر تفریحی و صد البته شکمی که به قول خودم اسم این نوع از توریسم رو گذاشتم توریسم اشکام؟؟؟(یعنی همون شکم).سفر اون روز ما به جنگل دالخانی یک سفر 5 نفره بود:من محمد کاظم حلاجی ثانی ،امین مصطفی طالشی،محمد امین جعفری ،امید علیزاده و بابک جوربنیان،که همگی از دوستان خوبم در دانشگاه هستند.خلاصه بعد از هماهنگی و خرید یکسری از وسایل فراموش شده حدود ساعت 10صبح بود که از مسیر کتالم =هریس=دالخانی حرکت کردیم.دیگر مسیر دسترسی به دالخانی از خروجی شهر رامسر آغاز میشه و پس از طی مسیری حدود 7 کیلومتر در مسیر آسفالته رامسر به تنکابن به سه راهی جنت رودبار میرسه .جنگل دالخانی پس از طی 23 کیلومتر در مسیر ارتباطی و آسفالته جنت رودبار در کنار جاده قرار داره و حدود600000 متر مربع مساحت دارد.پس از طی مسیری از این جاده زیبا و سرسبز مکان مناسبی جهت برپا کردن چادر انتخاب کردیم.امین و بابک بدنبال چوب برای برپایی آتش رفتن و من ،محمد وامید کمپ رو آماده و وسایل رو چینش کردیم.از اونجایی که چای رو با قند نمی نوشم فراموشم شده بود تا برای بچه ها از خونه قند بردارم  بخاطر همین ماشین رو روشن کردم و با دوستم محمد برای خرید قند ازآلاچیق و دکه های تفریحی سر جاده راه افتادیم،اما نمی دونستیم که قراره اتفاق بدی برامون رخ بده؟؟؟؟آره ،سر یکی از پیچ های جاده دالخانی پیچ پچید اما فرمان پراید من نپیچید و ما در یک لحظه خودمون رو در زمین خاکی و باتلاقی کنار جاده دیدیم خلاصه عرض کنم که بد جوری ترسیدیم وتلاش کردیم تا ماشین رو از داخل چاله در بیاریم اما نشد و کارمون فقط با کمک یک راننده نیسان حل شد که ماشین رو بیرون کشید،خدا رو شاکر شدیم که زنده هستیم و خانواده هامون هنوز باید مارو تحمل کنند؟و هم شانس باهام یار بود که ماشینم حتی یک خراش هم برنداشت .(البته لباس محمد بدجوری کثیف شده بود) . خلاصه بعد ازاین اتفاق و خرید قند حادثه ساز برگشتیم کمپ و خاطره رو برای بچه ها تعریف کردیم که هیچکس باورش نمیشد.کم کم بساط کباب رو آماده کردیم  و حین پخت با توپ والیبال امین، هم فوتبال کردیم و هم والیبال (آخه توپ امین پنچری داشت).کباب اماده شده بود و ما کار اماده سازی روده های بزرگ و کوچک رو انجام میدادیم و شروع کردیم به خوردن. جای همه شما دوستان خالی ،البته من جای همتون خوردم .بعد از نهار شروع کردیم به شوخی های بامزه و بی مزه و خوردن پسته،چیپس ،ماست و البته چای.یادآوری خاطره های گذشته خصوصا اردوهای دانشجویی حس قشنگی رو برامون رقم زد که بارش باران این حس رو خیلی زیباتر کرده بود.از همه چیز و همه کس حرف زدیم و اینکه کم کم باید خودمون رو آماده کنیم برای یک آینده زیباتر از حال. در راه بازگشت رفتیم سر اصل مطلب ؛منظورم خواستگاری نیست موضوع تقسیم هزینه هاست که برای هرنفرمون6000 تومان تمام شده بود.البته هنوز هندوانه مونده بود،به بچه ها پیشنهاد دادم که بریم گشت در رامسر و بعد کنار ساحل هندوانه رو میل کنیم .بعد از گشتی کوتاه در شهرمان رامسر به پلاژ رفتیم و هندوانه رو بیچاره کردیم.اما جمله پایانی اختتامیه سفر ما بود:به امید سفری مجدد.

امید وارم که از خوندن این سفرنامه لذت برده باشین،ما که خصوصا به این سفرمون افتخار کردیم آخه در روز جهانگردی سفر کردیم و پاسدار کلمه گردش بودیم.جاتون خالی؟؟؟

 

دوشنبه، 20 مهر ماه ، 1388
بازديد:97 بار